X
تبلیغات
همه چی ازشیرمرغ تاجون آدمی@ایرانی برتر@

همه چی ازشیرمرغ تاجون آدمی@ایرانی برتر@
ترفند ویندوز و اینترنت,پروژه دانشکاهی,جک,عکسهای عشقولانه,آموزش رقص ,سرگرمی,مطالب جالب ازجهان امروز 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب
                                    جزئیات،از ديوار چيني تا ناز کاری


ادامه مطلب........
[ 87/04/11 ] [ 19:30 ] [ ...abc ]

چکيده

سالهاي زيادي است که بتن بعنوان يک ماده ساختماني مهم در ساخت و سازه‌هاي بتني چون ساختمانها، سدها، پلها، تونلها، راهها، اسکله‌ها و برجها و سازه‌هاي خاص ديگر کاربرد دارد. در اکثر موارد به بتن بعنوان ماده‌اي مقاوم در برابر نيروهاي فشاري نگريسته مي‌شده است. انجام پروژه‌هاي وسيع تحقيقاتي بر روي مواد مختلف تشکيل دهنده بتن و ازمايش‌ بتن‌هاي مختلف با مواد جديد در سالهاي آخر قرن اخير منجر به پيدايش بتن‌هايي شده است که علاوه بر تأمين مقاومت خواص ديگري از اين ماده نظير دوام، کارايي، نرمي و مقاومت در برابر عواملي چون آتش و محيط و هوازدگي را دستخوش تغييرات اساسي نموده است. علاوه بر دگرگوني و تحول در مواد تشکيل دهندة بتن، افزودن مواد ديگري به بتن همچون افزودنيهاي مختلف، انواع الياف‌ها و حتي مواد زائدي که ارزش خاصي نداشته و باعث آلودگي محيط زيست نيز مي‌شوند، موجب پيدايش بتن‌هاي جديد با خواص جديد و بهبود يافته شده است. در بتن مسلح علاوه بر خود بتن بر روي آرماتور نيز تحولاتي صورت پذيرفته است. بعنوان مثال کاربرد فولادهاي ضد زنگ براي مناطق بسيار خورنده، استفاده از آرماتورهاي ساخته شده با الياف‌هاي مختلف پلاستيکي و پليمري از جمله تحقيقاتي بوده است که نتايج اوليه سودمندي بدست داده است، ليکن کار بر روي آنها و تحقيقات وسيع‌تر و دراز مدت براي بررسي داوم آنها هنوز ادامه داشته و به قرن آينده خواهد رسيد. هدف از مقالة اخير عنوان نمودن پاره‌اي از دستاوردهاي اخير در بتن و بتن مسلح و ادامه راه در سالهاي آينده مي‌باشد. در اين خصوص به تحول دستيابي به بتن‌هاي با مقاومت زياد و بسيار زياد و بالاتر ازMPa 100 و همچنين بتن‌‌‌هاي توانمند با عملکرد بالا خواهيم پرداخت. همچنين کاربرد مواد مختلف و الياف‌ها براي افزايش نرمي بتن که مسألة بسيار مهمي در پديدة زلزله و بارهاي ديناميکي بر روي سازه‌هاي بتني است، بيان خواهد شد. در ادامه به بتن‌هايي که بسيار کارا بوده و نياز به لرزاندن نداشته و درعين حال مقاومت زيادي دارند، اشاره خواهد شد. در بخش ديگري از مقاله کاربرد بتن بعنوان راه حلي براي کاهش آلودگي محيط زيست توضيح داده خواهد شد. در بخش پاياني آخرين نتايج و کاربرد محدود آرماتورها با جنسيت‌هاي مختلف از جمله الياف کربني، پليمري و پلاستيکي شده است. بايد اذعان نمود که نتايج تحقيقات سالهاي آخر قرن حاضر و ادامة‌ آنها در آينده و قرن جديد مي‌تواند نگرش تازه‌اي به بتن بعنوان يک مادة ساختماني پرمصرف بدهد. اين نتايج منجر خواهد شد تا ديدگاه بتن بعنوان تنها يک ماده با مقاومت فشاري خوب به کلي دگرگون شده و خواص ويژه بتن‌هاي جديد نظر اکثر دست‌اندرکاران پروژه‌هاي بزرگ عمراني را در جهان بخود معطوف سازد.

مقدمه

سالهاي زيادي است که از بتن بعنوان يک مادة ساختماني مهم و با تحمل فشارهاي بالا جهت ساخت و ساز انواع سازه‌ها استفاده مي‌شود. ضعف اين مادة مهم و پر مصرف ساختماني در مقابل کشش با قرار دادن آرماتور تا حد زيادي جبران شده است. در سالهاي اخير و با بررسي دوام سازه‌هاي بتني مسلح بويژه در مناطق خورنده و سخت براي بتن نظر اکثر کارشناسان و دست‌اندرکاران کارهاي بتني به اين مسأله جلب شده است که مقاومت به تنهايي نمي‌تواند جوابگوي کليه خواص مربوط به بتن بخصوص دوام آن باشد و لازم است در طراحي بتن براي مناطق مختلف علاوه بر مسأله مقاومت و تحمل بارها در طول مدت بهره‌دهي، پايايي و دوام آن نيز مد نظر قرار گيرد. در حال حاضر با اضافه نمودن مواد مختلف بتن و تغييرات در طرح اختلاط مي‌توان به بتن‌هايي دست يافت که بدون تغيير قابل ملاحظه در مقاومت آنها از نقطه نظر دوام به بتن‌هايي با دوام بالا دست يافت. مسأله محيط زيست وآلودگي آن نيز در سالهاي اخير نظر جهانيان را بخود معطوف ساخته است. کاربرد مواد و مصالحي که در ساخت آن آلودگي کمتري به محيط منتقل گردد و همچنين برداشت مصالح طبيعي که کمتر محيط را تخريب نمايد، مورد توجه خاص قرار دارد. در اين راستا محدوديت کاربرد سنگدانه‌ها، دستيابي به مواد جديد و نيز استفاده از مواد زائد کارخانه‌ها و آلاينده‌هاي محيط زيست در بتن در رأس برنامه‌هاي تحقيقاتي پاره‌اي از کشورهاي جهان قرار گرفته است. علاوه بر خود بتن و مصالح تشکيل‌دهندة آن در سالهاي اخير بر روي آرماتور مصرفي در سازه‌هاي بتني مسلح نيز تحولاتي صورت گرفته است. بعنوان مثال و براي پرهيز از خطر خوردگي آرماتور، از فولادهاي ضد زنگ و نيز آرماتورهاي ساخته شده با الياف‌ مختلف پلاستيکي و پليمري در محيط‌هاي بسيار خورنده استفاده مي‌شود. کار بر روي عملکرد دراز مدت چنين موادي هنوز ادامه دارد. در مقالة اخير به چند مورد از بتن‌هاي جديد که چند سالي است از آنها در صنعت ساخت و ساز براي سازه‌هاي بتني استفاده مي‌شود اشاره شده و مواد جديد مورد استفاده در بتن که تحقيقات روي آنها هنوز ادامه دارد، نيز بيان خواهد شد. بعنوان مثال بتن‌هاي با مقاومت زياد و بتن‌هاي توانمند و با عملکرد بالا در اين خصوص جايگاه ويژه‌اي دارند. کاربرد الياف و مواد مختلف در بتن براي افزايش نرمي آن و مقاومت در مقابل بارهاي ضربه‌اي و نيروهاي ناشي از زلزله مورد ديگري از بتن‌هاي خاص مي‌باشد. با نگرشي عميق به مسأله دوام بتن و ضمن تأمين مقاومت لازم، کاربرد بتن‌هاي با کارايي بالا که اجراي آن را نيز آسان مي‌سازد در برنامه کار مراکز بسياري قرار گرفته و برخي از اين بتن‌ها با اضافه کردن افزودنيهاي مختلف به آنها، اينک وارد صنعت بتن شده‌اند.

بتن با مقاومت زياد

امروزه بر اساس تکنولوژي رايج بتن، ساخت بتن‌هاي با مقاومت‌هاي فشاري زياد و دور از انتظار که مي‌تواند براي طراحي سازه‌هاي اجرايي رايج مورد استفاده قرار گيرند، امکان‌پذير مي‌باشد. اگر چه اغلب آيين‌نامه‌هاي بتن هنوز مقاومت بتن مورد استفاده در سازه‌ها را به MPa 60 محدود مي‌کنند، اما آيين‌نامه‌هاي جديد اخيراً حدي بالاتر از MPa 105 را نيز در نظر گرفته‌‌اند ] 1 [. ساخت بتن‌هاي با مقاومت زياد و در حد MPa 120 و کاربرد آن در ساختمان‌هاي بلند در کشورهاي پيشرفته دنيا رواج يافته است. اين مقاومت با اضافه نمودن مواد ريز و فعال به سيمان تا حدي افزايش يافته که بتن‌هايي با مقاومت‌هاي فشاري بين MPa 200 و MPa 800 و مقاومت‌هاي کششي بين MPa 30 و MPa 150 در نمونه‌هاي آزمايشگاهي بدست آمده است. براي دستيابي به چنين مقاومت‌هايي لازم است تغييراتي در طرح اختلاط داده و از مواد و افزودني‌هاي جديدي استفاده نمود. از عوامل مهم در رسيدن به چنين مقاومت‌هايي استفاده از سنگدانه‌هاي مقاوم و کاهش حداکثر اندازه سنگدانه در مخلوط بتني براي همگني بيشتر آن مي‌باشد. همچنين با استفاده از مواد بسيار ريزدانه و با اندازه‌هاي کمتر از دهم ميکرون مي‌توان مجموعه‌اي متراکم‌تر و با تخلخل بسيار کم که بالاترين وزن مخصوص را خواهد داشت، تهيه نمود. در بتن‌هاي با مقاومت زياد بايستي تا حد ممکن نسبت آب به سيمان (w/c) را کاهش داد (امروزه حتي نسبت 18/0 = w/c استفاده شده است) که در اين حالت بعضي دانه‌هاي سيمان هيدراته نشده بصورت مواد ريزدانه پرکننده، دانسيته را افزايش داده و در نتيجه سبب افزايش مقاومت مي‌شوند. بديهي است براي تأمين کارايي چنين مخلوط‌هايي با آب بسيار کم لازم است از روان‌کننده‌ها، فوق‌روان‌کننده‌ها و پخش کننده ذرات ريز در بتن استفاده نمود. براي افزايش نرمي چنين بتن‌هايي (با افزايش مقاومت شکنندگي و تردي بتن افزايش مي‌يابد) مي‌توان به آنها الياف‌هاي کوتاه اضافه نمود. در ساخت چنين بتن‌هايي (مقاومت در حد فولاد و بالاتر) از روشهاي سخت شده تحت فشار و دما براي عمل آوري بتن و تأمين مقاومت اوليه زياد استفاده مي‌گردد.
جدول 1- مشخصات بتن بکار رفته در يک ساختمان بلند در مونترال کانادا
طرح اختلاط
خواص بتن
نسبت آب به سيمان 25/0
اسلامپ 250 ميلي‌متر
آب 135 ليتر
درصد هوا 4/4 درصد
سيمان نوع 1 500 کيلوگرم در متر مکعب
مقاومت فشاري 7 روزه 77 مگاپاسکال
دوده سيليس 30 کيلوگرم در متر مکعب
مقاومت فشاري 28 روزه 3/92 مگاپاسکال
شن‌با‌حداکثر اندازه10ميليمتر ‌1100‌کيلوگرم‌در مترمکعب
مقاومت فشاري 90 روزه 106 مگاپاسکال
ماسه طبيعي 700 کيلوگرم در متر مکعب
مقاومت فشاري يکساله 4/119 مگاپاسکال
ديرگير کننده 8/1 ليتر در متر مکعب

فوق روان کننده 14 ليتر در متر مکعب

بتن هاي با کارايي بسيار زياد (بتن خود متراکم)

امروزه در بعضي کشورهاي جهان و بويژه در ژاپن بتن جديدي با کارايي بسيار بالا که نياز به لرزاندن نداشته و خودبخود متراکم مي‌گردد ساخته شده و در برخي پروژه‌ها اجرا شده است. با داشتن کارايي بسيار زياد اين بتن در اجرا، خطر جدايي سنگدانه‌ها و خمير را نداشته و در عين حال از مقاومت زياد و دوام نسبتاً بالايي برخوردار است. در طرح اختلاط اين بتن، موارد زير در نظر گرفته شده است. ميزان شن در اين بتن حدود 50 درصد حجم مواد جامد بتن بوده و در آن ماسه به ميزان
40 درصد حجم ملات استفاده شده است. نسبت آب به مواد ريزدانه و پودري بر اساس خواص مواد ريز بين9/0 تا 1 انتخاب مي‌شود. براي تعيين ميزان نسبت آب به سيمان و مقدار فوق روان کننده مخصوص مصرفي با استفاده از روش ميز رواني، مقدار بهينه با آزمون و خطا تعيين مي‌گردد ]2و3[.

بتن با سنگدانه بازيافتي

امروزه با توجه به پيشرفت جمعيت و مشکل فضا در شهرهاي بزرگ براي ساخت و ساز لازم است ساختمان‌هاي قديمي بتني تخريب و بجاي آن ساختمان‌هاي بلند جديد احداث شوند. در کشور ژاپن و چند کشور اروپايي که زمين و فضاي لازم براي ايجاد بنا ارزش ويژه‌اي دارد و همچنين براي جلوگيري از مسائل محيط‌زيستي که از تخريب ساختمانها ناشي مي‌شود و کاربرد مصالح آن در بناي جديد تحقيقات وسيعي در ساخت بتن با سنگدانه بازيافتي (خورد کردن بتن قديم و استفاده از آن بعنوان سنگدانه در بتن جديد) در حال انجام است. بعنوان مثال در کشور هلند هر سال حدود 10 ميليون تن مصالح ناشي از تخريب ساختمان‌هاي بتني که حدود حجم بتن مورد نياز در ساخت ساختمانهاست، توليد مي‌شود. قرار است نيمي از اين مصالح در بتن‌هاي جديد استفاده شوند. در حال حاضر تحقيقات روي ميزان جمع‌شدگي و خزش و دوام اين بتن‌ها ادامه دارد تا در قرن بيست و يکم کاربرد وسيع‌تر آن را امکان‌پذير سازد.

بتن‌هاي با نرمي بالا


امروزه کاربرد بتن با نرمي بالاتر که بتواند تغيير شکل‌هاي زياد را بدون شکست تحمل نمايد، مورد توجه قرار گرفته است. تحقيقات وسيعي در خصوص تأمين نرمي لازم در بتن با الياف‌هاي مختلف و حتي حذف آرماتور در حال انجام مي‌باشد. هدف از کاربرد الياف در بتن افزايش مقاومت کششي، کنترل گسترش ترکها و افزايش طاقت (Toughness) بتن مي‌باشد تا قطعه بتني بتواند در مقابل بارهاي وارده در يک مقطع ترک خورده تغيير شکل‌هاي زيادي را پس از نقطه حداکثر تنش تحمل نمايد. شکل شماره 1 عملکرد يک تير خمشي با الياف را در تحمل خيزهاي زياد در مقايسه با بتن بدون آرماتور نشان مي‌دهد.
 
شکل 1- منحني تغيير شکل يک تير با و بدون الياف در يک تير خمشي
بتن با الياف مختلف در سالهاي اخير در سازه‌هاي عمده‌اي چون روسازي راهها و فرودگاه‌ها، بتن پي‌هاي عظيم با تغيير شکل‌هاي زياد و بويژه در پوشش بتني تونلها بکار رفته است. در ساخت پوشش تونلها بتن اليافي با پاشيدن بر جداره شکل مي‌پذيرد. اخيراً براي حذف ترکها در پوشش تونلهايي که بصورت چند تکه پيش ساخته اجرا مي‌شود از بتن بدون آرماتور و تنها الياف استفاده شده و اين نوع بتن سبب حذف ترکها در حين عمل‌آوري و حمل و نقل قطعات و نصب آنها براي کامل کردن مقطع تونلهاي مترو شده است. در نوع بسيار جديد بتن اليافي که مي‌توان با آن به حداکثر نرمي در بتن رسيد از روش ريختن دوغاب روي الياف (SIFCON) استفاده مي‌شود. در اين روش ابتدا الياف ريخته شده و سپس فضاي بين آنها با ملات دوغابي پر مي‌شود. ميزان الياف در اين بتن حدود 10 درصد مي‌باشد که حدود 10 برابر ميزان الياف در بتن‌هاي اليافي متداول است. با اين مصالح لايه‌هاي محافظي بدون ترک و تقريباً غير قابل نفوذ مي‌توان ايجاد نمود. بعلت نرمي زياد اين قطعات ظرفيت تغيير شکل‌پذيري اين قطعات به ميزان ظرفيت دالهاي فولادي مي‌رسد. مقاومت فشاري اين نوع بتن حدود 110-85 مگاپاسکال و مقاومت خمشي حدود 45-35 مگاپاسکال مي‌باشد. از اين قطعات نه تنها مي‌توان بعنوان لايه‌هاي محافظ کوچک استفاده نمود، بلکه در باندهاي فرودگاه در برابر ضربات عملکرد خوبي نشان مي‌دهند. در کارهاي تعميراتي دالها مي‌توان از آنها بعنوان لايه روي بتن قديم و بدون درز و در زماني کوتاه استفاده نمود ]4[.

آرماتورهاي غيرفولادي در بتن

در سالهاي اخير استفاده محدودي از آرماتورهاي غيرفلزي آغاز گشته است هر چند تحقيقات بر روي کاربرد وسيع‌تر آنها و عملکرد دراز مدت اين نوع آرماتورها ادامه دارد. اين آرماتورها که معروف به آرماتورهاي با الياف پلاستيکي (FRP) هستند از الياف مختلفي چون الياف شيشه‌اي (GFRP)، الياف آراميدي (AFRP) و الياف کربني (CFRP) در يک رزين چسباننده تشکيل شده اند. در جدول 2 خواص مکانيکي چند آرماتور اليافي که کاربرد پيدا کرد‌ه‌اند‌، آورده شده است. در شکل 2 ميله‌هاي پلاستيکي ساخته شده با الياف مختلف و فولادهاي پيش تنيدگي از نقطه نظر منحني‌هاي تنش-کرنش با يکديگر مقايسه شده‌اند.
جدول - خواص مکانيکي الياف‌هاي مختلف
نوع الياف
مقاومت کششي (MPa)
کرنش نهايي (٪)
E (Gpa)
آراميد
3400-2700
4-5/2
165-73
شيشهE
3500
5-3
75
شيشه S
4500
5/5-5/4
87
کربن مدول پايين
3900-3200
6/1-1
250
کربن مدول بالا
2700-2300
6/0
400

خاصيت عمده اين آرماتوها که سبب کاربرد آنها شده است، مقاومت در برابر خوردگي آنهاست که مي‌تواند در محيط‌هاي بسيار خورنده دوام دراز مدتي داشته باشند. علاوه بر اين مقاومت بالا، مقاومت به خستگي بالا، ظرفيت بالاي تغيير شکل ارتجاعي، مقاومت الکتريکي زياد و هدايت مغناطيسي پايين و کم اين مواد از مزاياي آنها شمرده مي‌شود. البته اين مواد معايبي چون کرنش گسيختگي کم و شکننده بودن و خزش زياد و تفاوت قابل ملاحظه ضريب انبساط حرارتي آنها در مقايسه با بتن را به همراه دارند ] 5[. اخيراً از الياف مختلف شبکه‌هايي بافته شده و بصورت يک شبکه آرماتور در سطح بتن براي کنترل ترک و کم کردن عرض آن و همچنين در ديوارهاي نماي بتني از آن استفاده مي‌کنند. تحقيقات روي کاربرد صفحات اليافي بجاي صفحات فولادي براي تقويت قطعات خمشي و تيرها و دالها بويژه در پلها ادامه دارد. اين صفحات بارزين‌هاي اپوکسي به نواحي کششي از خارج اتصال داده مي‌شوند. کاربرد صفحات با الياف کربني براي اين تقويت بيشتر رايج گشته و در چندين پل در ژاپن و در بعضي کشورهاي اروپايي از آن استفاده شده است ]6[.

بتن‌هاي ابداعي

در بعضي موارد با تغيير در مواد تشکيل‌ دهنده بتن و با روش‌هاي ابداعي مي‌توان پاره‌اي از خواص نامطلوب بتن را حذف نمود. اين امر منجر به پيدايش بتن‌هاي خاص با خواص ويژه‌اي مي‌گردد. بعنوان مثال تغييراتي است که مي‌توان در ترکيب بتن‌هاي با مقاومت زياد که اين روزها کاربرد بيشتري پيدا مي‌کنند را نام برد. بتن‌هاي با مقاومت بالا معمولاً با سيمان زياد و نسبت آب به سيمان کم و اضافه و جايگزين نمودن سيمان با دوده سيليس ساخته مي‌شوند. در حين عمل هيدراسيون سيمان و سخت شدن اين بتن‌ها چون آب داخل بتن کافي نيستَ، مقداري آب از سطح خارجي به قسمت داخلي براي تکميل عمل فوق مي‌رسد. بنابراين بتن هاي با مقاومت زياد در ساعت اوليه سخت شدن دچار جمع‌شدگي ذاتي قابل ملاحظه‌اي مي‌شوند. ممکن است اثرات منفي ديگري نظير حساسيت به ترک‌خوردگي بيشتر در اين بتن‌ها مشاهده شود. اين معايب را مي‌توان با روش ساده‌اي برطرف نمود. در يک عمل ابداعي مي‌توان حدود 25 درصد از حجم سنگدانه را با سنگدانه سبک وزن قبلاً خيس شده جايگزين نمود. اين سنگدانه‌ها باعث ايجاد ذخيره آب در بتن شده و محيطي با عمل‌آوري مرطوب فراهم مي‌سازند. نتيجه اضافه کردن سنگدانه پيش اشباع شده به بتن با مقاومت زياد، کاهش جمع‌شدگي ذاتي و کم شدن و حذف ترکهاي مويي خواهد بود. همچنين تراکم و دانسيته بالاي بتن‌هاي با مقاومت زياد سبب کاهش مقاومت در برابر آتش اين بتن‌ها مي‌شود که بعنوان يک عيب محسوب مي‌شود. در دماي بالا آب شيميايي خمير سيمان بخار شده ولي به علت متراکم بودن بتن با مقاومت زياد نمي‌تواند از آن خارج شود. در نتيجه پوشش بتني بصورت ورقه جدا شده و ظرفيت بارپذيري ستون کاهش مي‌يابد. در يک کار ابداعي مي‌توان الياف پروپيلني به بتن اضافه نمود. در دماي بالا الياف ذوب شده و کانالهايي براي فرار و خروج بخار آب از بتن فراهم مي‌سازند و از ورقه ورقه شدن بتن جلوگيري بعمل مي‌آورند ]7[.

نتيجه‌گيري

در سالهاي اخير تحول عظيمي در تکنولوژي بتن و پيدايش بتن‌هاي جديد صورت گرفته است. اين تحولات به پيدايش بتن‌هاي با مقاومت بسيار زياد، بتن‌هاي با نرمي بالا، بتن‌هاي با آرماتورهاي غيرفلزي، بتن با کارايي بسيار زياد، بتن با سنگدانه‌هاي بازيافتي و بتن‌هاي ابداعي منجر شده است. بايد اذعان نمود که نتايج تحقيقات سالهاي آخر قرن حاضر و ادامه آنها در قرن جديد مي‌تواند نگرش تازه‌اي به بتن بعنوان يک ماده ساختماني پرمصرف بدهد. اين نتايج منجر خواهد شد تا ديدگاه بتن بعنوان تنها يک ماده با مقاومت فشاري خوب به کلي دگرگون شده و خواص جديد بتن‌هاي نوين نظر اکثر دست اندرکاران پروژه‌هاي عظيم عمراني را در جهان بخود معطوف سازد.

 



[ 87/03/14 ] [ 12:4 ] [ ...abc ]

مقدمه

 

 

نقشه برداری علمی است آمیخته با فن ، به منظور تعیین موقعیت نقاط در شرایط

 

مختلف که به تنهایی برای دست اندرکاران فعالیت های عمرانی ، اقتصادی و

 

کشاورزی در یک منطقه از زمین کاربرد دارد ، بلکه به طور کلی برای کلیه ی

 

کسانی که موقعیت نقاط به نحوی درتصمیم گیری های آنها موثراستفاده می باشد.        

 

در تعیین موقعیت های بسیار دقیق توجه به جنبه های علمی نقشه برداری اهمیت

 

زیاد دارد . تکنیک های بسیار پیشرفته ای بکار گرفته می شود که موضوع

 

مهندسی نقشه برداری است .

 

در مواقعی که دقت فوق العاده مورد نیاز نیست ، اکثرا" تنها جنبه های فنی نقشه –

 

برداری مطرح می شود. به عنوان مثال در فعالیت های عمرانی به خصوص وقتی

 

منطقه ی مورد نظر نسبتا" کوچک و محدود باشد ، نقشه برداری به عنوان فن

 

تعیین موقعیت نقاطی در سطح ، بالا و یا در زیرزمین کاربرد دارد .

 

دست اندرکاران پروژه های ساختمانی نیازمند اطلاعات مختصری ازفن نقشه –

 

برداری هستند که تحت عنوان نقشه برداران ساختمان ارائه می گردد.نقشه برداری  

 

ساختمان در خصوص تهیه ی پتان های موقعیت وپیاده کردن طرح های ساختمانی

 

و محاسبه حجم عملیات خاکی و کنترل هندسی ساختمان درحین و بعد از گفتگو 

 

می نماید .  

 

 

 

 

 

 

 

 

نقشه برداری و توپومتری :

 

 

الف) تعریف: نقشه برداری یا توپو گرافی درمعنای جامع خودعلمی است خیلی وسیع که منظوراز آن نمایش دادن شکل و وضع یک منطقه یا یک قطعه اززمین است روی یک صفحه کاغذ یا مقوا با تمام عوارض جزئیاتی که در سطح آن یافت میشوند.

 

ب) نقشه : نمایشی کامل شکل یک قطعه زمین روی صفحه کاغذ یا مقوا را نقشه آن زمین می گویند . وضع ظاهری این نقشه شبیه تصویرافقی زمین است که روی آن طولهای افقی را مستقیما با مقیاس و زاویه های افقی را به اندازه های حقیقی شان، رسم کرده و پستی وبلندیهای زمین را نیز با علاماتی خاص (مثل منحنی تراز) نشان داده اند . نقشه به منظور نشان دادن تصویر افقی ووضع مسطحا تی یک منطقه یا یک قطعه زمین را پلان آن زمین می گویند .

 

ج) مقیاس : مقیاس عبارت است از نسبت طول یک فاصله در روی نقشه به مقدار واقعی تصویر افقی همان فاصله در روی زمین . به عبارت د یگر نسبت بزرگی یا کوچکی جسم در نقشه رسم شده به اندازه واقعی آن بر روی زمین را گویند .

 

 

دسته بندی نقشه ها از نظر مقیا س

1

- نقشه های جغرافیایی دارای مقیاس کوچک یعنی0.000001 و پایین تر   می باشد .

2- نقشه های توپو گرافی دارای مقیاس های متوسط  یعنی از0.0001 تا   0.00005 می باشد .

3- نقشه های با مقیاس بزرگ انهایی هستند که دارای مقیاس های 0.005 و بالاتر می باشند که این نوع مقیاس ها را مقیاس عددی می گویند .

 

 

 

د ) برداشت یک قطعه زمین :  در نقشه برداری منظور از اصطلاح برداشت یک قطعه زمین  یعنی بدست آوردن و یادداشت نمودن تمام اندازه های خطی وزاویه ای که برای رسم نقشه ی آن زمین لازم میباشد . این اندازه ها را روی یک طرح یا کروکی ساده ی زمین یادداشت می نمایند . کروکی یا طرح عبارتست از شکل تقریبی و نقاشی ساده ی زمین که در هنگام برداشت مستقیما با نگاه رسم می شود . به عبارت دیگر عمل های اندازه گرفتن  ویادداشت نمودن تمام اندازه های خطی و زاویه ای که برای تهیه ی نقشه ی کامل یک قطعه زمین لازم می باشند برداشت می گویند .

ه ) نقل برداشت : منظور از نقل برداشت ف یعنی، تمام اندازه هایی را که روی زمین بدست آورده و روی کروکی یادداشت کرده اند ، برای تهیه ی نقشه ، با مقیاس روی کاغذ یا مقوا نقل کنند .

و) توپو متری چیست ؟ وقتی عملیات برداشت و تهیه نقشه تماما بر مبنای قواعد هندسی انجام بگیرند . نقشه برداری را توپو متری می گویند .

طبقه بندی نقشه برداری بر حسب نوع زمین :

 

 می توان نقشه برداری را برحسب نوع زمین و کیفیت کار برد ، به صورت زیر طبقه بندی نمود :

 

الف ) برداشت توپوگرافی : این برداشت ها برای تعیین وضع مسطحاتی وپستی وبلندیهای زمین وتمام عوارض آن از قبیل کوه ها ، تپه ها،رودخانه ها،برکه ها، مناطق جنگلی ، جاده ها ,مسیرها, راه آهن ،شهرکها وغیره انجام می گیرند .

 

ب ) برداشت های ثبت املاکی (کاداستر) :در این برداشت ها بیشتروضع مسطحاتی زمین مورد توجه است ومعمولا با مقیاس بزرگتر از برداشت توپوگرافی انجام می گیرند . هدف آن تعیین حدود ارضی محاسبه مساحت های املاک زمینی ، تهیه نقشه های وصول مالیاتی ایالات و همچنین تعیین حدود شهرداریها، شرکت ها ،و توقف گاههای نظامی می باشند .

 

د ) برداشت های آبی ( ئیدروگرافیک ) : هدف ازاین برداشت ها تعیین وضع توده های بزرگ آب برای کشتی رانی و دریا نوردی ، ساختمان  بندرگاهها ، پیش بینی جذر و مد ها ،تعیین تراز متوسط دریاها ، برداشت از ساحل ها و برآ مدگیهای زمین در دریاها ، عمق پیمایی و تعیین کف دریاها به منظور غواصی و شنا سایی و غیره .

 

ت ) نقشه برداری زیرزمینی : برای کشف منا بع زیرزمینی و زدن تونل ها و خطوط مترو و راه های قطار و دسترسی به سفره های زیرزمینی و عناصر م غیره .... نیاز به دانستن نقشه برداری زیرزمینی است . 

 

ث ) نقشه برداری نظامی : این علم در نظام بسیار پیشرفته می باشد ، که برای تعیین موقعیت استراتژیکی کاربرد فراوان داشته و حتی می گویند که موسسین آنها هم نظامیان بوده اند .

 

 

 

مراحل کار نقشه برداری

 

 

الف ) مرحله صحرائی: 1- شناسایی  2- تهیه کروکی  3- اندازه گیری عناصر لازم

 

ب ) مرحله دفتری: 1- محاسبات 2- ترسیم نقشه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مساحی:

 

 

اندازه گیری و مساحت یابی از وسعت های کوچک با وسایل ساده نقشه برداری مساحی گویند.(عبارتند از: متر- ژالون - گونیای مساحی- شیب سنج -...)

به عبارت دیگر منظور از مساحی یک قطعه زمین یعنی اندازه گرفتن مساحت تصویر آن قطعه زمین .

 

برای مساحی یک قطعه زمین باید دو دسته عملیات انجام گیرد:

 

 عملیات برداشت : منظوراز برداشت عملیاتی است که باید روی یک قطعه

زمین برای بدست آوردن تصویر افقی مرزهای آن انجام داد.

 

تهيه كروكي :كروكي رسم تقريبي محيط قطعه زمين است كه مي خواهيم مساحي كنيم .معمولا اين كروكي را موقعي كه در زمين براي شناساي مقدماتي مي روند بانگاه روي كاغذ رسم مي كنند .

 

 عملیات رسم : مرحله بعد ترسیم نقشه بر روی کاغذ با دقت فراوان و با مقیاس مشخص است .

 

 

 

 

 

 

روشهای مساحی :

 

 

1.روش مثلث بندی: این روش ودقیقترین روش در مساحی است .

 

2.روش خط هادی:

شرایط انتخاب خط هادی :1- بلندی طول زمین را در برگیرد. 2- به راحتی مترکشی شود .

 

3- حدلاامکان راس دو قسمت زمین را به هم وصل نمایید. 4- ازروی خط هادی به اکثر    راس های زمین دید داشته باشیم .

 

3.با استفاده از تشابه مثلثاتی

 

4.با استفاده از چند ضلعی محیطی

 

5.با استفاده از چند ضلعی محاطی

 

6.روش شعاعی (پرتوی)

 

7.روش قائم الزاویه ای یا روش مختصات نقاط

 

 

 

 

طریقه ی قرائت زاویه های پلیکون:

 

 

برای شروع کار ابتدا دوربین را روی نقطه یا سانتراژ قرار داده وتراز می کنیم

 

بعد دوربین را روی ایستگاه سمت راست دوربین ثابت کرده وقفل می کنیم و زاویه

 

آن را صفر،صفر می کنیم بعد دوربین را180 درجه می چرخانیم که به این عمل

 

کوپل گفته می شود . بعد زاویه رادر جدول ثبت می کنیم بعد آن را روی ایستگاه

 

سمت چپ قرارداده و زاویه را می نویسیم وعمل کوپل را انجام داده و مجدا زاویه

 

را ثبت می کنیم. وباید توجه داشته باشیم تمام قرائت ها با لمپ افقی (HZ )

 

صورت گیرد. این کار در تمام ایستگاه زمین مورد نظر انجام می دهیم تا زوایای

 

بین ایستگاه مشخص شده بدست آید ودر رسم شکل زمین به ما کمک کند .

 

از همه مهمتر باید برای خواندن زوایای ایستگاه مورد نظر نگه داشته شود تا

 

زاویه خوانی با دقت بیشتری انجام شود.

 

 

 

اندازه گیری اضلاع پلیکون به روش رفت وبرگشت :

 

 

درمترکشی به روش رفت وبرگشت ابتدا دوربین را در یکی از ایستگاهای

 

مشخص شده قرار می دهیم بعد به وسیله ی ژالون در راستای بین دو نقطه با تغییر

 

لمپ عمودی نقاطی را مشخص کرده که آن را رفت در نظر می گیریم وبا استفاده

 

از متر فاصله نقاط تقسیم شده را اندازه گیری می کنیم  واندازه های بدست آمده را

 

جمع می کنیم  واین کار را د وباره از سمت مقابل شروع می کنیم و بعنوان

 

برگشت در نظر می گیریم و بعد از پایان مترکشی از مجموع مترکش ها میانگین

 

می گیریم واندازه بدست آمده را بعنوان فاصله بین دو نقطه در نظر می گیریم .

 

 

 

البته باید توجه داشته باشیم که در جاهای که اختلاف ارتفاع بین دو ایستگاه وجود

 

داشته باشد از زوش متر کشی تدریجی استفاده می کنیم . البته با استفاده ازژالون       

 

به صورت تدریجی و به صورت افقی مترکشی می کنیم . واینکارها را در همه

ایستگاه انجام می دهیم .

                             برداشت جزئیات :

 

 

در برداشت جزئیات باید از تمامی شکستگی های ساختمان ها و بناهای موجود در

 

محوطه پروژه به وسیله ی دوربین تئودولیت و شاخص برداشت می کنیم تا تمام

 

نقاط و اضلاع بناهای داخل محوطه مشخص شود ودرنقشه ی کارترسیم شود .

 

در این قسمت ما می توانیم با قراردادن دوربین درهرنقطه دلخواهی که بیشترین

 

دید را به اضلاع بناها را دارد انتخاب کنیم وباید توجه داشته باشیم که نقاط کمکی

 

که از آنها برای برداشت استفاده کردیم باید مشخص شده باشند چون در ترازیابی

 

به وسیله دوربین نیو به آن نقاط ها نیاز داریم .

 

برای شروع کار ابتدا زاویه نقطه ی کمکی انتخاب شده را به وسیله یکی از نقاط

 

ثابت بدست می آوریم .

 

بعد دوربین را در نقطه کمکی قرار می دهیم وتراز می کنیم .بعد دوربین رادر

 

 

نقطه اول صفرصفر می کنیم سپس آنرا به سمت اولین ضلع ساختمان می چرخانیم 

 

وتار رتیکول دوربین را در نبش یا شکستگی بناها قرار می دهیم و بعد از آن

 

زاویه افقی آن را یادداشت می کنیم بعد شاخص را در آن نقطه قرارمی دهیم وتار

 

وسط ، تار بالا، تار پائین  آن را می خوانیم و در جدول ثبت می کنیم وبعد دوربین

 

را به سمت نقطه بعدی ساختمان چرخانده وهمان کارهای قبلرا تکرارمی کنیم.

 

وباید توجه داشته باشیم که زاویه عمودی دوربین درزاویه 90 درجه قرارداشته

 

باشد تاهنگام محاسبه کا رمحاسبه برای مان آسان ترشود .

 

مگر اینکه مانع دیدی در مقابل ما قرار گیرد در این مواقع می توان با تغییر زاویه

 

عمودی آن را برطرف کرد . البته تغییر زاویه را بایددر جدول یاداشت کرد .

 

و این کار را در تمامی نقاط انجام می دهیم وکروکی تمام اضلاع ساختمان را در

 

جدول رسم می کنیم .

 

در پایان کار ارتفاع دوربین رابه وسیله ی متر اندازه گیری می کنیم

 

 

ترازیابی به وسیله ی دوربین نیوه یا تراز یاب :

 

 

 برای بدست آوردن ارتفاع نقاط اصلی و نقاط کمکی که دوربین تئودلیت درآن

 

قسمت ها برای این پروژه قرار گرفته بود از ترازیابی به طریقه فراز ونشیب

استفاده می کنیم .

 

 

 

برای این کار ابتدا دوربین نیو را در بین دو ایستگاه قرار می دهیم و ترازمی کنیم

 

بعد شاخص را روی ایستگاه مورد نظر قرار داده وتار وسط آن را می خوانیم و

 

بعد دوربین را به سوی ایستگاه دوم می چرخانیم وتار وسط آن را می خوانیم واین

 

کار را در تمامی ایستگاها ونقاط کمکی ،که از آنها برای برداشت ها استفاده کرده

 

بودیم انجام می دهیم تا به نقطه شروع برسیم .

 

 

 

 

 

 

اندازه گيري اضلاع پليكون به وسيله متر :

 

 

برای رسم اضلاع ساختمان در نقشه ، باید اندازه تمامی ضلع های ساختمان

 

داشته باشیم به همین علت به وسیله ی مترنواری تمام اضلاع ساختمان ها را   

 

متر کشی می کنیم ودر جدول ثبت می کنیم . باید در مترکشی دقت فراوانی به عمل

 

آید . داشتن این ابعاد کمک فراوانی در ترسیم نقشه نهایی به ترسیم کننده می کند .

 

در این مرحله مترکشی فاصله ی نقاط اصلی لزومی ندارد .

 

 

 

 

 



[ 87/03/14 ] [ 10:39 ] [ ...abc ]

نفوذ پذيري آبي بتن با دوام ترك دار

 

 

خلاصه : هدف از تحقيقي كه هم اكنون در دست شما حاضر است مطالعه رابطه بين نفوذ پذيري آبي و ترك خوردگي ها بود. آزمايش كنترل هاي انتقادي براي كنترل عرض شكاف ها انجام شد وسپس قابليت نفوذ پذيري آبي بوسيله فشار كم ارزيابي شد . فاكتورهايي كه براي طراحي آزمايش در نظر گرفته شدند اينها بودند: نوع ما‌ده، ضخامت نمونه و ميانگين پهناي شكاف هاي ايجاد شده . نتايج آزمايش نفوذ پذيري آبي نشان داد كه رابطه ميان تراوايي و نوع ماده در مواد شكاف دار و بدون شكاف متفاوت است . تراوايي مواد بدون شكاف به علت خميره اصلي، ساروج در بتن با دوام نرمال به بتن بادوام زياد همانگونه كه انتظاري رفت كاهش يافت.بنابراين براي شكاف هايي بيش از 100 ميكرون (NSC)(بتن بادوام نرمال)بالاترين ضريب قابليت نفوذ را نشان مي دهد.نفوذ پذيري آبي مواد ترك خورده با افزايش طول شكاف،نوع ماده متأثر بر تراوايي و ضخامت افزايش مي يابد.HSC (بتن با دوام زياد)با رفتارهايي ويژه در جبران ترك ها و نفوذ پذيري براي شكافهاي بيش از 100ميكرون طبقه بندي شده در ميان ساروج و بتن بادوام نرمال است.

      

كلمات اصلي:ترك ها،پهناي شكاف ،جابجايي شكاف هاي بازشده،جريانهاي يكجا،خطرات،آزمايش كنترل پس زمينه ،ضريب نفوذپذيري،جبران،آزمايش كشش شكافي،نفوذ پذيري آبي.

 

 كرينا- مارياآلديا- تحقيق با درجه دكتري است كه در مورد بتن آماده پيشرفته و ماهيت آن در دانشگاه شمال غربي مورد بحث است . او مدرك دكترا را از دانشگاه فني مهندسي بخارست روماني دريافت كرد .همچنين درگير تحقيقي بر ساختارهاي فضايي،تقويت بتن فيبري و مقاومت بتن بوده است . مورندا پي شا پروفسور ديگري از دانشگاه مهندسي است ومديرمركزNSF براي تهيه مواد پيشرفته بتوني در دانشگاه شمال غربي است به علاوه براي چاپ و نشر3كتاب،اوبه عنوان كمك نويسنده فعاليت داشته همچنين12كتاب را خود تدوين كرده وبيش از400مقاله تكنيكي را نيزبه چاپ رسانده است.او در تهيه مواد اصلي بتن پيشرفته سر دبير است و از سراسر دنيا از موسسات مختلف جوائزبيشماري دريافت كرده است . آلن اف كار به عنوان معاون موسسه ملي علوم آماري و پروفسور آمار در دانشگاه شمال كاليفرنيا در تپه چاپل تدريس مي كند . تحقيقات او در باره چگونگي اوضاع نرم افزارهاوسخت افزارهاي آماري و ديگر مدارك كه شامل علم مواد،مهندسي نرم افزارو علم كامپيوتر است .  

 

 

 

 

 

 

مقدمه:

 

قابليت نفوذ پذيري بتون نقش حساسي در كنترل ويژگيهاي بتون وعملكرد ساختمان بتون بازي مي كند.در مقاومت ويژه بتون و فرسايش فلزات تقويتي به طور مستقيم به قابليت نفوذپذيري آبي سطوح بتون اشاره مي كند . در حقيقت تاثيرات سودمند بتون با استحكام برميزان ظرفيت ساختار بتون كه خوب ساخته شده است موثر است و همچنين دانش متمركز بر بهره وري و توجهات ويژه نسبت به شكافها نيز لازم است.بروز شكافها باتوجه به نيازمنديها به موجب پايدارسازي مهم هستند در حالي كه شكافها به وجود مي آيند،ازهرچه كه منشأ مي گيرند مي توانند به عنوان سير اصلي براي آب يا يونهاي شيميايي مهاجم در نفوذ به بتون وزوال آن شوند.

نتايج بدست آمده از تحقيقات نفوذپذيري برشكافهاي بتوني نشانگر نيازمندي نفوذپذيري به پهناي شكافها ست. مطا لعات اسبق برنفوذ پذيري كه در ACBM اجرا شده است آزمايشات كنترل شده باخورد شكافنده براي توليد شكافهاي پهن در نمونه بتون با مقاومت نرمال را معرفي مي كند ومزاياي استفاده از آزمايشات بازخورد كنترل شده شكافنده براي گردآوري مجموعه اي از نمونه ها با شكافهايي به پهناي 25تا550ميكرون را نشان مي دهد. پيشرفت تراوايي به ميزان گسترش شكافها در بتون وابسته است . جرارد ات بر افزايش نفوذ پذيري متأثر ازتوليد مكانيكي شكافها در بتون نرمال وبا دوام مطالعاتي انجام داده است . نمونه ها تحت فشار قرار گرفتند و قابليت نفوذپذيري آبي به طور مستقيم ارزيابي شده كه بر محور فشار در طول شكافهاي باز كه پهن تر شده از 1/0تا 100ميكرون طبقه بندي مي شوند. نتايج تجربي نشانگرنفوذپذيري نمونه هايي است كه به شدت به پهناي شكافها وابسته هستند . بر پايه مباحث گذشته با مطالعه كنوني بر رابطه ميان شكافها و نفوذپذيري بتون متمركزاست و بوسيله طرحهاي تجربي و پارامترهاي با اهميت از نو ساخته مي شود. طرح تجربي شامل فاكتورهايي از اين قبيل است :نوع ماده (شالوده، ساروج ، بتون نرمال وبتن بادوام)ضخامت نمونه ها (25-50ميليمتر)و ميانگين عرض شكافهاي پديد آمده (از 50تا 350ميكرون)آزمايش باز خورد كنترل شده شكافنده كششي براي توليد شكافهاي بسيار ريز از پهناي طرح شده در نمونه هاي بتوني استفاده شد . نفوذپذيري آبي نمونه هاي شكافدار بوسيله تست فشار ضعيف ارزيابي شد. نتايج بدست آمده ازوجود رابطه ي ميان نوع مواد پارامتري با اهميت و پارامترهاي متأثرازنفوذپذيري آبي خبر مي دادند. نتايج مطالعه كنوني را مي توان در طراحي فازهاي ساختمان يا باسازي ساختار شكافهاي موجود در ساختمان استفاده كرد .        

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برنامه تجربي

 

 

- مجموعه آزمايشات و ويژگيهاي تلفيقي

 

جزئيات اجزاء تركيبي وويژگيهاي آنها در جدول 1 و مشخصات مواد در جدول 2نشان داده شده است . مجموعه آزمايشات شامل 1-شالوده اصلي 2- ساروج 3- بتون بادوام نرمال با آب به نسبت سيمان 4- بتون با استحكام بالا با 31/0=w/c  .قالبهاي استوانه اي cm20×10براي ريخته گري استفاده شد . استوانه ها پس از 24 ساعت از قالب بيرون آورده شدند و سپس در اتاق هاي تحت دماي 20درجه سانتيگراد و 100%RH  تا 28 روز نگهداري مي شوند .

استوانه ها به تكه هاي مساوي اره مي شوند وسپس آزمايش مي گردند. برشهاي مياني براي آزمايش انتخاب مي شوند . نمونه ها فورا پس از برش در دماي اتاق در آب خيسانده مي شوند و به همين ترتيب در طول آزمايشات براي جلوگيري از خشك شدن وبه وجود آمدن شكافهاي ظريف اين عمل تكرار مي شود و برش يك روز قبل از پديد آمدن شكافها به وسيله آزمايش بازخورد  تحت كنترل شكافنده انجام مي شوند . سپس نمونه هاي شكافدار در خلا قرار مي گيرند و بر طبق c1202-94 براي آزمايش نفوذپذيري آبي آماده مي شوند.

 

 

آزمايش بازخورد كنترل شده :

 

آزمايشات باز خورد كنترل شده شكافنده به منظور توليد شكافهاي عريض تحت كنترل در نمونه ها استفاده شده تست كشش هاي شكافنده روش براي تعيين توانايي كشش بتون در طول آزمايشات فشارهاي غير مستقيم است . اين تست بر نمونه هاي استوانههي در ابعاد 10 سانتيمتر قطر و 25يا 50 ميليمتر ضخامت انجام شد.فشار در طول نوارهاي چند لاي بايرك (25ميليمتر عرض و3ميليمتر ضخامت ) استفاده شد و در ميان استوانه وصفحه پهن ماشين آزمايش وارد شد.ماشين آزمايش 404MN با KN490 كشش قوه فشاري را براي آزمايش نيروي استفاده شده در تست تثبيت مي كند . طبقه بندي اصولي نيرو متفاوت بود و به مجموعه آزمايشات بستگي داشت.HSC نيازمند طبقه بندي بالاتري بود درحالي كه براي مواد آزمايش شده نهايي طبقه بندي پائين تري استفاده مي شد.درحالي كه شكاف ها به ندرت باهم تكثيرمي شوند ازهردوطرف استوانه تحت فشار جابجاي از دوسوي نمونه با دوهدايت گر تحريك ميشد وتغييرات تحت كنترل ميانگين ثبت شده جابجايي درLVDT  بود. يكي از تحريك گرماي متغير خطي باوسعت 75% ميليمتر به دوطرف برش هاچسبانده شد كه براي فشار مستقيم نرمال بودند . نمونه ها تحت شرايط بازخورد كنترل شده تازمان پديد آمدن ميانگين شكاف مقدار نسبي طرح شده قرار گرفتند . سپس از نيروي كنترلي آزاد شدند . 

شكافهاي نسبي باز شده تحت فشار 350-300-250-200-170-140-100-50ميكرون بودند.در حالي كه خميره اصلي بسيار شكننده وسخت براي آزمايش محكزده مي شود؛حداكثر شكافهاي پديد آمده تحت فشار تا 200ميكرون محدود مي شوند .نتايج آزمايش به عنوان فشارهاي يكسان در مقابل مسيرهاي COD براي تمام برشهاي آزمايش شده طرح مي شود .

 

 

- آزمايش نفوذ پذيري آبي:

 

نمونه هاي شكافدار براي آزمايش نفوذپذيري آبي استفاده مي شوندكه شامل:خشك كردن و اشباع كردن ،آماده سازي آزمايش وارزيابي آن همانطوركه در صفحه 2توضيح داده شده است.

خشك سازي و اشباع برطبق مهيا سازي نمونه براي آزمايش نفوذ پذيري كلريدي صورت مي گيرد .ديسك هايي كه در ساختار تست نفوذ پذيري آبي روي هم انباشته شده انداز خشك كن خارج مي شوند. لوله اي (10/1 ×ml10)دربالاي صفحه براي تحريك ميزان آب قرارمي گيرد و لوله ي Uشكل در صفحه زيرين براي تامين فشار جوي در ناحيه زيرين نمونه نصب مي شود . آزمايش نفوذ پذيري آبي تفاوتهاي تغييردهنده تست نفوذ پذيري آبي گسترش داده شده در دانشگاه ايلي نويز آمريكا را نشان مي دهد.همچنين شامل تحريك ميزان آب در لوله و سپس پر كردن دوباره آن در مراحل ابتدايي است. در طول تست تنها جريان دروني ارزيابي مي شود. شرايط بر پايه روند محور آب جاري در طول نمونه است كه به علت فشار كم تقريبا CM30حركت مي كند . تغييرات سطحي به ترتيب ثبت مي شوند كه به نوع ماده،ميانگين شكافهاي باز شده سپس ازقطع فشاروگذرزمان پس از شروع آزمايش بستگي دارند . در طول دوره آزمايش تفاوتهاي بين 7-10-15-21روز براي بتون نرمال بدون شكاف و20 روز براي بتون نرمال شكافدار وجود دارد .در مطالعه كنوني نفوذ پذيري آبي از 90تا 100روز براي تمام نمونه هاي آزمايش شده افزايش مي يابد . جريانهاي تخميني ورقه اي محاسبه شده اند كه بر پايه قوانين دارسي استفاده شده براي جريان در سراسر نمونه ها هستند:                                Q=KA

K=[ ]ln [ ]

 

Aناحيه ويژه مورب در بتون است . Áناحيه قرار گيري لوله است . ضخامت نمونه است .Ti­­­­زمان بين دو خواندن متوالي است . hi­­­­­­­­­­و­­­­­­­­­­­­­­­h0 ميزان آب در ابتداي آزمايش است. 

 

 

 

 

مباحث نتيجه اي

 

 

-آزمايش بازخورد كنترل شده :

 

منحني مصرف فشار CODبرHSCدرنقشه شماره 3رسم شده است .منحني هاي يكسان نشان داده شده از مسير هاي متشابه وجريان را بايد مورد توجه قرارداد.اطلاعات تجربي در تحقيق كنوني تصديق مي كنند كه شكافها ازهردوسومتقارن باهم توسعه پيدا نمي كنند . بخشهاي خطي مرتبط با فشار وارده شده بر نمونه ها به حداكثر مي رسند هنگامي كه مقاومت كششي مواد توسعه مي يابد ميانگين انتقالات جنبي با كاهش فشاري كه در حدود 12ميكرون براي HSCهااست مرتبط است كه از حدود 9ميكرون براي شالوده اصلي وNSCتا 16ميكرون براي ساروج طبقه بندي مي شوند.درحالي كه نيروي كششي افزايش مي يابد شكاف برداري آغاز مي شود. كاهش فشار وثبات فشار افزايشي مورد توجه قرار مي گيرند . وضعيت مشابه براي ساروج نيز مشاهده مي شوند البته هنگامي كه به عنوان خميره اصلي و NSCثبات رابافشار تقريبا ثابت نشان مي دهند درصد حداكثر فشار بر صفحات در حدود ميانگين،65%برايHSCكه با ساروج مشابه مقايسه مي شود است واز حدود40%براي خميره و 80%براي NSCطبقه بندي مي شود . همينكه طراحي ميانگين جابجايي هاي ضلعي بدست آمدنمونه ها از فشارآزاد مي شوند. پس ازآزادي ازفشارشكافها تاحدي بسته مي شوند و پهناي آنها به طور ميانگين 65%زمان تحت فشار درHSC ها كاهش مي يابد. شكافهاي پديد آمده از 32%براي NSCو75%براي ساروج طبقه بنديمي شوند.ترسيم جابجايي هاي شكافهاي باز شده پس از رهايي از فشار درنقشه شماره 4نشان داده شده است.در نتايج تحقيقات برتاثيرات تركيبي نمونه ها پيشنهادي شود كه ضخامت نمونه ها تاثير اندكي بر CODپس ازخلاصي از فشاردارد.همچنينHSCرفتارهاي خطي برايCODتحت فشار زير 200ميكرون هنگامي كه با ميزانهاي بيش از200ميكرون نمونه بدون خط مي شود نشان مي دهد.نمونه هاي نازكتر رفتارهاي بدون شكاف بيشتري را از خود نشان مي دهند. درمقايسه با آزمايش مواد،نتايجHSCميان ساروج كه رفتارخطي بيشتري از خود بروز مي دهد وNSCكه وضعيت بدون خط بيشتري داردمخصوصا براي نمونه هاي نازكتر طبقه بندي مي شوند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

- آزمايش نفوذ پذيري آبي:

 

نفوذ پذيري آبي در اين تحقيق بوسيله نفوذ متراكم وضريب نفوذ پذيري تعيين شده است.منحني هاي نفوذ متراكم برپايه تغييرات موجود در سطح طراحي شده اند.نقشه شماره 5نشان دهنده افزايش جريانهاي متراكم درشكافهاي باز شده است. منحني ها به روش رفتارهاي بدون شكاف بتون ها را در روزهاي اول آزمايش وسپس رفتارهاي بروزشكاف توسعه يافته جريانهاي ثابت را نشان مي دهد.برخي ازنتايج براي بتون نرمال بدون شكاف توصيه مي كنندكه نواحي بدون شكاف منحني به علت نفوذ ادامه دار،جذب آب در روزنه هاي بهم پيوسته يا تركيبات آبي متصل كه درحدود 7روز ادامه دارند پديد آمده اند.ديگر محققان بيان كرده اند كه جريانهاي با ثبات هنگامي كه جريانهاي بيروني يا جريانهاي دروني يكي مي شوند پديد مي آيندكه اين نيز8تا21روزپس از شروع آزمايش رخ مي دهد.

براساس سراشيب موجود در منحني ،جريانهاي متراكم كه در هر زمان با ضريب نفوذپذيري قابل قياس است.ضريب نفوذپذيري به عنوان ميانگين ضرايب نفوذپذيري بين14و20روز محاسبه شده است.نقشه شماره6 منحني ضريب شاخص نفوذپذيري در زمان رانشان مي دهد.هرنقطه در نقشه نشانگرضريب نفوذپذيري ويژه بر پايه تعديل وتساوي زمان تنظيمي بين دو خواندن متناوب است.

نقشه شماره7 تاثيرات ضخامت را بر ضريب نفوذپذيري HSCنشان مي دهد.در طبقه بندي شكافهابرايCODپس از آزاد سازي از فشار زير200ميكرونضريب نفوذپذيري با دو اندازه مقايسه اي با مواد بدون شكاف افزايش مي يابد. همچنين مشاهده مي شود كه اگر چه ضريب نفوذپذيري براي ضخامت مورد مطالعه براي مواد بدون شكاف يااغلب شكافهاي مشابه يكسان نيست. با اين حال آنها قابل مقايسه هستند. بنابراين اين نتيجه بدست مي آيد كه ضخامت تاثير اندكي بر نفوذپذيري دارد.ساروج كمترين ميزان وابستگي ضخامتي را ميان موادموجود از خود نشان مي دهد.نقشه شماره 8 وجدول شماره 3 نشانگر مواد وتاثير شكاف ها برنفوذپذيريدر طبقه بندي مشابه شكافي پس ازآزادسازي از فشار است. همچنين مشاهده مي شود كه نفوذپذيري به نوع ماده نيز وابسته است.نفوذپذيري مواد بدون شكاف از شالوده اصلي ،ساروج،NSCبهHSCكاهش مي يابد. شكافها،وضعيت مواد را درمدت نفوذپذيري تغيير مي دهند.براي شكافهاي بيش از 100ميكرون پس از قطع فشارNSCبيشترين ضريب نفوذپذيري راازخود نشان مي دهددر حالي كه در همان زمان ساروج آن كمترين ميزان را دارد.الگوي تحقيقي شكاف براي نمونه هاي NSC25ميليمتر نشان مي دهند كه شكافهاي ثاني همانند شكافهاي كوچك اضافي منجربه توليد شبكه اي از اتصال شكافهاي توسعه يافته بوسيله افزايش فشار مي شوند.درصد احتمالي شكافهاي ثاني در مقابل اتصال شكافهادر طبقه بندي شكافهاي عريض تر شايد باعث افزايشNSCشود.

 

 

 

 

 

 

خلاصه و نتيجه گيري

 

 

 - نتايج آزمايشات بازخورد كنترل شده شكافنده نشان مي دهد كه :

 

رابطه بين CODتحت فشاروCODپس ازحذف فشاربرايHSCبا ديگر موادآزمايش شده قابل قبول مقايسه است.

ضخامت نمونه ها تاثير اندكي برCODپس از حذف فشار براي تمامي مواد ازمايش شده دارند.

 

 

 

- نتايج آزمايش نفوذپذيري آبي نشان مي دهد كه :

 

رابطه ميان نفوذپذيريوتفاوت نوع مواد نمونه هاي شكافدار وبدون شكاف متفاوت است.نفوذپذيري مواد بدون شكاف به علت نوع خميره اصلي، شالوده،NSCبهHSCكاهش مي يابد براي شكافهايي بيش از 100ميكرون NSCبالاترين ضريب نفوذپذيري را هنگاميكه ساروج آن پايين ترين ميزان را داردنشان مي دهد.

نفوذپذيري موادشكافدار با افزايش شكافها افزايش مي يابد. براي شكافهاي نزديك به100ميكرون ضريب نفوذپذيري افزايش مي يابد.

ضخامت نمونه ها تاثير اندكي بر نفوذپذيري تماس مواد آزمايش شده دارد.

 

- رفتارHSCدر زمانهاي بهبودي شكافها ونفوذپذيرآبي براي شكافهاي بيشاز 100ميكرون از ميان ساروج وبتون با دوام نرمال طبقه بندي مي شوند .

 

 

 

اين تحقيق به شفارش مركز ACBMدانشگاه شمال غربي انجام شد. با حمايت از طرف ساختمان

دانش ملي با امتياز 931313/DMSبه موسسه ملي دانش آماري .

 

 

 

 

 

 

ليست جداول

 

 

جدول شماره1: جزئيات مجموعه آزمايشات و تركيب مشخصات.

 

جدول شماره2: ويژگيهاي مواد .

 

جدول شماره3: شكافها و تاثير مواد بر ضريب نفوذپذيري در نمونه هاي 25 ميليمتري .

 

 

 

 

ليست نقشه ها :

 

نقشه1: ساختار آزمايش نيروي كششي .

 

نقشه2: ساختارآزمايش نفوذپذيري آبي .

 

نقشه3: منحني آزمايشات CODنيروي كششي شكافنده .

 

نقشه4: ترسيم CODپس از قطع فشار HSCو تاثير ضخامت .

 

نقشه5: وابستگي جريانهاي متراكم به شكافهاو HSC .

 

نقشه6: منحني ضريب نفوذپذيري در زمان .

                                                              

نقشه7: تاثير ضخامت برنفوذپذيريHSC .

 

نقشه8: تاثير مواد برنفوذپذيري .

 

 



[ 87/03/14 ] [ 10:39 ] [ ...abc ]

ساختمانهاي اسكلت فلزي و جزئيات

در ساختمان اسكلت فلزی تمام اعضاي باربر ( فشاري ) ، ستونها و تير ها از پروفيل آهن طراحي و اجرا .

قسمتهاي مختلف ساختمان اسكلت فلزي

ـ پي و فنداسيون

ـ ستون

ـ تير

ـ تيرهاي فرعي ( تيرچه)

ـ پله

ـ بادبند

ـ سقف

مراحل اجرا

پي كني و پي ريز ي :

شرايط پي كني و پي ريزي همانند ساختمان بنايي است با اين تفاوت كه در ساختمان اسكلتي ديگر كلدف بندي نداريم و پي نواري زير ديوار باربر ديگر اجرا نمي شود وتمام اعضاي باربر كناري و داخلي را ستونهاي فلزي تشكيل مي دهند .

در اينجا نيز با تو جه به مقاومت خاك وبارهاي وارده مي توان از انواع پي استفاده كرد كه به شرح زير آمده است .

انواع فنداسيون براي ساختمان اسكلتي

1ـ فنداسيون منفرد يا تك

2ـ فنداسيون نواري

3ـ فنداسيون راديه ( گسترده )

فنداسيون منفرد يا تك

با توجه به كاربري ساختمان ، بارهاي وارده و مكانيك خاك واينكه ساختمان در منطقه زلزله خيز قرار دارد يا نه عرض و ارتفاع و طول پي زير هر ستون مشخص مي شود كه يك مكعب است و اين پي ها توسط كلافهاي افقي كه معمولاً از مقطع كوچكتري برخودارند به هم وصل مي شوند تا پي ساختمان پيوسته عمل كند و بعد عمليات آرماتور بندي و مش بندي طبق آنچه در ساختمان بنايي تو ضيح داده شد انجام مي پذيرد .

نصب بيس پليتها

با توجه به آكس بندي كه در پلان فنداسيون صورت پذيرفته ودر آن كه ازتفاع داده شده است در چندين نقطه از پي ساختمان ميگردهايي را مي كارد و توسط شيلنگ تراز به ارتفاع داده شده در پلان فنداسيون كه معمولاً آن را با (0 0 .0 ± ) نمايش مي دهند علامت ها ي را مي زنند كه ارتفاع( 0 .0 ± ) يا از زمين كناري بلند تر است در آن صورت ارتفاع مربوط به زمين با علامت منفي نوشته شده و يا پايين تر از زمين كناري است .كه درآن صورت با علامت مثبت نوشته مي شود

پس ازآن كه علامت گذاري تمام شد بر طبق آكسي در نقشه آورده شده ريسماني در يك آكس طولي و يك آكس عرض مي بندند به طوري در محل قرار گيري بيس پليتها دو ريسمان كاملاً بر هم عمود باشند كه محل برخورد دو ريسمان وسط بيس پليت خواهد بود و ريسمانها در اينجا نقش تراز راهم بازي مي كنند چون دو طرف ريسمان به يك تراز بسته شده است با كار تمام بيس پليتهاي يك آكس كاملاً به موازات هم و در تر از يكديگر قرار مي گيرند زيرا اگر بيس پليتها در يك تراز نباشند به همان ترتيب سقف ساختمان نيز تراز نخواهد بود و اين يك ايراد بزرگ براي ساختمان به شمار مي رود .

بعد از عمليات بتن ريزي بيس پليتها مجدداً باز و دوباره ملات نرمه زير آن مي ريزند و توسط پيچها تراز مي كنند يعني عمليات هواگيري انجام مي دهند چون احتمال دارد هنگام بتن ريزي بتن كاملاً زير پليت را پر نكرده باشد .

فنداسيون نواري

فنداسيون نواري دو طرفه و نواري يك طرفه است كه بر حسب موقعيت جغرافيايي منطقه و زلزله خيز بودن منطقه و بارهاي وارده در روي فنداسيون از نوع يك طرفه يا دو طرفه استفاده مي شود كه نوع دو طرفه يا مشبك نسبت به نوع يك طرفه قوي تر است .

فنداسيون منفرد

در اينجا چيزي به نام شناژ نداريم و عرض و ارتفاع مقطع چه زير بتن و چه در قسمتهاي ديگر يكسان است ولي در نوع يك طرفه ، همانطور كه از اسمش پيدا است در يك جهت پي منفرد ولي در جهت نواري است .

فنداسيون راديه ( گسترده )

در برخي موارد بر اساس بارهاي وارده و اينكه منطقه زلزله خيز و يا خاك مقاومت كافي ندارد عرض پي هاي نواري دو طرفه يا مشبك به قدري بزرگ مي شود كه مجبور هستي كل كف ساختمان آرماتور بندي وبتون ريزي كنيم كه به آن پي راديه يا گسترده گفته مي شود . ودر مناطق ما براي ساختمانهاي بزرگ از اين نوع پي استفاده مي شود .

نصب ستونها

قبل از اينكه ستونها نصب گردند توسط جوشكاران و با توجه به نقشه تيپ بندي ستونها در روي زمين قبلاً آماده مي شوند كه در زير شرح آن آمده است .

باتوجه به ارتفاع فاصله دو ارتفاع و فاصله دو پروفيل كه در يك ستون شركت دارند آنها قبلاً به ارتفاع مورد نظر بريده شده و روي پروفيل قرار داده مي شوند واين پروفيلها عمود بر هم هستند تا پروفيل ستون كه جوشكاري مي شود از زمين فاصله داشته باشد و را حتر بتوان آن برگرداند تا دو طرف آن جوشكاري شود.

بعد از اينكه دو پروفيل مورد نظر در محل قرار گرفت با توجه به اينكه چه پليتهايي روي آن جوشكاري شود كه معمولاً‌ در طبقات پائين براي ساختمان چند طبقه از پليت سرتاسري استفاده مي شود . عمليات جوشكاري انجام مي گيرد .

و پليتها به اندازه ها و ارتفاع مورد نظر و در فواصل مشخص شده در نقشه جوشكاري مي شوند كه در محل اتصال سقف از پليتهاي بزرگتري استفاده مي شود و اگر در محل اتصال سقف بادبند نيز اتصال داده شود از پليتهاي بزرگتر نسبت به پليتهاي سقف استفاده مي شود كه همه در نماي تيپ بندي ستون در نقشه داده شده است . به مثال اگر براي سقف از PL 60*23*1 استفاده كنيم براي بادبندي از PL120*23*1(B.R) استفاده مي كنيم .

بعد از اينكه ستونها آماده شدن روي بيس پليتها نبشي هايي را در يك جهت كه باهم ريسمان هستند جوش مي دهند و محل قرار گيري ستون را مشخص مي كند بعد هم توسط جرثقيل ستونها روي بيس پليت قرار داده شده و به نبشي ها تكيه داده مي شوند و در واقع كار نبشي ها اين است كه نگذارد ستونها تكان بخورد سپس ستونها را از چهار طرف جوشكاري مي كنند و شاغول مي نمايد بدين تزتيب ستونها جهت اتصال تيرها آماده مي شود .

تيرريزي

با توجه نبشي هاي زير سري كه براي اتنصال تيرها و شاه تيرها قرار داده شده است عمليات تير ريزي صورت مي پذيرد در پلان تير ريزي شماره تيرها و محل اتصال آنها مشخص شده است اگر تير لانه زنبوري باشد قبلاً روي زمين توسط جوشكاران ساخته مي شود ودر محل نصب مي گردد ودر واقع سقف جهت اجرا آماده مي شود كه معمولاً‌ از تيرچه بلوك استفاده مي شود .

انواع بادبند و نحوه اتصال آن

بادبندهايي كه براي مقابله با نبروهاي جانبي (WL) مورد استفاده قرار مي گيرند عبارتنداز :

ـ بادبند ضربدري

ـ بادبند V شكل شامل Vشكل باز و بسته است

ـ بادبند 8 شكل شامل 8 شكل باز و بسته است

ـ بادبند K شكل و ...

بادبندها اعضا كششي فشاري هستند كه براي مقابله با نيروهاي جانبي در نظرگرفته مي شوند و مانع كج شدن اسكلت ساختمان درهنگام اعمال نيروي جانبي مي گردند كه بايد در يك ساختمان به صورت متقارن اجرا گردند يعني در هر چهار طزف ساختمان بايد بكار گرفته شوند كه بر حسب دلايل معماري ميتوان از انواع بادبند استفاده كرد .

بطور مثال در جاهايي كه مي خواهيم از پنجره يا نور گير و حتي در استفاده كنيم باد بند 8 شكل باز بهترين گزينه براي ما خواهد بود ولي از لحاظ مقاومت K شكل بهترين حالت براي يك ديوار بادبندي مي باشد .

عرض وارتفاع پليتها قبلاً با توجه به طول جوش و زاويه اتصال تير بادبند محاسبه شده است و اينكه نوع تير باد بند از نبشي يا ناو داني را سالم به دو پليت گوشه جوش مي دهند و توسط لقمه كه پليت كوچكي دو ناو داني را به هم جوش مي دهند و در جهت ديگر ناوداني دو قسمت كرده ودر قسمت اتصال و تير قبلي توسط پليت به هم جوش مي دهند و بدين ترتيب ديوار بادبندي آماده مي شود .

اما اگر بادبند 8 شكل باز يا بسته باشد تمام ناو داني سالم و طول مورد جوش داده مي شود اجراي آن راحتر است .

اجراي پله

براي ساختمان اسكلت فلزي معمولااز پله فلزي با شمشيري هاي پروفيل آهن استفاده مي شود كه اندازه آنها در پلان تيرريزي داده مي شود و طول آن نيز مشخص و توسط جوشكار قبلاً آماده و در محل نصب مي گردد .

براي پوشش بين شمشيريهاي پله مي توان از مصالح سقف استفاده كردمانندتيرچه بلوك كه تيرچه هاي آن هم مثل تيرچه هاي سقف سفارش داده شده و حمل تا در محل مورد نظر قرار گيرد و همانند عمليات سقف تيرچه بلوك بتن ريزي مي شود .

اجراي سقف ساختمان اسكلت فلزي

براي سقف ساختمان اسكلت فلزي ميتوان از انواع سقف به شرح زيل استفاده كرد :

1ـ سقف طاق ضربي

2ـ سقف تيرچه بلوك

3ـ سقف دال بتني پيش ساخته

4 ـ سقف دال بتني در جا و ...

 

سقف طاق ضربي :

كه ديگر منسوخ شده و مرحله از رده خارج شدن را طي مي كند و كمتر سقفي را سراغ داريم كه از اين پوشش استفاده كند .

سقف تير چه بلوك :

كه با استقبال زيادي روبرو شده است زيرا در كارگاههاي محلي توليد مي شوند و ارزانتر تمام مي شوند و در مبحث ساختمان بتني تشريح شده است .

سقف دال بتني :

انواع دال بتني براي سازه هاي بيشتر اجرا مي شوند

 


مقاوم سازی ساختمان

چه ساختمانهایی نیاز به مقاوم سازی دارند و مقاوم سازی وظیفه چه کسانی است؟ پاسخ به این سؤال از دو دیدگاه علمی و عملی قابل تأمل است. از دیدگاه علمی تمام ساختمانهایی که بر اساس اصول وضوابط حال حاضر آیین‌نامه‌‌های طراحی ساختمانها اجرا نشده‌‌اند نیاز به مقاوم سازی دارند، که خود دو دسته‌‌اند: 1- آنهایی که قبل از تدوین آیین نامه‌‌های مربوط طراحی و اجرا شده‌‌اند و در زمان اجرای آنها آیین نامه‌‌ها و مقررات مورد نیاز در کشور وجود نداشت. 2- آنهایی که در سالهای اخیر ساخته شده‌‌اند اما متاسفانه به دلیل قصور کارفرمایان و عدم اطلاع آنها از اصول ساخت و ساز، دست مهندسان متعهد را از کار کوتاه کرده (و می‌کنند) و به همین دلیل مسایل فنی لازم رعایت نمی‌‌شود و یا به دلیل عدم دسترسی به مصالح و دانش فنی مناسب (در روستاها و مناطق دور افتاده) امکان رعایت اصول فنی وجود ندارد. از دیدگاه عملی، امکان مقاوم سازی تمام اینگونه ساختمانها به لحاظ زمان، هزینه و راهکار اجرایی وجود ندارد، چرا که به این ترتیب تقریبا باید تمام کشور را دوباره ساخت. بنابراین باید مقاوم‌‌سازی را محدودتر کرد. جا دارد ساختمانها را به چهار دسته تقسیم کنیم: 1- ساختمانهای حیاتی که به دلیل نوع کاربری و استفاده‌‌ای که دارند امکان انتقال تجهیزات را نداشته و از طرفی باید عملکرد خود را بعد از زلزله نیز حفظ کنند. مانند: مراکز درمانی، ایستگاه‌‌های مخابراتی و تلویزیونی، مراکز امنیتی، پالایشگاه‌‌ها، و ... . 2- ساختمانهایی که در حال حاضر شرایط خاصی ندارند اما بعد از زلزله به عنوان مراکز خدماتی و کمک رسانی مورد نیاز می‌‌باشند و لازم است حتما سرپا باشند: برخی سوله‌‌ها، مساجد، مدارس، مراکز مدیریت کلان، مراکز مدیریت بحران و ... . 3- ساختمانهایی که قبل و بعد از زلزله اهمیت خاصی ندارند ولی در صورت آسیب تلفات جانی زیادی در پی خواهد داشت؛ مانند: مراکز عمومی، استادیوم، برج‌‌ها و ... . 4- ساختمانهای معمولی که هیچ‌‌کدام از موارد فوق را شامل نمی‌‌شود. مانند: منازل مسکونی، ساختمانهای اداری و تجاری معمولی و ... . اهمیت و نیاز مقاوم سازی از دیدگاه کلان به ترتیب از شماره یک آغاز و تا شماره 4 کاهش پیدا می‌‌کند. مقاوم سازی دسته یک و دو کاملا به عهده و وظیفه دولت می‌‌باشد. دسته 3 بین دولت و کارفرمایان خصوصی (مردم) مشترک بوده و دسته 4 کاملا به عهده مردم می‌‌باشد. نکته مهم در اینجاست که در مقاوم سازی دسته یک و دو تقریبا تاثیر مستقیم در کاهش تلفات زلزله نداشته و تنها مقاوم سازی دسته سه و چهار است که در کاهش مستقیم تلفات زلزله نقش دارند. اما بدیهی است که هزینه و زمان لازم برای مقاوم‌سازی دسته سه و چهار به قدری زیاد است که عملا این امر را غیر ممکن ساخته و به همین دلیل است که توجه دولت به دسته یک و دو و در موارد کمی به دسته سوم معطوف شده است. در نتیجه به اینجا می‌‌رسیم که در حال حاضر که دولت دست به کار مقاوم سازی شده است باید توجه خود را معطوف به ساختمانهایی بکند که یا در دسته یک هستند و یا در دسته دو؛ و مقاوم‌سازی ساختمانها و مراکز شخصی به عهده خود افراد است و دولت صرفاً می‌‌تواند تسهیلات و قوانین لازم را در اختیار قرار دهد.


صحبتي با دوستان

سلام عرض ميكنم خدمت همه دوستان اميدوارم كه مطالب  اين قسمت مورد استفاده قرار گرفته باشه .  مرسي نظر بدين .


نکاتی در مورد بتن پیش تنیده و آرمه و سقفهای بتنی

ضعف عمده بتن پایین بودن مقاومت کششی در آن میباشد که حدود 1/10 تا 1/20 مقاومت فشاری آن است و به علت وجود این ضعف جز در موارد خاص همانند شالوده های حجیم و دیواره های حایل وزنی , بتن به تنهایی قابل استفاده نمی باشد. در قطعات خمشی صفحات پایین تر از صفحه خنثی , کشیده شده و صفحات بالاتر فشرده میشوند . اگر در ساخت این قطعات تنها از بتن استفاده شود توان باربری بسیار کمی خواهند داشت زیرا توان باربری آنها با تاب کششی بسیار ناچیز بتن محدود خواهد شد در صورتی که مقدار زیادی از این تاب فشاری بتن بدون استفتده می ماند. برای رفع این ضعف بتن ( کمبود تاب کششی ) به دو روش عمل میشود: 1 - مسلح کردن بتن برای تحمل تنشهای کششی. 2 - ایجاد پیش تنیدگی در بتن برای جبران تنشهای کششی که در مراحل اجرا و بهره برداری در آن ایجاد خواهد شد. در هر دو روش از فولاد که چسبندگی خوبی با بتن دارد و ضریب انبساط حرارتی آن با ضریب انبساط حرارتی بتن تقریبا برابر است استفاده میشود. قابل ذکر است که فرق اساسی بتن آرمه و بتن پیش تنیده در آن است که در بتن آرمه فولاد و بتن هنگام ساخت بطور ساده کنار هم قرار میگیرند و تنش هر دو در منطقه کششی مقطع , از نوع کششی است. در حالیکه در بتن پیش تنیده یک نوع اتحاد فعال بین آنها وجود دارد به این شکل که ابتدا فولاد توسط جکهای هیدرولیکی بسیار قوی کشیده میشود و بعد از ایجاد پیوستگی کافی بین فولاد و بتن , جکها به آرامی رها کشته و بتن را تحت تنش فشاری قرار میدهد که در مرحله بهره برداری تنش فولاد از نوع کششی و تنش بتن از نوع فشاری است. در بتن آرمه به علت افزایش طول فولاد در مرحله بهره برداری در منطقه کششی بتن ترکهایی ایجاد میشود و با افزایش تنش کششی فولاد عرض ترکها زیادتر شده و در صورتیکه عرض ترکها محدود نشوند این امر روی پایایی سازه اثر زیان بخشی خواهد داشت. برای این کار مقدار تغییر طول نسبی فولاد محدود شود و چون اساس کشسانی فولاد برای انواع مختلف آن دارای مقدار ثابتی است لذا با محدود کردن تنش فولاد عرض ترکها به مقادیر پیش بینی شده ای محدود خواهد شد. به همین دلیل است که در آیین نامه های اجرایی استفاده از فولادهایی که دارای حد کشسانی بالایی ( با تنش تسلیم بیشتر از 5000 کیلوگرم بر سانتیمتر مربع )هستند مجاز نمی باشد. برای ایجاد پیش تنیدگی در بتن از فولادهای مورد استفاده در بتن مسلح نمی توان استفاده کرد چراکه حدود 1800 تا 2500 کیلوگرم بر سانتیمتر مربع از تنش کشش اولیه فولاد در اثر خزش و کوتاه شدن کشسانی بتن و همچنین جمع شدگی آن در اثر خشک شدن و وادادگی فولاد و دیگر عوامل حذف و تلف میشود و حتی در صورت استفاده از مقاومترین نوع فولاد برای مسلح کردن بتن معمولی که تنش مجاز آن حدود 2800 کیلوگرم بر سانتیمتر مربع است تقریبا کل نیروی کششی اولیه فولاد در اثر افتهای ذکر شده تلف خواهد شد. به این دلیل در بتن پیش تنیده برای ایجاد پیش تنیدگی از فولاد با مقاومت بسیار بالا استفاده میشود تا پس از تلف شدن مقدار اولیه تنش مقدار زیادی از آن باقی بماند . بطور معمول برای تولید تیرچه پیش تنیده ار فولاد با مقاومت بسیار بالا به قطر 5 میلیمتر و دارای مقاومت 17500 تا 19000 کیلوگرم بر سانتیمتر مربع استفاده میشود. یکی از قسمتهای اصلی انواع ساختمانها سقفهای بتنی هستند که نقش اساسی آنها انتقال نیروهای قائم و افقی ناشی از وزن مرده سقف و سربارها و نیروهای حاصل از زلزله و باد به تیرها و ستونها و دیوارهای باربر است. همچنین با توجه به اینکه سقفها بخش نسبتا زیادی از قیمت تمام شده ساختمانها را تشکیل میدهند طراحان روشهای مختلفی را برای اقتصادی تر کردن ان و صرفه جویی در فولد و بتن و جلوگیری از قالب بندی بوجود آورده اند از جمله تیرچه و بلوک. برای صرفه جویی در مصرف بتن و سبکتر کردن وزن سقف قسمتی ار مقطع سقف که در منطقه کششی قرار میگیرد حذف شده و فقط آن مقدار از سطح مقطع بتن که برای جاگذاری آرماتورها ی عرضی و کششی لازم است باقی گذاشته میشود. این روش برای کاهش وزن مرده سقف و ساختمان دارای اهمیت خاصی است. فاصله محلهای باقیمانده به حد کافی نزدیک به هم انتخاب میشوند تا مناطق فشاری و کششی مقطع بتنی سقف بطور یکپارچه عمل کند و سقف حالت اولیه خودش رو از دست ندهد. این طرح باعث ایجاد طرح دالهای مجوف , با پشت بند , لانه زنبوری و ... شده است.


معرفي مهندسي عمران و مطالبي در اين باره

هدف : هدف از اين رشته تربيت نيروهاي متخصصي است كه بتوانند در پروژه‌هاي مختلف عمراني در زمينه‌هاي ساختماني ، راه‌سازي ، پل‌سازي ، سازه‌ها و بناهاي آبي، جمع‌آوري و دفع فاضلاب و ... مسووليت طرح ، محاسبه و اجرا و نظارت بر اجرا را بر عهده گيرند. «مهندسي عمران از جمله رشته‌هايي است كه بيانگر كاربرد علم در ايجاد سازندگي و عمران كشور است. يعني هرچيزي كه به آبادي يك كشور باز مي‌گردد، مانند سد، فرودگاه، جاده، برج، تونل، دكل‌هاي مخابرات، ساختمان‌هاي مقاوم در مقابل زلزله، سيل و آتش و نيروگاههاي برق و مصالح سبك، ارزان و با كيفيت مناسب براي ساخت و ساز، در حيطه كار مهندس عمران قرار مي‌گيرد.» «مهندسي عمران طيف بسيار وسيعي از كارها را در بر مي‌گيرد. يعني اگر بخواهيم ساختمان، پل، برج، تونل، راه، سيلو و يا شبكه‌هاي فاضلاب بسازيم در آغاز به يك مهندس كارآمد عمران نياز داريم تا علاوه بر رعايت جنبه‌هاي فني و اجرايي، اقتصادي نيز عمل كند. چون اقتصادي بودن يك اصل در مهندسي عمران است.» 1- محاسبه ، ساخت و اجرا و تا حدودي طراحي ساختمانهاي مختلف مسكوني، اداري و صنعتي اعم از آجري، بتني و فولادي، نظير ساختمانهاي مسكوني ويلايي، چندطبقه، آپارتمانها و برجهاي بلند و همچنين كارهاي ساختماني اداره‌ها، مدرسه‌ها، بيمارستانها ، كارخانه‌ها و مراكز صنعتي، ساختمانها و مراكز ورزشي ، تالارهاي اجتماعات و ... . 2- طراحي ، محاسبه و اجراي راهها و جاده‌هاي مختلف ارتباطي داخل و خارج شهرها و روستاها اعم از : راههاي شوسه ، راههاي آسفالته ، بزرگ‌راهها و نيز راه‌آهن (شامل مسيريابي ، پياده كردن مسير ، زيرسازي و روسازي) 3- ساخت و اجرا و در مواردي طراحي و محاسبه انواع پلهاي بتني و فلزي با دهانه‌ها و ابعاد و شكلهاي متفاوت نظير: پلهاي داخل شهري و روگذرها، پلهاي خارج شهري و جاده‌ها. 4- اجراي سدهاي مختلف خاكي و بتني و نيز بندهاي انحرافي و ساير تاسيسات وابسته نظير تونل يا كانال انحراف آب رودخانه (جهت اجراي عمليات كارگاهي در ضمن ساخت سد)، تاسيسات آبگيري از سد و كنترل ارتفاع آب در پشت سد و ... 5- اجراي كارهاي مربوط به ساماندهي رودخانه‌ها. 6- طراحي ، محاسبه و ساخت خطوط انتقال آب اعم از انواع كانالهاي تحت فشار و يا كانالهاي با سطح آزاد آب كه به منظور انتقال آب از سدها و درياچه‌ها و ... براي مصارف كشاورزي، شرب و صنعتي به منطقه‌هاي مورد نياز و نيز جهت انتقال آب از تصفيه‌خانه‌هاي آب به مخازن آب و از آن‌جا به مناطق مصرف، ساخته مي‌شوند. 7- ساخت تصفيه‌خانه‌هاي آب و فاضلاب شامل: ساختمانها و تاسيسات مربوط، محوطه‌سازي و ... . 8- طراحي ، محاسبه و ساخت شبكه‌هاي آب‌رساني به منطقه‌هاي شهري و روستايي جهت تامين آب شرب مورد نياز افراد و تاسيسات مربوط نظير: مخازن آب، لوله‌كشي ، انشعابات، و ... . 9- طراحي ، محاسبه و ساخت شبكه‌هاي جمع‌آوري و دفع آبهاي سطحي ناشي از نزولات جوي در خيابانها و ساير منطقه‌هاي شهرها و شهركها و همچنين شبكه‌هاي جمع‌آوري و دفع فاضلابهاي خانگي و صنعتي و انتقال آنها به خارج از شهر و تصفيه‌خانه‌ها. 10- انجام بسياري از كارهاي نقشه‌برداري كه براي كارهاي ساختماني مختلف نظير: راه‌سازي، سدسازي، و ... مورد نياز است؛ و همچنين تا حدودي كارهاي نقشه‌كشي طراحي و معماري. گرايش‌هاي مقطع ليسانس: «اين رشته در سطح كارشناسي داراي سه گرايش عمران – عمران ، عمران – نقشه‌برداري و عمران – آب است. گرايش عمران – عمران به محاسبه و طراحي سازه‌هاي متفاوت ، تحت‌نيروهاي مختلف مانند باد، زلزله، سيل، آتش‌ و وزن خود ساختمان يا سازه مي‌پردازد.» «دانشجوي مهندسي عمران – عمران مسائل مربوط به سازه، خاك و پي، راه و ترابري و هيدروليك را مطالعه مي‌كند. يعني از يك سو به طراحي و نحوه ساخت اسكلت ساختمان‌ها و ساير بناهاي فني مثل پل، فرودگاه و تونل پرداخته و از سوي ديگر به مطالعه رفتار زمين بناهاي فني مي‌پردازد تا بر اساس نوع خاك زمين مورد نظر، شكل و شالوده سازه‌اي را كه قرار است ساخته شود، طراحي كند.» « هنگامي كه مكان ساخت يك سازه تعيين مي‌شود، اولين كار نقشه‌برداري است تا پستي بلندي‌ها و نقشه مربوط به آن منطقه مشخص شده و بر اساس آن ، مكان خاك‌برداري ، ميزان خاك‌برداري و نحوه خاك‌برداري تعيين گردد و نهايت سطح مناسب براي پي‌سازي سازه مورد نظر آماده شود.» «چون نقشه‌برداري بيشتر براي سازه‌هاي بزرگ خارج از شهر مثل سيلوها، پل‌ها، تونل‌ها و سدها كاربرد دارد، كارهاي ميداني و صحرايي اين رشته بسيار زياد است و بخش نقشه‌برداري زيرزميني آن نيز كار نسبتا خشني مي‌باشد.» « آب داراي مسائل مختلفي از جمله مسائل فيزيكي، شيميايي و آبياري كشاورزي است كه هيچ‌يك از اينها در مهندسي عمران- آب مطرح نمي‌شود. بلكه مسائل مربوط به پيش‌بيني ميزان سيلاب‌ها و روان‌آبهايي كه در رودخانه‌ها جريان دارد، نحوه جمع‌آوري و نگهداري آب در مخازن پشت سدها و نحوه توزيع آن در كانالهاي آبياري و بالاخره ساخت كانالهاي آبياري، به مهندسي آب باز مي‌گردد.» آينده شغلي ، بازاركار، درآمد: مراكز مختلفي به صورت مستقيم و غيرمستقيم در فعاليتهاي عمراني نقش دارند كه هر يك به تناسب نوع فعاليت خود، اقدام به جذب فارغ‌التحصيلان اين رشته مي‌كنند. وزارت‌خانه‌هاي مسكن و شهرسازي، راه و ترابري، جهاد سازندگي و نيرو به صورت گسترده‌تر و ساير وزارت‌خانه‌ها، اداره‌ها ، سازمانها ، مراكز دولتي و خصوصي نظير : وزارت‌خانه‌هاي آموزش و پرورش ، كشاورزي ، فرهنگ و آموزش عالي، بانكها و ... به صورت مستقيم براي كارهاي عمراني خود مثل طرح و محاسبه، اجرا و نظارت بر اجرا، نياز به استخدام مهندسان عمران دارند. علاوه بر آن ، شركتهاي مختلف مهندسان مشاور كه در كشور به صورت گسترده وظيفه طراحي ، محاسبه و نظارت بر اجراي پروژه‌هاي ساختماني را بر عهده دارند؛ همچنين شركتهاي ساختماني و راه‌سازي دولتي و خصوصي كه در اجراي اين طرحها فعاليت دارند، تعداد كثيري از فارغ‌التحصيلان رشته عمران را استخدام مي‌كنند. «اصولا مهندس عمران شانس كاري زيادي دارد چون در طراحي و ساخت بسياري از كارهاي عمراني مانند راهها ، پل‌ها ، سدها ، سازه‌هاي دريايي براي سكوهاي نفتي، آشيانه‌هاي هواپيما و خانه‌هاي مسكوني مقاوم در مقابل زلزله‌، مهندسين عمران حضوري فعال دارند. متخصصاني كه يا در دفترهاي مشاوره به طراحي پروژه‌هاي فوق مي‌پردازند و يا مجري كارهاي عمراني مذكور بوده و به كيفيت اجراي آنها نظارت دارند.» «البته بايد توجه داشت كه هر دانشجوي مهندسي عمران نمي‌تواند فرصت‌هاي شغلي خوبي داشته باشد. بلكه بايد در دوران تحصيل به دنبال پژوهش ، تحقيق و يادگرفتن باشد نه اين كه تنها واحدهاي دانشگاهي را پاس كند و يا حتي به فكر يك معدل خوب دانشگاهي باشد. چون شركتهاي عمراني خصوصي و دولتي به دنبال يك نيروي كارآمد هستند نه يك شاگر اول دانشگاه » توانايي‌هاي مورد نياز و قابل توصيه : يك مهندس عمران بايد بسيار اجتماعي و داراي توان ايجاد ارتباط با جمله سايرين باشد چون رشته مهندسي عمران يك رشته گروهي است. يعني متخصص عمران در محيط كار خود با اقشار مختلف جامعه از جامعه كارگران، تكنسين‌ها و مهندسان رشته‌هاي ديگر سروكار دارد و بايد با همه اين افراد ارتباط خوبي برقرار كند تا بتواند شاهد پيشرفت و موفقيت كارش باشد. با توجه به كميت و كيفيت درسهايي كه در اين رشته ارايه مي‌گردد، داوطلب بايد از توان و دانش برتر در زمينه‌هاي رياضي و فيزيك برخوردار باشد. همچنين توان جسمي ، قدرت تجزيه و تحليل ، قدرت تجسم و دقت كافي در بسياري از مسايل را داشته باشد. «رشته مهندسي عمران داراي دو بعد اجرايي و نظري و آزمايشگاهي است. در اين ميان عده‌اي از مهندسين جذب كارهاي اجرايي مي‌شوند كه در اين صورت بايد آمادگي كار در كارگاههاي داخل و خارج شهر را داشته باشند يعني براي برنامه‌ريزي و سروكار داشتن با اقشار مختلف مردم آماده باشند و عده‌اي نيز جذب بعد نظري و آزمايشگاهي مهندسي مي‌شوند كه اين عده نيز بايد آمادگي كارهاي محاسباتي ، دفتري و آزمايشگاهي را داشته باشند. كارهايي كه به رياضيات قوي و صبر و حوصله بسيار نياز دارد.» شايان ذكر است كه بسياري از كارها و طرحهاي عمراني در خارج از محيطهاي شهري بوده و فعاليت نسبتا زيادي را مي‌طلبد لذا داوطلب اين رشته بايد علاقمند به كارهاي عمراني بوده و توانايي كار در محيطهاي پرجمعيت را داشته باشد. وضعيت ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر: رشته مهندسي عمران در ايران تا مقطع دكتري تدريس مي‌شود و لذا راه براي ادامه تحصيلات باز است. فارغ‌التحصيل مقطع كارشناسي مي‌تواند در مقطع كارشناسي ارشد در گرايشهاي مختلف : سازه، سازه‌هاي هيدروليكي، مهندسي زلزله، راه و ترابري، مكانيك خاك و پي، مهندسي آب ، سازه‌هاي دريايي، مهندسي مديريت ساخت، مهندسي برنامه‌ريزي حمل و نقل، مهندسي نقشه‌برداري فتوگرافي و مهندسي محيط زيست به تحصيل ادامه دهد. تعداد و عناوين واحدهاي اصلي و اختصاصي : بر اساس مصوبه‌هاي شوراي عالي برنامه‌ريزي، دانشجو بايد در دوره كارشناسي عمران 140 واحد درسي را بگذراند كه 20 واحد آن درسهاي عمومي، 25 واحد درسهاي پايه، 80 واحد درسهاي اصلي و تخصصي الزامي و 15 واحد درسهاي اختياري است. وضعيت نياز كشور به اين رشته در حال حاضر : وقتي كسي صحبت از سازندگي مي‌كند اولين چيزي كه به ذهن هر كس مي‌رسد پل، سد، كارخانه و كارگاه است كه ساخت بناي همه اينها بر عهده مهندسين عمران است و به همين دليل فرصت‌هاي شغلي اين رشته در همه جاي دنيا بسيار زياد استدر همه كشور ما نيز كه فعاليت‌هاي عمراني 30 تا 40 درصد كل بودجه كشور را به خود اختصاص مي‌دهد ، بازار كار يك مهندس عمران از مهندسين رشته‌هاي ديگر بيشتر است. بويژه اين كه كشور ما بعد از انقلاب در زمينه مهندسي عمران رشد زيادي داشته است.» با توجه به روند رو به رشد ساخت و ساز بناهاي شهري در ايران و احتياج به مسكن و ساختمان به نظر مي‌رسد بازار كار اين رشته همچنان پويا و پرتحرك باشد. پيش‌بيني وضعيت آينده رشته در ايران : «چندسال پيش كه براي مترو كارشناسان ژاپني آمده بودند، يكي از آنها گفته بود تهران ده بزرگي است چرا كه خيلي از سيستم‌هاي شهري را ندارد. اين نشان مي‌دهد كه براي پيشرفت و توسعه، ما به كارهاي زيربنايي مثل راه، مترو و تاسيسات شهري بسيار نيازمنديم. براي مثال امكان ندارد كه كشوري پيشرفت كند اما سيستم ترابري و حمل و نقل آن به طور كامل درست نشده باشد؛ كاري كه بخش اصلي آن بر عهده مهندسين عمران است.».


معرفي تعدادي از رشته ها

مهندسي عمران – نقشه‌برداري

طرح و اجراي برنامه‌هاي عمران و مطالعات مربوط به زمين مستلزم وجود اطلاع دقيق مهندسي (مسطحاتي، ارتفاعي، چگونگي) به هنگام به صورت نقشه‌هاي گوناگون (ترسيمي ، رقمي، تصويري) از منطقه مورد نظر است. مجموعه نقشه‌برداري پاسخگوي اين نيازها به گونه‌اي هماهنگ با ديگر رشته‌هاي عمران است و هدفش تربيت افرادي است كه آگاهي علمي كافي و مهارت فني لازم را در زمينه نقشه‌برداري داشته باشند. داوطلبان ورود به اين رشته بايد در رياضيات (هندسه، مثلثات) و فيزيك دوره دبيرستان قوي بوده علاقه‌مندي و آمادگي جسمي (براي كارهاي صحرايي و ...) لازم را دارا باشند. بعضي دروس تخصصي اين رشته عبارتند از : راه سازي ، تئوري خطاها، جغرافياي ايران ، نقشه‌برداري، ژئودزي (جهت تعيين شكل زمين) فتوگرامتري زميني و هوايي (عكسهاي هوايي) كارتوگرافي، هيدروگرافي (نقشه‌برداري از بستر دريا) ، پروژه و كارآموزي از جمله دروس اين دوره است. بعضي تواناييهاي فارغ‌التصيلان اين رشته عبارتند از:

مديريت گروههاي اجرايي در عمليات نقشه‌برداري ، طرح و برنامه‌هاي سيستم نقشه، محاسبات و برنامه‌ريزي در زمينه‌هاي مختلف فني نقشه‌برداري، تدريس و آموزش در دوره كارداني (پس از طي دوره مربوط به تعليم و تربيت).

امكان ادامه تحصيل در اين رشته تا حد كارشناسي ارشد در داخل و در سطوح بالاتر در خارج از كشور موجود است. سازمان نقشه‌برداري وزارت برنامه و بودجه ، وزارت راه و ترابري ،‌ وزارت نفت ، سازمان آب ، سازمان بنادر و كشتيراني،‌ اداره جغرافيايي ارتش و سپاه و بخش خصوصي و ... از جمله محلهاي جذب فارغ‌التحصيلان اين رشته است.

نظر دانشجويان: اين رشته از لحاظ آموزشي با نارسايي‌هايي نظير كمبود استاد و لوازم كار مواجه است. زيربناي كليه كارهاي عمراني نقشه برداري است و با توجه به لزوم انجام دادن كارهاي عمراني، فارغ‌التحصيلان آن سريعا جذب بازار كار مي‌شوند.

. داوطلبان بايد به سختي كار در بيابان و كوهستان و شرايط سخت نقشه‌برداري توجه داشته باشند.

مهندسي عمران – عمران

اين رشته قبلا به مهندسي راه و ساختمان موسوم بوده و به منظور تربيت مهندسان طراح ، محاسبه و اجراي پروژه‌هاي ساختماني، صنعتي ، راه‌سازي و تاسيسات آبي و نظارت بر حسن اجراي طرحهاي عمراني در زمينه‌هاي فوق و همچنين همكاري با مهندسان مشاور يا محاسبه در زمينه‌هاي ياد شده ، به وجود آمده است. قسمت عمده دروس اين رشته را مجموعه متنوعي از دروس نظري و پروژه‌هاي طراحي تشكيل مي‌دهد و كنار آنها تعدادي دروس آزمايشگاهي و كارگاهي و نيز دو دوره كارآموزي در طي دو تابستان پيش‌بيني شده است. با توجه به سياستهاي عمراني و سرمايه‌گذاريهاي دولت براي ايجاد ساختمانها، راهها، پلها، سدها، نيروگاههاي هسته‌اي و حرارتي ، رفع نيازهاي عمراني در زمينه مسكن و تاسيسات آبي جهت تامين آب آشاميدني شهرها و روستاها همچنين بازسازي مناطق جنگ‌زده اهميت اين رشته مشخص مي‌شود. فارغ‌التحصيلان اين رشته مي‌توانند در وزارتخانه‌ها (نظير وزارتخانه‌هاي راه‌ و ترابري مسكن و شهرسازي و نيرو) و شركتهاي دولتي و شركتهاي خصوصي و مهندسان مشاور به كارهاي طراحي ، محاسبه و اجرا بپردازند. در شرايط حاضر فارغ‌التحصيلان اين رشته مي‌توانند در دوره‌هاي مختلف كارشناسي ارشد سازه (آناليز و طرح سازه‌ها) ، خاك و پي (مطالعه مسائل مربوط به رفتار خاكها و محاسبات پي‌ها) ، راه و ترابري (طرح راهها و شبكه ترابري) ، سازه‌هاي آبي (طراحي سازه‌هاي هيدروليكي و مسائل آبي ديگر در ارتباط با سدها) در داخل كشور ادامه تحصيل دهند.

امكان ادامه تحصيل در دوره دكتري فقط در خارج از كشور وجود دارد. دارا بودن دانش قوي رياضي و فيزيك و توانايي جسماني از ضروريات اين رشته است. حدود 10 درصد از دروس اين دوره عملي است و از دروس تخصصي آن مي‌توان طراحي سازه‌هاي فولاد و بتن ، پي‌سازي، مكانيك خاك، مكانيك سيالات، هيدروليك و تحليل سازه‌ها را نام برد.

مهندسي عمران – آب

اين دوره به منظور تربيت متخصصاني تدوين شده است كه بتوانند در زمينه‌هاي شناخت منابع آب و كنترل و بهسازي كيفيت منابع آب اطلاعات لازم را به دست آورند تا بتوانند در مراحل مختلف طراحي ، نظارت و مديريت پروژه‌هاي آب كار كنند. با توجه به اينكه توسعه كشور در زمينه‌هاي كشاورزي، صنعتي ، عمران و ... بستگي به ميزان آب قابل استفاده دارد مي‌توان صنعت آب را در ايران در زمره صنايع مادر به حساب آورد. داوطلبان ورود به اين دوره بايد در دروس رياضي، فيزيك و شيمي دبيرستان قوي بوده، علاقه‌مندي و استعداد لازم (خصوصا در زمينه طراحي ) را داشته باشند. دروس اين دوره به صورت عمومي، پايه ، اصلي ، تخصصي، انتخابي و كارآموزي (كارآموزي صحرايي پروژه تخصصي و كارآموزي تخصصي) است. بعضي دروس اصلي و تخصصي اين رشته عبارتند از : مكانيك خاك ، هواشناسي ، هيدروليك ، آبهاي زيرزميني ، سدهاي كوتاه ، پي‌سازي و ...

فارغ‌التحصيلان اين دوره تواناييهاي لازم را در زمينه‌هاي مربوط به كارشناسي مطالعه منابع آب ، تاسيسات آبي و سازه‌هاي هيدروليكي، كارشناسي آب و فاضلاب و نظارت بر حسن اجراي طرحهاي آبي را خواهند داشت. امكان ادامه تحصيل در اين رشته تا حد كارشناسي ارشد در داخل و تا سطوح بالاتر در خارج از كشور وجود دارد. سازمان آب،

وزارت جهاد كشاورزي ،‌ وزارت نيرو و بخش خصوصي و ... از جمله مراكز جذب فارغ‌التحصيلان اين دوره است.

نظر دانشجويان : يكي از امتيازات اين گرايش آن است كه علاوه بر محاسبات سازه‌اي، وارد محاسبات هيدرولوژي و هيدروليك نيز شده و بر وسعت كار مي‌افزايد


تکنولوژی جدید در عایقکاری رطوبتی ساختمان

چکیده:

یکی از مشکلات اساسی که در اکثر سازه ها به چشم می خورد مشکل نم و رطوبت می باشد که در بعضی مواقع خسارات جبران ناپذیری را به ساز ها و ساختمان وارد می نماید و یکی از راهکارهای مقابله با  ‎‎آن عایقکاری رطوبتی می باشد  .
در ایران با توجه به اقلیم و آب و هوا و نیز وجود منابع عظیم نفتی متداولترین عایق رطوبتی قیر و گونی می باشد که با پیشرفت تکنولوژی این روش جای خود را به عایقهای پیش ساخته ( ایزو گام) داده است  .
اما با پیشرفت علوم ونیز گرانی مواد نفتی و قیر در بعضی مواقع عایقهای پیش یاخته نیز مقرون به صرفه نبوده و مهندسان را به آن داشت تا از مواد شیمیایی جهت عایق بندی سازه استفاده کنند که هم از نظر اقتصادی و هم از نظر کیفیت و کارایی بتواند با سایر عایقها رقابت کند  .
بعد از تحقیقات متعدد مهندسان موفق شدند که با استفاده از رزینهای اکریلاتی و استایرنی که با آب حل می شود ، عایق رطوبتی جدیدی بسازند که صورت یک لایه 
mm 1 روی سطوح مورد نیاز اجرا میشود و انعطاف پذیر نیز می باشد . این مقاله به بررسی و مطالعه عایق جدید و مقایسه آن با سایر عایقهای رطوبتی می پردازد  .

کلمات کلیدی : اتکتیک پلی پروپیلن  APP-پلی استر نبافته –تیشو- عایق  SH-765M-موویلیت وی پی 

 مقدمه:

عایق رطوبتی با قابلیت انعطاف زمینه جدیدی برای مصرف امولسیونی پلیمر پایه آب امروزه مانند قرنها پیش ساخته شده از قیر همچنان بعنوان رایج ترین روش پوشش کف مورد استفاده قرار می گیرد کاربرد قیر و یا آسفالت دشوار و مستلزم صرف وقت زیاد می باشد حتی امولسیونهای ساخته شده از قیر نیز تغییر اندکی را در دشواری این کاربرد ایجاد نموده اند.
همانطور که می دانید باید قیروگونی را تا میزان  150  تا  200  درجه سانتیگراد حرارت داد ، ریختن و تسطیح ترکیبی با این درجه حرارت بسیار دشوار می باشد . بنابراین امولسیونهای ساخته شده از قیر با قابلیت کاربرد درجه حرارت نرمال مورد استفاده قرار می گیرد.
اینگونه امولسیونهای نفتی در آب حدوداً دارای  50% قیر می باشد . با سفت شدن این امولسیون آب آن تبخیر و قیر بصورت بیندر باقی می ماند.
ترکیبات کف سازی بام ، بر پایه امولسیون پلیمرهای جدید عملکرد کاملا‏ً متفاوتی دارند ، شاید مهمترین ویژگی آنها ایجاد یک لایه نازک ( فیلم )با قابلیت انعطاف بعد از خشک شدن باشد.
از جمله مزایای این عایق جدید به شرح زیر است  :
1  – فاقد آلودگی و آسیب های فیزولوژی می باشد.
2  – کاربرد آنها ساده است  .
3  – رنگ پذیرند  .
4  – خطر آتش سوزی ندارند  .
5  – چسبندگی خوبی نسبت به سطوح مختلف دارند  .
در این مقاله به معرفی عایقهای قیروگونی و عایقهای پیش ساخته ، سپس به معرفی یک نوع عایق جدی که از رزینهای اکریلاتی و استایرنی محلول در آب ساخته شده می پردازد.

عایق رطوبتی قیروگونی:

این عایق یکی از متداولترین عایق مصرفی در ایران می باشد به این علت که در اکثر شهرهای کشور مواد اولیه این عایقکاری به وفور یافت می شود  .
مواد مورد نیاز در این عایق گونی و قیر می باشد ، که گونی مورد نیاز از کشورهای خارجی وارد می شود و در سه اندازه مختلف به نامهای ، گونی درجه یک ، درجه دو ، درجه سه در بازار یافت می شود  .
طبق آئین نامه مقررات ملی ایران ( مبحث  5  ) مشخصات گونی ایده آل عبارتند از : گونی باید نو ، ریز بافت ، کاملاً سالم وبدون آلودگی و چروک باشد و وزن آن در هر مترمربع حدود  380  گرم باشد.
قیر ماده ایست سیاه رنگ مرکب از هیدروکربنهای آلی با ترکیبات پیچیده که از تقطیر نفت خام بدست می آید.
انواع قیر که در کشور می باشد دو دسته هستند  :
الف  –1  ) قیرهای جامد که علامت اختصاری آنها 
A.C
است و مستقیماً از تقطیر نفت خام بدست می آید و بر حسب درجه نفوذپذیریشان نامگذاری می شوند و انواع اینگونه قیرها در ایران به رح زیر می باشد  :
قیرهای  : 70-60  ، 100-85  ، 150-130  ، 200-180  ، 250  –220  ، 320  –280 
الف  – 2  ) قیرهای که با هوادادن به یکی از قیرهای نرم فوق تهیه می شوند و عبارتند از : قیرهای  : 20  –10  ، 30  –20  ، 50  –40  و در بعضی موارد70  - 60 
ب ) قیر جامد اکسید شده که با علامت اختصاری 
R که معرف انعطاف پذیری قیر است نمایش داده می شود ، این قیر از دمیدن هوا در مخلوطی از قیرهای نرم و مواد روغنی سنگین بدست می آید و بر حسب نقطه نرمی و درجه نفوذپذیری بصورت زیر نامگذاری کرده اند  : 25  –85  R ، 15 – 90 R

ویژگیهای عمومی قیرها:

1-  غیر قابل نفوذپذیر در مقابل آب و رطوبت 
2-  مقاومت در برابر اسیدها، بازها و نمکها 
3-  چسبندگی 

معایب قیر  :

قیر در وضعیتهای زیر برخی از خواص خود را از دست می دهد ، به طوریکه نمی توان از آن به خوبی اسفاده کرد  :
الف ) تجزیه شدن در دمای زیاد و تبدیل آن به ذغال ، توأم با اشتعال 
ب ) تغییر شکل در مقال فشار و حلالها 
مزایا:
1-  صرفه اقتصادی نسبت به بعضی عایقهای رطوبتی 
2-  اطمینان از نظر کارایی با توجه به پیشینه مصرف 

معایب عایق قیروگونی:

1-  پوسیدگی این عایق به مرور زمان 
2-  پارگی بر اثر نشتهای احتمالی ساختمان 
3-  عمر مفیدعایق به طور متوسط کمتر از  10  سال بوده و ترمیم متناوب آن با مشکلات اجرایی زیاد و هزینه های قابل توجه همراه است  .
4-  آلودگی محیط زیست را به دنبال دارد.

عایقهای پیش ساخته ( ایزوگام  ) :
این عایقها معمولاً از مواد اولیه زیر تشکیل می شوند  :
1-  قیرصنعتی  70-60 
2-  مواد پلیمری به نام اتکتیک پلی پروپیلن  (
APP
)
3-  یک لایه تیشوی نخدار ( پشم شیشه  )
4-  یک لایه پلی استر سوزنی 
5-  پودرتالک و در بعضی از این عایقها پودر مس  600  نیز بکار می رود  .
6-  فیلم پلی اتیلن 
7-  باند و چسب 
طبق استاندارد ایران این عایقها به دو دسته تقسیم می شوند  :
1-  عایقهای رطوبتی پیش ساخته مخصوص پی ساختمان ( عایق پی  )
2-  عایقهای رطوبتی پیش ساخته مخصوص سطوح خارجی ، بدنه استخر و تونلها ( عایق بام  )
استاندارد ایران برای هر یک از این عایقها مواردی را معرفی می کند که در این قسمت آمده است  :

 اجزای تشکیل دهنده عایق پی  :
1-  لایی : انواع لایی های زیر می توان در این عایق مورد استفاده قرار گیرد  :
الف  –1  ) فلت الیاف شیشه ( تی ) مطابق مشخصات استاندارد  3891 
ب  – 1  ) فلت الیاف پلی استر مطابق مشخصات استاندارد  3880 
ج  – 1  ) منسوج نبافته پلی استر مطابق با استاندارد  3889  همراه فلت الیاف شیشه مطابق مشخصات استاندارد  3891 
2-  ماده آغشته کننده لایی  :
ماده اغشته کننده هر یک ازلایی ها می تواند قیرو یا مخلوطی از قیروافزودنیهای اصلاح کننده باشد.
سطح رویین عایق باید به منظور جلوگیری از چشبندگی داخل رول از مواد ریزدانه معدنی مثل پودر تالک و یا میکا پوشیده شود  .
سطح رویین باید یکواخت و عاری از هر گونه خوردگی و چین وچروک باشد 
سطح زیرین عایق رطوبتی باید با فیلم پلاستیکی و یا مواد ریزدانه معدنی مثل پودر تالک پوشیده شود  .
اجزای تشکیل دهنده عایق بام  :
متشکل از دو لایه نمدی است که لایه زیرین از فلت الیاف شیشه و لایه رویین از جنس منسوجات پلی استر می باشد ، این دو لایه بوسیله مذاب قیر اصلاح شده با مواد پلیمری اشباع می گردد ، به هنگام بسته بندی برای جلوگیری از چسبندگی هر طرف عایق با مواد ریزدانه و یافیلم پلاستیکی روکش می گردد  .
در اینجا لازم است که مشخصات استاندارد بعضی از مواد اولیه عایقهای مذکور را بیان کنیم  .
منسوج پلی استر که بعنوان لایه اشباع شونده از مذاب قیری در عایقهای رطوبتی پیش ساخته بکار می رود 

ویژگیهای پلی استر نبافته  :

1. منسوج باید  100  % از پلی استر تولید شده باشد.
2. سطح منسوج باید یکنواخت و نسبتاً صاف و هموار باشد  .
3. منسوج در هنگام تا کردن ، تکه تکه و پاره کردن باید نسبتاً عاری از ذرات و مواد خارجی قابل مشاهده باشد.
4. منسوج باید که در هنگام رول در دمای  10  تا  60  درجه سانتی گراد چسبندگی نداشته باشد  .
5. وزن هر رول نباید از  40  کیلوگرم تجاوز کند  .
6. جذب شیره پلی استر باید یکنواخت و یکدست باشد  .
7. رول ها باید به نحوی بسته بندی شوند که هنگام جابجایی اولاً باز نشوند ، ثانیاً بسته بندی باید منظم و عاری از وجود هر گونه فرورفتگی یا برآمدگی در مقطع بیرونی باشد  .
8. رول ها باید در یک لفاف کاغذی یا پلاستیکی بسته بندی شوند 

ویژگیهای فیزیکی پلی استر نبافته  :
1.حداقل جرم واحد سطح  105  گرم بر متر مربع 
2. حداقل مقاومت کششی طولی  200  نیوتن بر  50  میلیمتر 
3. حداقل مقاومت کششی عرضی  150  نیوتن بر  50  میلیمتر 
4. حداقل افزایش نسبی طولی  50  درصد 
5. حداقل افزایش نسبی عرضی  60  درصد 
6. حداکثر کاهش وزن در دمای  105  درجه به مدت  5  ساعت  2  درصدد 

ویژگیهای فلت الیاف شیشه ( تیشو  ) :
1. فلت الیاف شیشه می بایستی دارای سطحی یکنواخت باشد.
2. فلت الیاف شیشه باید با رزین آغشته و پس از مراحل حرارت دهی کل از نظر شکل ظاهری و رنگ یکنواخت باشد.
3. فلت الیاف شیشه باید دارای نخ های تقویت از جنس شیشه باشد که فواصل معین و یکنواخت بطور پیوسته در تمامی طول فلت ادامه یابد  .
4. روی سطح فلت باید هیچگونه خرده شیشه مشاهده نگردد.
5. فلت الیاف شیشه باید عاری از رطوبت بوده ، هنگام باز نمودن رول چسبنده نباشد  .
6. فلت نباید براحتی دو پوسته شود و باید لبه های آن صاف و بدون چروک باشد  .

ویژگیهای فلت الیاف شیشه:

شـــــــرح مــــــیــــــزان واحــــــــد 
عرض  55  گرم بر متر مربع 
جرم واحد سطح  20  گرم بر متر مربع 
حداکثر فاصله نخ های تقویت کننده  20  میلیمتر 
حداقل مقاومت کششی طولی  15  کیلوگرم بر  50  میلیمتر 
حداقل مقاومت کششی عرضی  2  کیلوگرم بر  50  میلیمتر 
حداقل افزایش نسبی طولی  5/1  درصد 
حداقل افزایش نسبی عرضی  2/1  درصد 

اکثر عایقهای رطوبتی پیش ساخته دارای مشخصات استاندارد زیر می باشند که عبارتند از  :
1-  وزن یک رول در حدود  43  کیلوگرم و در ابعاد  1  × 10  متر 
2-  ضخامت از  2  میلیمتر تا  6  میلیمتر که حد استاندارد  4  میلیمتر 
3-  مقاومت کششی طولی  60-50  و مقاومت کششی عرضی  35-30  کیلوگرم بر  50  سانتی متر 
4-  افزایش نسبی طولی  16-14  وافزایش نسبی عرضی  10  –8  %
5-  مقاومت پارگی طولی  10-9  و مقاومت پارگی عرضی  5-4  کیلوگرم نیرو 
6-  تاب کششی اتصالات انتهایی  100 
7-  جذب آب  1  % و کاهش وزن  1  %
8-  وزن واحد سطح  2/4  کیلوگرم بر سانتیمتر مربع 
9-  انعطاف پذیری در سرما  10- درجه 
10-  پایداری ابعاد در برابر حرارت  1  متر 
11-  میزان نفوذناپذیری آب 
12-  فرسودگی حرارتی در هوا حداکثر افت در دمای انعطاف پذیری  10  درجه 
13-مقاومت در برابر اشعه فرابنفش حداکثر افت در دمای انعطاف پذیری  10  درجه 
حال در این قسمت لازم است مزایا و معایب این نوع عایقها را نیز ذکر کنیم  .

مزایای عایقهای رطوبتی پیش ساخته:
1- سبک بودن به مقدار حدود  4  کیلوگرم بر متر مربع 
2-  مقاوم در گرمای  130+ درجه و سرمای  40- درجه 
3-  دچار پوسیدگی و شکنندگی نمی شوند.
4-  دارای قابلیت انعطاف کامل می باشند.
5-  بعلت دارا بودن لایه پلی استر در مقابل فشارهای احتمالی از انبساط و انقباض ساختمان مقاوم می باشد.

معایب :
1-  فاسد شدن عایق بعد از  6  ماه ( از زمان تولید ) بعلت عدم نکهداری مطلوب ( باید بصورت عمودی در دمای  5  تا  35  درجه نگهداری شود  )
2-  کم بودن طول عمرمفید(طول عمر در حدود  15  سال  )
3-  گران بودن این عایقها ( عایقهایی که دارای مواد اولیه خارجی می باشند  )
4-  در موقع ترمیم محل آسیب دیده از سایر جاها بالا می زند.
5-  تجزیه شدن بر اثر اشعه ماورابنفش 

در این نوع عایقها (قیروگونی و پیش ساخته ) باید سطح کار عاری از گرد و خاک و رطوبت باشد و اگر سطح آسفالت باشد برای عایقکاری با ایزوگام باید به ازاء هر متر مربع سطح حداقل  300  گرم مشتق قیری رقیق شده در آب یا بنزین روی سطح پخش گردد و اگر سطح سیمانی بود باید به ازاء هر متر مربع سطح حداقل  280  گرم مشتق قیری رقیق شده در آب یا بنزین روی سطح پخش گردد  .
بعضی از کارخانه های تولید کننده عایقهای پیش ساخته عایق با روکش آلومینیوم نیز تولید می کنند که حدود  85  % از نور و حرارت را منعکس می کند  .
بعد از معرفی عایقهای رطوبتی مذکور به معرفی عایق رطوبتی جدید می پردازیم . همانطور که در مقدمه طرح شد گران بودن قیر در سالهای اخیر شرکتهای تولید کننده مواد شیمیایی یک عایق رطوبتی با کارایی وکیفیت بهتر نسبت به سایر عایقها تولید کننده که این تلاشها به ثمر نشست و این عایق در حال حاضر در بازار موجود و از آن استفاده می شود.

مشخصات ساختاری:
اندود عایق  SH-765M ماستیکی است بر پایه رزینهای اکریلاتی و استایرنی محلول در آب به همراه افزودنی های لازم جهت پایداری در شرایط جوی متفاوت روی سطوح ساختمانی که بر پایه رزین  Mowilith شرکت هوخست آلمان ساخته شده است  .

کاربردهای پیشنهادی  :
1-  پوشش یا اندود انعطاف پذیر عایق در آب و رطوبت 
2-  جایگزین مناسب و اقتصادی به جای قیروگونی ، آسفالت و سایر ایزولاسیون های ساختمانی پایدار.
3-  باز دارنده ترکهای سطحی در پوشش نما  .
4-  تقویت روکش های نما  .
مشخصات فیزیکی  :

مشخصات اندود عایق واحد مقدار 
درصد جامد درصد  1- 73 
گرانروی با دستگاه بروکفیلد با سوزن  7  دور  20  دمای  23  درجه 
Pas 372

PH - 9-8
شکل ظاهری - تقریباً سفید 
حداقل دمای تشکیل فیلم سانتی گراد صفر 
مقاومت کششی 
N/mm 2

مشخصات فنی رزین ـ تولید عایق  :
پایه رزینی : پلیمری است امولسیونی متشکل از اسید اکریلیک ، متاکریلیک و استایرن ساخت هوخست با انعطاف پذیری فوق العاده بالا.
مشخصات فنی رزین 

مشخصات فنی رزین هوخست  HOECHST واحد مقدار 
درصد مواد جامد  (
DIN 53189 ) درصد  1+50 
گرانروی  ( 23 
C ISO 2555 ) با دستگاه  Brook field محور  5  سرعت  20  دور  Mpa . s 3500-7500
9-8 
PH =
حداقل دمای تشکیل فیلم 
MFT C صفر 
وزن مخصوص  (
ISO 8962 ) Gr / cm 01/1
مقاومت کششی  (
DIN 53455 ) N/mm 5/2
حداکثر کشش  (
DIN 53455 ) درصد  800 
دمای شیشه ای 
Tg C 6-

سنجش مشخصات فیلم رزین طبق آئین نامه  DIN- EN23270 در دمای  23  درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی  50  % انجام شده است  .

مواد تشکیل دهنده عایق  :
1- رزین مخصوص تولید شرکت هوخست بر پایه اکریلیک – استایرن 
2-  مواد تکمیلی عایق : شامل مواد دیسپرس کننده – امولسی فایر- مواد تنظیم کننده غلظت – مواد نگهدارنده – مواد تنظیم کننده 
PH
- مواد پوشش دهنده فیلم عایق  .
3-  کمک کننده های مکانیکی 
پودرهای معدنی جهت بالابردن مقاومت مکانیکی نفوذ پذیری فیلم حاصل از اندود عایق 
الف – کربنات کلسیم ب - پودر تالک ج – پودر کائولن 

مشخصات فنی اندود عایق  SH 765M

مشخصات فنی اندود عایق  SH 765M واحد مقدار 
درصد مواد جامد اندود عایق درصد  72-70 
گرانروی 
pa . s 500-300
حداقل دمای تشکیل فیلم درجه صفر 
مقاومت کششی 
N / mm 2
مقدار پوشش کیلو متر مربع 
ضخامت فیلم حاصل 
Mm 1
PH - 9-8

اندود عایق  SH 765M قلیایی است و مقاومت قلیایی بسیار بالایی دارد و لذا در مقابل مواد آهکی از خود مقاومت کافی نشان می دهد  .
این عایق در مکانهایی که در معرض رطوت می باشد اجرا می شود ولی بدون تردید ثبات سطح زیرین در پایداری محصول تأثیر مستقیم دارد  .
در مورد ترکیبات پوشش بام ، حداقل آب به اندازه قابلیت انعطاف لایه های نازک امولسیون دارای اهمیت می باشد که این مزایا بخوبی در امولسیون پولیمرموویلیت وی پی  765  تقریباً  50  % وجود دارد .میزان جذب آب یک لایه از این امولسیون به ضخامت خدود  1  میلیمتر  ، 10  روز بعد از خشک شدن که به مدت  24  ساعت در آب غوطه ور باشد  5  تا  7  درصد می باشد.

کاربرد‌‌:

ترکیب پوشش کف بام بر پایه موویلیت وی پی  765  می توان بصورت خمیری باشد و کاربری آن با غلظت و یا قلم مو و یا دستگاه اسپری بسیار آسان است . بطوریکه یک فرد غیر حرفه ای نیز می تواند آن را مصرف نماید . لیکن استفاده از دستگاههای اسپری با فشار زیاد نیازمند تخصص می باشد .تجربیات عملی ما نشان داده است که این امولسیون به سطوح تازه ساخته شده از بتن ، چوب ، موزائیک و آزبست چسبندگی خوبی دارد  .
قبل از کاربرد این ترکیب سطوح مورد نظر باید تمیز و خشک باشند . سطوح ناصاف و شیبدار باید آماده سازی شوند . برای این منظور می توان امولسین را با آب رقیق و استفاده نمود ، قبل از کاربرد ترکیب بر روی سطوح فلزی باید از مواد ضد خورندگی روی سطوح آهن استفاده نمود برای گرفتن درزه و پر کردن سوراخها ، مخلوط امولسیون پوشش کف با خاک سنگ به نسبت  3  : 1  مورد استفاه قرار می گیرد.
ابتدا باید سطح کاملاً تمیز شود ، سپس 
SH 700P پرایمر را بوسیله قلم مو و یا پیستوله در سطح ساختمانی اجراء می نمائیم ، پس از گذشت یک ساعت اندود  SH 765M
را به کمک ماله یا کاردک بصورت یکنواخت روی سطح اجراء می کنیم ، ضخامت نهایی عایق باید حدود  1  میلیمتر باشد.
برای روان کردن ماستیک می توان از مقدار اندکی آب و یا نفت استفاده کرد  .

خشک شدن  :
زمان خشک شدن بستگی به ماده ، درجه حرارت هوا ، حرارت سطح مورد نظر ، رطوبت و ضخامت پوشش دارد . به عنوان مثال در هوای با درجه حرارت  25  درجه سانتی گراد و رطوبت  65  % زمان مورد نیاز برای خشک شدن لایه حدود  3  ساعت خواهد بود.

قابلیت انعطاف  :
پوشش های کف بام به دلیل تغییرات حرارت هوا در معرض فشار می باشد.بنابراین باید از قابلیت انبساط بالایی برخوردار باشند . پوشش کف بر پایه موویلیت وی پی  765  به ضخامت  5/1  میلیمتر در درجه حرارت  10- در جه سانتی گراد  2  % قابلیت انبساط می باشد.

قابلیت پوشش  :
برای پوشش معادل یک متر مربع از لایه به ضخامت  1  تا  5/1  میلیمتر حدود یک کیلوگرم از ترکیب فوق مورد نیاز می باشد .بدیهی است برای لایه بعدی به تعداد کمتری از این ترکیب نیاز خواهد بود . هزینه مواد مصرفی برای این پوشش بیش از ترکیبات قیری می باشد ولی سرعت در کاربرد آن هزینه اضافی را خنثی می کند  .

تغییرات شدید هوا  :
اگر چه تاکنون تجربیات در زمینه کاربرد این روش پوشش کف در دراز مدت بدست نیامده است ( سطوح خارجی ) آزمایشات متعدد کوتاه مدت در شرایط مختلف آب و هوایی بعمل آمده است  .
نمونه ها در معرض شرایط زیر قرار کرفته اند  :
1-  حدوداً بمدت  20  دقیقه در هوای با دمای  40  درجه سانتی گراد و رطوبت  65  %
2-  حدوداً بمدت  30  دقیقه در اشعه مادون قرمز  150  وات حرارت سطح نمونه حدود  65  درجه 
3-  حدوداً بمدت  5  دقیقه در هوایی با دمای  40  درجه سانتی گراد و رطوبت  65  %
4-  حدوداً بمدت  30  دقیقه در آب با دمای  40  درجه سانتی گراد 
5-  حدوداً بمدت  65  دقیقه دراتاقک سرما با برودت10- درجه سانتی گراد 
با بررسی ظاهری پس از  500  ساعت  ( 162  نوبت ) آزمایش کوتاه مدت هیچگونه آسیبی در نمونه های بکاررفته در سطوح آزبست ، آلومینیم مشاهده نگردیده است  .
پس از  200  ساعت  ( 648  نوبت ) آزمایش کوتاه مدت ، قابلیت انبساط و کشیدگی مورد اندازه گیری قرار گرفت ، بطوریکه در جدول زیر مشاهده می گردد ، قابلیت کشیدگی ترکیب بعد از این مدت اندکی کاهش یافته لیکن قابلیت انبساط آن اندکی افزایش یافته است  .
دمای محیط هنگام اجراء باید بیش از  5  درجه سانتی گراد باشد  .
پس از اجراء تا  72  ساعت از راه رفتن روی عایق اجتناب کنید  .
سطح اندود شده را هرگز با اجسام کوبنده و یا نوک تیز ضربه نزنید ، در صورت زخمی شدن سطح آن را باید ترمیم کرد.

روش ترمیم  :
در صورت نیاز به ترمیم بخش آسیب دیده می توانید سطح قبلی را نخست با استفاده از پرایمر پوشش داده و سپس مطابق دستوالعمل فوق با استفاده از ماستیک روی محل مورد نظر اجراء نموده و پوشش داد  .

شرایط نگهداری  :
اندود عایق و پرایمر را می توان به مدت  6  ماه در دمای بین  5  الی  25  درجه در انبار نگهداری کرد.

مزایای این عایق  :
1-  اجراء سریع و آسان 
2-  امکان تعویض رنگ آن 
3-  عمر زیاد آن ( در حدود  40- 30  سال  )
4-  عدم تأثیر گذاری اسیدها ، بازها و سایر مواد شیمیایی بر این نوع عایق 
5-  قیمت مناسب ( هر متر مربع حدوداً  10000  ریال می باشد  )
6-  انعطاف پذیری فوق العاده بالا 
7-  عدم آلودگی زیست محیطی 

نتایج  :
روشهای پوشش کف با قابلیت انعطاف ، زمینه های جدید استفاده از امولسیون پلیمر می باشد . انجام آزمایشاتی در ارتباط با طول عمر واقعی این پوشش کف ، قبل از هر گونه ازریابی ضروری است . لیکن مزایای کاربرد در مقایسه با ترکیبات ساخته شده از قیر کاملاً روشن است  .
تجربیات و نتایج حاصل از آزمایشات نوید آن است که موویلیت وی پی  765  ترکیب بسیار مناسبی برای پوشش کف باشد  .

منابع  :
1-  مقررات ملی ساختمان – مبحث  5 
2-  نشریه استاندارد عایقهای رطوبتی 
3-  شرکت شایا شیمی


طراحی و اجرای اتصالات جوشی بر آسیب پذیری لرزه ای سازه های فولادی

چکيده اين مقاله:

باگذشت حدود  50  سال از کاربرد اتصالات جوشی در صنعت ساختمان در ايران هنوز نقايص زيادی در اجرای ساختمانهای فولادی جديد مشاهده  می شود. در يک بررسی اوليه عوامل زير را می توان به عنوان  دلايل  اصلی نقايص ذکر کرد كه در همين مقاله اشاره خواهم نمود:

    1-    عدم طرح دقيق اتصالات جوشی با  توجه به عملکرد مورد نظر آنها

2  -     عدم انطباق اجرای معمول ساختمان با آيين نامه ها و   دستورالعملها

3-     کيفيت پايين جوش به علت  عدم وجود آموزش کلاسيک کافی در اين زمينه برای مهندسان و جوشکاران

4-     نبود  نظارت اصولی و دقيق بر اجرای جوشکاری در ساختمانهای شهری در کشور.

در اين مقاله بعد از مرور خرابيهای سازه های فولادی در زلزله های گذشته ايران و جهان سعی گرديده تا طراحی و اجرای معمول و سنتی سازه های فولادی جوش شده در کشور با  حالت قابل قبول آن مقايسه گردد. برای اين منظور از آيين نامه های معمول طراحی سازه های فولادی ايران و آيين نامه های طراحی کشورهای صنعتی زلزله خيز استفاده شده تا مشخص شود که چه مواردی از اجرا يا آيين نامه ها و دستورالعملهای اجرايي همخوانی ندارد. علاوه بر آن مطالعه ای بر روی نقاط ضعيفی که ناشی از اجرای جوش می باشد انجام گرفته و در پايان پيشنهاداتی برای بهبود وضع موجود و کاهش خطرات ناشی از زلزله ها در اين نوع  سازه  ها  ارايه گرديده است.

 مقدمه:

سازه فولادی از مجموعه ای از اعضای باربرساخته شده از نيمرخهای فولادی يا ورق می باشد که به کمک اتصالات به يکديگر متصل می گردند . با توجه به روشهای تکامل يافته ای که برای توليد نيمرخ های فولادی به  کار گرفته می شود اين مقاطع غالبا رفتار در حد قابل انتظاری از  خود نشان می دهند. مساله بسيار مهم رفتار اتصالاتی است که  الف)   برای ساخت اعضای مرکب از نيمرخ و ورق برای يکپارچه نمودن  اعضا (شامل تير و ستون و مهاربندها ) در محل گره ها مورد استفاده قرار می گيرد . وسايلی که برای ساخت اعضا  و اتصال آنها به  يکديگر به کار می رود شامل پيچ و پرچ و جوش است . در اين ميان استفاده از جوش در ساختمان سازی متعارف در ايران بسيار رايج است.تا زمان وقوع زلزله نورث ريچ  (1994  )تصور بر اين بود که در صورت رعايت اصول فنی در طرح و اجرای سازه های فولادی جوشی اين سازه هادر زلزله عملکرد قابل قبولی از خود  نشان می دهند.اما وقوع اين زلزله اين فرض را زير سوال برد . در اين زلزله مشاهده شد که در بسياری از اتصالات ,  در محل درز جوش اتصال ,  فلز مادر (Base metal)  دچار ترک يا بعضا شکست شده است. اين مساله باعث شد تا تحقيقات گسترده ای در مورد علت اين پديده صورت گيرد که اين تحقيقات  تا به امروز ادامه دارد . از طرف ديگر مشاهده و تحقيق  درباره وضعيت ساخت و ساز ساختمانهای فولادی نشان می دهد که اتصالات جوشی متداول در ايران از کيفيت مناسبی برخوردار نيستند و با وجود سابقه نسبتا طولانی در استفاده از جوشکاری در صنعت ساختمان هنوز نقايص  زيادی در اين زمينه مشاهده می شود.

 عملکرد  لرزه ای ساختمانهای فولادی:

براساس تجربه های حاصل از زلزله های گذشته و مطالعات انجام گرفته سازه هايی در برابر زلزله دارای عملکرد بهتری هستند که بتوانند ضمن حفظ پايداری و انسجام کلی خود انرژی ناشی از زلزله را تا حد امکان جذب و مستهلک نمايند.با توجهبه منحنی نيرو-تغيير مکان  سازه ها و توجه به  اين مطلب که سطح بين منحنی نيرو-تغييرمکان و محور تغييرمکان نشان دهنده ميزان انرژی جذب شده توسط سازه است.هر چه سازه شکل پذيرتر باشد انرژی بيشتری را  هنگام زلزله جذب کرده و رفتار مطلوبتری دارد.  فولاد نرمه به علت طبيعت شکل پذير از اين نظر ماده مناسبی می باشد و می تواند ميزان زيادی انرژی جذب کند . اما تجربه نشان داده است  که در سازه  های فولادی  در صورت عدم استفاده از اتصالات مناسب عملکرد مناسب لرزه ای آنها مناسب و قابل قبول نخواهد بود و در اثر زلزله دچار شکست سازه ای و يا انهدام خواهد شد.در زلزله منجیل  (1369) مشاهده شد که تعدادی از ساختمانهای فولادی دچار تخریب کامل شدند. رفتار اين سازه ها در اين زلزله  ثابت کرد که در بسياری از موارد سازه های موجود دارای سيستم مقاوم زلزله مناسبی نيستند.استفاده  از تيرهای خورجينی(تيرهای سرتاسری در دو طرف ستون با اتصال نبشی) و عدم شناخت سيستم حاصل و مدل صحيح برای اين اتصالات باعث شده اين سيستم از نظر مهندسی زلزله بسيار آسيب پذير تلقی گردد .درس حاصل از اين زلزله کيفيت پايين ساخت و ساز شهری بودکه در سالهای اخير تلاشهايي برای اصلاح آن به عمل آمده است. در زلزله نورث ريچ آمريکا مشاهده شد که در بسياری ازساختمانهای فولادی  اتصال تيرها و ستونها دچار ترک ويا بعضا شکست شد . بيشتر اين ترکها و شکستها در بال ستون اتفاق افتاده است.

صنعت جوشکاری ساختمان در ايران:

با گذشت  50  سال از استفاده از جوش در ساختمان دهه اخير  (80-1370  ) از نظر تعداد ساختمانهايي که  با سازه های فولادی طراحی و اجرا شده اند کاملا استثنايي به شمار می آيد. در نيمه دوم اين دهه دهها هزار سازه فولادی در تهران و شهرهای بزرگ ايران به ناگهان سر از زمين برآورد . گسيل سرمايه ها به سوی ساخت و ساز شهری و تبديل ساخت سرپناه به ماشين سرمايه گذاری جهت سودهای کلان باعث گرديد تا رعايت اصول فنی و ايمن سازی ساختمانها در برابر زلزله در برابر منفعت طلبی صاحبکاران عملا مورد توجه قرار نگيرد.از طرف حجم عظيم ساخت و ساز نيروي انسانی زيادی اعم از مهندس و تکنسين و جوشکار احتياج داشت که باعث ورود افراد غيرمتخصص به اين جرگه گرديد.تمامی اين مسايل دست به دست هم داد تا طرح و اجرای ساختمانهای فولادی آنچنان که  بايد از کيفيت  مطلوبی برخوردار نباشد.تخريب کلی ساختمانهای فولادی در زلزله منجيل مويد پايين بودن کيفيت ساختمانهای فولادی کشور می باشد. از ميان تمامی عوامل  دخيل  در طرح  و ساخت سازه های  فولادی اتصالهای جوشی از نارساييهای بيشتری برخوردارند. علل اصلی پايين بودن کيفيت جوش درساخت و سازهای شهری را می توان  به صورت زير بيان نمود :

1-     عدم انطباق اجرای معمول سازه های فولادی با آيين نامه ها  و دستورالعملها

2-     کيفيت پايين جوش به علت عدم آموزش کلاسيک کافی در اين زمينه برای جوشکاران و مهندسان

3-     نبود  نظارت اصولی و دقيق بر اجرای جوشکاری در ساختمانهای شهری در کشور

4-     عدم طرح دقيق اتصال جوشی با توجه به عملکرد مورد نظرآنها

 

1-    عدم انطباق اجرای معمول سازه های فولادی با آيين نامه ها  و دستورالعملها

  در بسياری از موارد طرز اجرای متداول جوش باجزييات ارايه شده در آيين نامه تطابق ندارد. اين موارد ناشی از موارد متعددی است که از ميان آنها به موارد زير می توان اشاره کرد:

الف) آشنا نبودن مهندسين سازه به مسايل اجرايي و در نتيجه ارايه نقشه ها و جزييات غيرقابل اجرا

  ب) گران تر بودن هزينه اجرای جزييات آيين نامه نسبت به روش سنتی اجرا

 پ)آگاه نبودن کارفرما و يا مهندس مجری طرح به جزييات آيين نامه و عدم توانايي در تميز دادن حالات مختلف ازيکديگر   

   بعد از اجباری شدن آيين نامه  2800(1368) اهميت وجود سيستم مقاوم در برابر زلزله از يک طرف و محدوديتهای معماری برای استفاده از سيستم مهاربندی از طرف ديگر باعث استفاده روزافزون از سيستم قاب خمشی در جهت عرضی ساختمانها شد.در اين سيستم اتصال تير به ستون از نوع  گيردار بوده يعنی بايد توانايي انتقال برش و لنگراز تير به ستون وجود داشته باشد . در اين نوع اتصالات از ورقهای بالاسری و زيرسری که در محل اتصال به ستون برای ايجاد جوش نفوذی کامل خورده است استفاده می شود. اما از آنجاييکه متاسفانه عمليات جوشکاری در محل کارگاههای ساختمانی و نه در محل کارخانه صورت می گيرد کنترل  کيفيت جوش بخصوص در هنگام  مونتاژ درارتفاع زياد از سطح زمين حتی به صورت عينی(Visual)  امکان پذير  نمی  باشد. همچنين معمولا در محل  اتصال   ورق به ستون به جای  جوش نفوذی از  جوش گوشه استفاده می شود در نتيجه هنگام زلزله اين نقاط  علاوه بر تحمل نيروی کمتر در   حالت تردشکن گيسخته خواهد شد. زمانی که در يک عضو فشاری ازدومقطع در کنار يکديگر استفاده می شود بايد هم پايداری کل عضوبه عنوان يک المان و هم پايداری تک تک مقاطع کنترل شود تا هيچ كدام تحت تاثير نيروی فشاری به طور جداگانه دچار کمانش نشوند . برای اين منظور اين مقاطع بايد در فواصل مشخص به يکديگر متصل شوند تاطول آزاد آنها کاهش يابد. بسياری از اوقات بادبندهای دوبل در طول خود به يکديگر وصل نمی شوند و در نتيجه دومقطع بايکديگر عمل نمیکنند و بار بحرانی عضو کمتر از مقداری است که مهندس سازه در محاسبات خود منظور نموده است. مبحث دهم مقررات ملی ساختمان حداکثر فاصله بين جوش دومقطع در ستونهای ترکيبی را مقرر نموده است.اما در موارد زيادی مشاهده می شود که فاصله بين جوش ستونها بيشتراز اين مقدار است.


  2-    کيفيت پايين جوش به علت عدم آموزش کلاسيک کافی در اين زمينه برای جوشکاران و مهندسان

يکی از مهمترين اشکالات موجود در اجرای ساختمانهای فولادی در کشور کيفيت پايين جوشکاری ساختمان می باشد . عوامل مختلفی در اين امر تاثير می گذارند . استفاده ازجوشهای کارگاهی حتی در مورد جوشهای نفوذی و اجرای کل جوشکاری درکارگاه ساختمانی و استفاده از نيروی انسانی غيرمجرب از عوامل اصلی پايين آمدن کيفيت جوشکاری ساختمان می باشد. در نتيجه عوامل برشمرده شده مشکلات عديده ای گريبانگير اتصالات جوشی می باشد.

در بسياری از  موارد سطح فلز در حال جوش آلوده به روغن يا مواد نامناسب ديگر است و يا اينکه روی فلززنگ زده يا رنگ خورده جوش داده می شود . گاه در فاصله بين پاسهای متوالی جوش حتی از جدا نموده گل جوش نيز خودداری می شود و يابدون برداشتن گل جوشکاری اقدام به زدن رنگ ضدزنگ می شود.از انواع جوشهايي که در کارهای ساختمانی بسيار از آن استفاده می شود جوش سربالا می باشد. به علت سختی اجرا در غالب موارد اين نوع جوش از کيفيت پايينی برخوردار است. در بسياری از موارد در اثر استفاده از تکنيکهای نامناسب جوشکاری نقايصی چون تابيدگی و پيچش در قطعات اتفاق می افتد.

عيوبی نظير نفوذ ناقص  بريدگی کناره جوش  اختلاط سرباره  تخلخل و وجود ترک درفلز مادر  باعث کاهش ظرفيت باربری قطعات می شود. يکی از متداولترين اشکال مقاطع مورد استفاده در سازه های فولادی تيرهای لانه زنبوری می باشد .  بسياری از مجريان طرح اين تيرها را در وضعيت نامطلوبی در کارگاه  ساختمانی مونتاژ می کنند. در بسياری از موارد جوش ميانی تير از کيفيت پايينی برخورداراست و با توجه به اهميت عملکرد مناسب اين قسمت و تقويتهای لازم درمحل تکيه گاه تير و وسط آن صورت نمی پذيرد. متاسفانه طراحی و اجرای پلکانهای فولادی در ساختمانها نيز از کيفيت پايينی برخوردار است و با توجه به اهميت عملکرد مناسب اين قسمت ساختمان پس از زلزله دقت لازم در ساخت آن مبذول  نمی شود .

 3-    نبود  نظارت اصولی و دقيق بر اجرای جوشکاری در ساختمانهای شهری در کشور

 با توجه به اهميتی که شهرداری برای مسايلی از قبيل پارکينگ و نورگيرها و مسايلی از اين دست قايل است مشاهده می شود که بيشتر توجه مهندسان نيز به اين امور معطوف می باشد و توجه چندانی به مسايل سازه ای نمی شود. البته بايد به اين نکته نيز اشاره  شود که به علت عدم وجود آموزش جوشکاری در واحدهای درسی دانشجويان عمران مهندسينی که از دانشگاه فارغ التحصيل می شوند در اين زمينه دارای اطلاعات کافی نيستند و به عنوان مهندس ناظر نمی توانند مسووليت خود را به نحواحسن انجام دهند.البته بايد به اين موارد مساله سختی کار را نيز افزود.به علت جوشکاری در ارتفاع غالب مهندسين از انجام بازديد از اين جوشها طفره می روند. در نهايت امر اينکه آنطور که از ظواهر امر مشخص است شهرداريها نيز در اين زمينه کوچکترين نقشی ايفا نمی کنند و هيچگونه نظارتی بر اجرای ساختمانها ندارند.

 4-    عدم طرح دقيق اتصال جوشی با توجه به عملکرد مورد نظرآنها

بسياری از کارفرمايان عمل طراحی سازه و ايجاد تمهيدات مقابله با زلزله  را يک امر زايد می دانند و تلاش می کنند  تا کمترين هزينه ممکن را صرف اين  کار نمايند.از طرف ديگر شهرداريها کمترين نظارتی بر طرح و اجرای سازه ها نداشته فقط به مسايل معماری دقت می کنند. اين عوامل دست به دست هم می دهد تا فقط حق امضای مهندسين سازه اهميت داشته باشد و طرح از حداقل اهميت برخوردار باشد به خاطر همين موضوع  مهندسين سازه  اغلب کمترين وقت را صرف اين عمل می نمايند و بالطبع دقت لازم را در طرح اتصالات جوشی مبذول نمی شود. بعضی اوقات از اتصالات طرح شده برای يک ساختمان در نقشه های ديگر ساختمانها استفاده می شود. در بسياری از موارد جزييات اتصالات  موجود در نقشه ها نامفهوم بی دقت و ناقص است.

  نتيجه گيری و پيشنهادات:

از بررسی های انجام شده بر روی ساخت وساز ساختمانهای فلزی در سطح تهران مشخص است که هنوز مشکلات زيادی در طرح و اجرای اين سازه ها وجود دارد. و عمده مشکلات و نقايص مربوط به اتصالات جوشی است.اجرای جوش کارگاهی و نبود آموزش کافی برای مهندسان عمران و عدم نظارت کافی بر حسن اجرای جوش و ... مشکلاتی است که اين صنعت را رنج میدهد.و برای رفع اين  موارد بهترين راه

1-     در صورت امکان استفاده  از جوش در کارخانه به جای جوش کارگاهی

2-     بالابردن سطح آگاهی عمومی جامعه درباره زلزله بر ساختمانها

3-     آموزش جوشکاری به جوشکاران و دادن گواهينامه به جوشکاران ماهر ساختمانی

4-     آموزش جوشکاری به عنوان  واحد درسی به مهندسين عمران و يا ايجاد شاخه جديدی تحت  عنوان  بازرسی جوش اسکلت برای مهندسين ناظر

5-     تقويت سيستم نظارتی موجود و ايجاد سيستم های نظارتی ناظربر کار مهندسين عمران

--------------------------------------------------------------------------------

چگونگي اجراء و نصب پيچهاي مهاري ( بولت) و صفحه كف ستوني (Baseplate) :

دلايل استفاده از صفحه كف ستوني و بولت:

ستونهاي يك ساختمان اسكلت فلزي ، نقش انتقال دهنده بارهاي وارد شده را به فنداسيون (به صورت نيروي فشاري ، كششي ، برشي يا لنگر خمشي) به عهده دارند. در اين ميان ، ستون فلزي با صفحه اي  فلزي كه از يك سو با ستون و از سوي ديگر با بتن درگير شده است روي فنداسيون قرار مي گيرد. توجه به اينكه ستون فلزي به علت مقاومت بسيار زياد تنشهاي بزرگي را تحمل مي كند و بتن قابليت تحمل اين تنشها را ندارد ؛ بنابراين صفحه ستون واسطه اي است كه ضمن افزايش سطح تماس ستون با پي ، سبب مي گردد توزيع نيروهاي ستون در خد قابل تحمل براي بتن باشد. كار اتصال صفحه زير ستوني با بتن بوسيله ميله مهار (بولت Bolt) صورت مي گيرد و براي ايجاد اتصال ، انتهاي آن را خم مي كنيم و مقدار طول بولت را محاسبه تعيين مي كند. تعداد بولت ها بسته به نوع كار از دو عدد به بالا تغيير مي كند ، حداقل قطر اين ميله هاي مهاري ميلگرد نمره 20 است ؛ در حالي كه صفحه تنها فشار را تحمل مي كنر ، بولت نقش عمده اي ندارد و تنها پايه را در محل خود ثابت نگه مي دارد . نكته مهم هنگام نصب ستون بر روي صفحه تقسيم فشار اين است كه حتما انتهاي ستون سنگ خورده و صاف باشد تا تمام نقاط مقطع ستون بر روي صفحه بيس پليت بنشيند و عمل انتقال نيرو بخوبي انجام پذيرد . از آنجا كه علاوه بر فشار ، لنگر نيز بر صفحه زير ستوني وارد مي شود ، طول بولت بايد به اندازه اي باشد كه كشش وارد شده را تحمل  نمايد كه اين امر با محاسبه تعيين خواهد شد.

انواع اتصال ستون به شالوده :

جزئيات اتصال ستون فلزي به شالوده بتني به نيروي موجود در پاي ستون بستگي دارد . در ستون با انتهاي مفصلي فقط نيروي فشاري و برشي از ستون به شالوده منتقل مي شوند. اگر بخواهيم لنگر خمشي را نيز به شالوده منتقل نماييم ، در ان صورت ، نياز به طرح اتصال مناسب براي اين كار خواهيم داشت كه اتصال گيردار خوانده مي شود.

روش نصب پيچهاي مهاري  :

به طور كلي ، دو روش براي نصب پيچهاي مهاري وجود دارد :

الف) نصب پيچهاي مهاري در موقع بتن ريزي  شالوده ها : در اين روش  ، پيچها را در محلهاي تعيين شده قرار مي دهند و موقيعت آنها را به وسيله مناسبي تثبيت مي كنند ؛ سپس اطرافشان را با بتن مي پوشانند . روشهاي گوناگوني براي تثبيت پيچهاي مهاري در محل خود وجود دارد كه صورت زير توضيح خواهم داد :

روش اول : ابتدا بوسيله صفحه اي نازك مشابه با ورق كف ستوني كه شابلن يا الگو ناميده مي شود . قسمت فوقاني بولت و قسمت پايين را بوسيله نبشي به يكديگر مي بنديم تا مجموعه اي بدون تغيير شكل به دست آيد ؛ آن گاه محورهاي طولي و عرضي صفحه الگو را با مداد رنگي ( گچ و يا رنگ) مشخص مي كنيم ؛ سپس بوسيله ريسمان كار يا دوربيت تئودوليت با ميخهاي كنترول محور كلي فنداسيون را در جهتهاي طولي و عرضي به دست مي آوريم و به كمك شخصي با تجربه در موقيعت مناسب آن قرار مي دهيم. ( محور طولي و عرضي صفحه شابلن بر محور طولي و عرضي كلي فنداسيون منطبق مي شود و در ارتفاع صحيح و به صورت كاملا تراز نصب مي گردد.) سپس به وسيله قطعات آرماتور آن را به ميلگردهاي شبكه آرماتور فنداسيون يا به قطعات ورقي (كه در بتن قرارداده اند )  جوش (منتاژ) داده مي شود ؛ به گونه اي كه هنگام بتن ريزي ، صفحه از جاي خود حركتي نداشته باشد. بايد دقت داشته باشيم كه در موقع بتن ريزي ، هوا در زير صفحه شابلن ، محبوس نسود . براي اين منظور ، معمولا سوراخ بزرگي در وسط شابلن تعبيه مي كنند كه وقتي بتن از اطراف زير صفحه را پر مي كند ، هوا از راه سوراخ خارج گردد و با بيرون زدن بتن از وسط صفحه ، از پر شدن كامل زير آن اطمينان حاصل شود.

روش دوم : صفحه تقسيم فشار پيش از بتن ريزي پي به طور دقيق در محل خود قرار مي گيرد و بوسيله آن بولت ها در جاي خود ثابت مي شوند . پس از بتن ريزي ، صفحه را از جاي خود خارج مي كنند و در كارگاه به طور مستقيم به پاي ستون متصل مي نمايند و پس از نصب ستون به همراه صفحه مهذه ها را محكم مي بندند. در اين حالت ، هر صفحه اي بايد كاملا علامت گذاري شود تا هنگام نصب اشتباهي رخ ندهد.

روش سوم : صفحه را قدري بالاتر از محل اصلي خود نگه مي دارند تا محل ميله هاي مهار به طور دقيق تعيين شود ؛ سپس ميله مهارها را ثابت مي كنند و عمل بتن ريزي را انجام مي دهند ؛ در حالي كه صفحه هنوز در جاي خود ثابت است . پس از پايان يافتن بتن ريزي صفحه را در تراز مورد نظر نگه مي دارند . اين عمل را مي توان به وسيله مهره هاي فلزي در زير صفحه اي كه ميله مهارها از درون آنها عبور كرده اند با پيچتندن و تنظيم آنها تا تراز لازم انجام داد. سپس فاصله هاي بين دو صفحه و روي بتن پي با ملات ماسه شسته و سيمان به نسبت يك حجم سيمان به دو حجم ماسه كاملا پر مي گردد يا از ماسه سيمان نرم (گروت) استفاده مي گردد.

ب) نصب پيچهاي مهاري پس از بتن ريزي شالوده : در اين روش ، در محل پيچهاي مهاري به وسيله قالب در داخل بتن فضاي خالي ايجاد مي كنند كه اين قالب جعبه ناميده مي شود  . ميلگردي در بتن قرار مي دهيم  ، پس از گرفتن و سخت شدن بتن شالوده ، جعبه را از محل خود خارج مي كنيم ؛ سپس پيچ مهاري را در محل خود درگير با آرماتور قرار مي دهيم و تنظيم مي كنيم و اطراف آن را با بتن ريزدانه ( با حفظ اصول بتن ريزي) پر مي كنيم . لازم به يادآوري است جعبه اي كه براي ايجاد فضاي خالي لازم براي نصب پيچ مهاري به كار مي رود ، بايد چنان طرح ريزي و ساخته شده باشد كه به سادگي و در حد امكان ، بدون ضربه زدن ، شكستن و خرد كردن از داخل بتن خارج شود. براي اين منظور مي توان از جعبه هايي كه قطعات آنها به صورت كام و زبانه متصل مي شوند يا از جعبه هاي لولايي و ساير اقسام جعبه ها استفاده كرد . در مواردي كه از پيچهاي مهاري با قلاب انتهايي و ركاب يا از پيچهاي مهاري با انتهاي كلنگي استفاده مي شود . براي سزعت بخشيدن به كار ، از جعبه هاي ساخته شده يا ورقهاي فولادي كه در درون بتن باقي مي مانند ، استفاده مي شود . بايد توجه داشت كه اين شيوه كار بيشتر براي فنداسيون ماشين آلات صنعتي در كارخانجات كاربرد دارند . لازم به ذكر است در بعضي مواقع براي اتصال كف ستون به شالوده ، به جاي پيچهاي مهاري از ميلگردها يا تسمه هايي استفاده مي كنند كه به ورق كف ستون جوش داده مي شوند كه به اين صورت مي باشد كه معمولا در موقع بتن ريزي ، مجموع ورق كف ستونها و مهارها را در شالوده كار مي گذارند ، پس از گرفتن و سخت شدن بتن ، ستون را روي ورق كف ستون قرار مي دهند و جوشكاري مي كنند.

محافظت كف ستونها و پيچهاي مهاري ( مهره و حديده ):

كف ستون ها از جمله قطعات ساختماني هستند كه اغلب در معرض اثر شديد رطوبت قرار دارند و بايد به نحو مطلوب حفاظت شوند . در ساختمانهاي معمولي و به طور كلي در ساختمانهايي كه پس از پايان يافتن كار اسكلت فلزي ديگر نيازي به بازديد و تنظيم كف ستونها نيست ، اطراف كف ستون را با بتن پر مي كنند و در صورتي كه قبل از بتن ريزي سطوح فولادي خوب تميز شده و كا جوش يا زغال جوش برداشته شده باشد ، بتن به فولاد مي چسبد و آن را كاملا محافظت مي كند . در بعضي ديگر از ساختمانها ، كف ستونها را نظير ساير قطعات به وسيله رنگ محافظت مي كنند  . در ساختمانهاي صنعتي كه امكان باز كردن و نصب مجدد آنها وجود دارد ، با مواد قيري مخلوط با ماسه نرم از كف ستون ها حفاظت مي شود ؛ همچنين براي تميز ماندن حديدهاي پيچهاي مهاري و دوري از آسيب ديدگي بايد قبل از بتن ريزي فنداسيون ، قسمت حديدها به وسيله پلاستيك يا گوني يا سيم مناسب بسته شده ، پوشش مناسب صورت گيرد .

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جزئيات و نكات اجرايي ستونها به صورت مختصر

 

تعريف ستون فلزي :

ستون عضوي است كه معمولا به صورت عمودي در ساختمان نصب مي شود و يارهاي كف ناشي از طبقات به وسيله تير و شاهتير به آن منتقل مي گردد و سپس به به زمين انتقال مي يابد.

شكل ستونها :

شكل سطح مقطع ستونها معمولا به مقدار و وضعيت بار وارد شده بستگي دارد. براي ساختن ستونهاي فلزي از انواع پروفيلها و ورقها استفاده مي شود.عموما ستونها از لحاظ شكل ظاهري به دو گروه تقسيم مي شوند:

 

1-   نيمرخ (پروفيل) نورد شده شامل انواع تيرآهنها و قوطيها : بهترين پروفيل نورد شده براي ستون ، تيرآهن با پهن يا قوطيهاي مربع شكل است؛ زيرا از نظر مقاومت بهتر از مقاطع ديگر عمل مي كند.ضمن اينكه در بيشتر مواقع عمل اتصالات تيرها به راحتي روي آنها انجام مي گيرد.

2-   مقاطع مركب : هرگاه سطح مقطع و مشخصات يك نيمرخ (پروفيل ) به تنهايي براي ايستايي ( تحمل بار وارد شده و لنگر احتمالي ) يك ستون كافي نباشد ، از اتصال چند پروفيل به يكديگر ، ستون مناسب آن (مقاطع مركب ) ساخته مي شود.

 

چگونگي ساخت ستون (مقاطع مركب):

ستونها ممكن است بر حسب نياز با تركيب و اتصالات متنوع از انواع پروفيلهاي مختلف ساخته شوند ، اما رايجترين اتصال براي ساخت ستونها سه نوع است :

1-    اتصال دو پروفيل به يكديگر به طريقه دوبله كردن : ابتدا دو تيرآهن را در كنار يكديگر و بر روي سطح صاف به هم چسبيده گردند ؛ سپس دو سر و وسط ستون را جوش داده و ستون برگردانده شده و مانند قبل جوشكاري صورت مي گيرد ؛ آن گاه ستون معكوس و در قسمت وسط ، جوشكاري مي شود . همين كار را در سوي ديگر ستون انجام مي دهند و به ترتيب جوشكاري ادامه مي يابد تا جوش مورد نياز ستون تامين گردد. اين شيوه جوشكاري براي جلوگيري از پيچش ستون در اثر حرارت زياد جوشكازي ممتد مي باشد . در صورتيكه در سرتاسز ستون به جوش نيازي نباشد ، دست كم جوشها بايد به اين ترتيب اجرا گردد :

الف) حداكثر فاصله بين طولهاي جوش در طول ستون به صورت غير ممتد از 60 سانتيمتر تجاوز نكند.

ب) طول جوش ابتدايي و انتهايي ستون بايد برابر بزرگترين عرض مقطع باشد و به طور يكسره انجام گيرد.

ج) طول موثر هر قطعه از جوش منقطع نبايد از 4 برابر بعد جوش يا 40 ميليمتر كمتر باشد.

د) تماس ميان بدنه دو پروفيل نبايد از يك شكاف 5/1 ميليمتري بيشتر ، اما از 6 ميليمتر كمتر باسد ؛ ضمنا بررسيهاي فني نشان دهد مه مساحت كافي براي تماس وجود ندارد ؛ در آن صورت ، اين بادخور بايد با مصالح پر كننده مناسب شامل تيغه هاي فولادي با ضخامت ثابت پر شود.

2-  اتصال دو پروفيل با يك ورق سراسري روي بالها : در مقاطع مركبي كه ورق اتصال بر روي دو نيمرخ متصل مي شود تا مقاطع مركب تشكيل بدهد ؛ فاصله جوشهاي مقطع (غير ممتد) كه ورق را به نيمرخها متصل مي كند ، نبايد از 30 سانتيمتر بيشتر شود . اندازه حداكثر فاصله فوق الذكر در مورد فولاد معمولي به صورت t22 كه  t در آن ضخامت ورق است در مي آيد.

3- اتصال دو پروفيل با بستهاي فلزي (تسمه) : متداولترين نوع ستون در ايران ستونهاي مركبي است كه دو تيرآهن به فاصله معين از يكديگر قرار مي گيرد و قيدهاي افقي يا چپ و راست اين دو نيمرخ را به هم متصل مي كند ؛ البته بستهاي چپ و راست كه شكلهاي مثلثي را به وجود مي آورند ، داراي مقاومت بهتري نسبت به قيدهاي موازي مي باشند.در مورد اينگونه ستونها ، بويژه ستون با قيد موازي مسائل زير را بايستي رعايت كرد :

الف) ابعاد بست (وصله ) افقي ستون كمتر از اين مقادير نباشد:

L : طول وصله حداقل به فاصله مركز تا مركز دو نيمرخ باشد .

B : عرض وصله از 42 درصد طول آن كمتر نباشد .

T : ضخامت وصله از 35/1 طول آن كمتر نباشد.

ب) در اطراف كليه وصله ها و در سطح تماس با بال نيمرخها عمل جوشكاري انجام گيرد (مجموع طول خط جوش در هر طرف صفحه نبايد از طول صفحه كمتر شود) .

ج) فاصله قيدها و ابعاد  آن بر اساس محاسبات فني تعيين مي شود.

د) در قسمت انتهايي ستون ، بايد حتما از ورق با طول حداقل برابر عرض ستون استفاده كرد تا علاوه بر تقويت پايه  ، محل مناسبي براي اتصال بادبندها به ستون به وجود آيد.

ه) در محل اتصال تير يا پل به ستون لازم است قبلا ورق تقويتي به ابعاد كافي روي بالهاي ستون جوش شده باشد.

------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

روش نصب نبشي بر روي كف ستونها (بيس پليت) براي استقرار ستون

 

هنگام محاسبه ابعاد كف ستونها بايد حداقل فاصله ميله مهاري از لبه كف ستون و محل جاگذاري نبشي با ضخامت جوش لازم براي نگه داشتن ستون ، همچنين ضخامت پليت انتهايي ستون و ابعاد ستون را با دقت بررسي كرد ؛ سپس با توجه به موارد ياد شده ، به نصب نبشي و استقرار ستون به اين صورت اقدام نمود . بر روي بيس پليت ها محل كف ستون و محل آكس را كنترل مي كنيم ؛ سپس نبشيهاي اتصال را به صورت عمود بر هم بر روي بيس پليت جوش داده ، آنگاه ستون را مستقر و اقدام به نصب دگر نبشيهاي لازم كرده و آنها را به بيس پليت جوش مي دهيم . از مزاياي عمود بر هم بودن دو نبشي روي بيس پليت علاوه بر سرعت عمل و استقرار بهتر به علت تماس مستقيم ستون به بال نبشي ، اتصال جوشكاري به گونه اي درست تر و اصولي تر صورت مي گيرد . روشن است كه قبل از جوشكاري بايد ستونها را هم محور و قائم نموده و عمود بودن در دو جهت كنترل گردد . پس از نصب ستونها با توجه به ارتفاع ستون و آزاد بودن سر ستون ممكن است تا زمان نصب پلها ، ستونها در اثر شدت باد و وزن خود حركتهايي داشته باشند كه احتمالا تاثير نا مطلوب و ايجاد ضعف در جوشكاري و اتصالات كف ستونها خواهد داشت . به اين سبب ، بايد پس از نصب ، فورا به مهاربندي موقت ستونها به وسيله ميلگرد يا نبشي بصورت ضربدري اقدام كرد.

طويل كردن ستونها :

سازهاي فلزي را اغلب در چندين طبقه احداث مي كنند ، طول پروفيلها براي ساخت ستون محدود است . با در نظر گرفتن بار وارده و دهانه بين ستونها و نحوه قرار گرفتن ستونهاي كناري ، مقاطع مختلفي براي ساخت ستونها به دست مي ايد. ممكن است در هر طبقه ، ابعاد مقطع ستون با طبقه ديگر تفاوت داشته باشد ؛ بنابراين ، بايد اتصال مقاطع با ابعاد مختلف براي طويل كردن با دقت زيادي انجام شود . محل مناسب براي وصله ستونها به هنگام طويل كردن آنها حداقل در ازتفاع 45 تا 60 سانتي متر بالاتر از كف هر طبقه يا 6/1 ارتفاع طبقه مي باشد. اين ارتفاع اندازه حداقلي است كه از نظر دسترسي به محل اجراي جوش و نصب اتصالات مورد نياز براي ادامه ستون يا اتصال بادبند لازم است.

نحوه طويل كردن ستونها :

ابتدا سطح تماس دو ستون را به خوبي گونيا مي كنند و با سنگ زدن صاف مي نمايند تا كاملا در تماس با يكديگر يا صفحه وصله قرار گيرد . در صورتي كه پروفيل دو ستون يكسان نباسد ، بايد اختلاف دو نمره ستون را با گذاردن صفحات لقمه (هم سو كننده) بر ستون فوقاني را پر نمود ؛ سپس صفحه وصله را نصب كرد و جوش لازم لازم را انجام داد . اگر ابعاد مقطع دو نيمرخ كه به يكديگر متصل مي شوند ، تفاوت زياد داشته باشند ، به طوري كه قسمت بزرگي از سطح آن دو در تماس با يكديگر قرار نگيرد ، در اين صورت بايد يك صفحه تقسيم فشار افقي بين دو نيمرخ به كار برد . اين صفحه معمولا بايد ضخيم انتخاب شود تا بتواند بدون تغيير شكل زياد ، عمل تقسيم فشار را انجام دهد. كليه ابعاد و ضخامت صفحه و مقدار جوش لازم را بايد طبق محاسبه و بر اساس نقشه هاي اجرايي انجام داد.

ستونها با مقاطع دايره اي :

معمولا مقاطع  لوله اي (دايره اي ) از قطر 2 تا 12 اينچ براي ستونها بيشتر مورد استفاده قرار مي گيرند. مقطع لوله در مواقعي كه بوسيله اتصال جوش باشد ، آسانتر به كار مي رود . كاربرد لوله بيشتر در پايه هاي بعضي منابع هوايي ، دكلهاي مختلف و خرپاهاي سبك است . اين مقطعها به طور كلي مقاومترند ، براي اينكه ممان انرسي انها در تمام جهات يكسان است . با تغيير ضخامت مقاطع لوله اي مي توان اينرسي هاي مختلف را به دست آورد.

انحراف مجاز پس از نصب ستون :

همان طور كه گفتم  ، ستونها بايد كاملا شاغول بوده و علاوه بر آن ، از محور كلي كه در نقشه آكس بندي مشخص شده است ، نبايد انحرافي بيش از آنچه در آيين نامه ها تعيين سده داشته باشد. در اين جدول ميزان انحراف مجاز ستونها در نگام نصب ، مشخص گرديده است :

قطعه ساختماني                                                                 حداكثر انحراف

ستون با ارتفاع h انحراف موقعيت مكاني

 محور ستون از محور انتخاب شده

 آن در سطح اتكاي ستون ................................................................    5 - +

انحراف محور ستون در انتهاي فوقاني آن از خط شاغول.................   25- + <=1000/H

انحراف از خط شاغول در اثر خم شدن ستون (شكم دادن)............... 15- + <=1000/H

 

                          -------------------------------------------------------------------------------------

                         شرح مختصري از شاهتيرها و تيرهاي پوششي

 

 

شاهتيرها ( پلها) :

شاهتيرها عضوهاي فلزي افقي اصلي هستند كه با اتصالات لازم به ستونها متصل مي شوند و به وسيله آنها بار طبقات به ستونها انتقال مي يابد. شاهتيرهاي فلزي ممكن است به صورتهاي زير به كار روند :

الف) تيرهاي معمولي بصورت تك يا دوبله

ب ) تيرآهن بال پهن

ج ) تيرآهن معمولي با ورق تقويتي روي بالها و يا بال و جان

د ) پلهاي لانه زنبوري از تيرآهن معمولي يا تيرهاي بال پهن كه بصورت مفصل در همين مجموعه توضيح خواهم داد.

ه ) تير ورق (گيردار) تركيب تيرآهن معمولي با ورق يا تيرآهن بال پهن با ورق و يا از تركيب ورقها درست مي شود

و ) خرپاها

ساخت پلها و شاهتيرها :

 هرگاه در شاهتيرهاي فلزي به جاي تير تكي از تيرهاي دوبله استفاده شود ، بايد دو تير در محل بالها به يكديگر به گونه اي مطلوب اتصال داشته باشند . چنانچه پلها (شاهتيرها ) براي لنگر خمشي موجود كفاف ندهد ، آنها را با اضافه كردن تسمه يا ورق تقويت مي نمايند . در مورد ورق تقويتي در تيرهاي معمولي بايد نكات زير را رعايت كرد :

1 ) حداكثر ضخامت ورق تقويتي 8/0 ضخامت بال تير باشد .

2 ) ورقهاي تقويتي به طول كامل با بالها تماس و اتصال داشته باشد.

3 ) ضخامت جوش 75/0 ضخامت ورق باشد.

4 ) ورق تقويتي از هر دو طرف و در قسمت عرض نيز جوش گردد.

پلهاي مركب :

در بارهاي سنگين و احتمالا دهانه زياد كه پروفيل استاندارد موجود در بازار كافي يا اقتصادي نباشد ، همچنين مقطع نير لانه زنبوري كه با تسمه يا ورق تقويت شده است ، براي بار وارد شده و دهانه خمش كافي نباشد ، از تيرهاي مركب استفاده مي شود كه تير مركب در چندين حالت استفاده مي شود :

1 ) تير مركبي كه از بريدن پروفيلهاي معمولي ايراني از وسط جان تير و اتصال صفحه و ورق مناسب به دو قسمت بريده شده ساخته مي شود . اين روش براي پروفيلهاي نمره 20 به بالا اقتصادي خواهد بود .

2 ) تير مركبي كه از سه صفحه ( قطعات تقويتي ) تشكيل مي شود. در اين حالت ، در پروفيلهاي معمولي از فولاد جان تير نسبت به فولاد بالها براي مقابله با خمش چندان استفاده نمي شود ، بلكه سعي مي گردد ، حتي المكان ، جان تير را نازكتر و ارتفاع آن را زياد كنند.

اتصالات ساده تير به ستون و شاهتير :

اين اتصالات بر دو نوع است :

1 ) اتصال با جفت نبشي جان : معمولا دو عدد نبشي را در كارخانه به جان تير جوش مي دهند . جوشهاي بين نبشي و ستون يا شاهتير را در كارگاه در روي كار انجام مي دهند . معمولا نبشيهاي اتصال را به اندازه 10 تا 12 ميليمتر از انتهاي جان تير فاصله آزاد مي گذارند تا اگر تير در حدود رواداريهاي مجاز بلند باشد ، بدون بريدن سر آن و تنها با جابه جا كردن نبشي آن را نصب كنند.

2 ) اتصال با نبشي نشيمن : اين نوع اتصال را در عكس العملهاي نسبتا كوچك تا حدود 15 تن به كار مي برند . نبشي نشيمن عمل نصب و تنظيم تير را آسان مي كند . اين نبشي را معمولا قبلا در كارخانه يا پاي كار در ارتفاع لازم به ستون جوش مي دهند و بعد تير روي آن سوار و به آن جوش مي شود . در اين اتصال ، نبشي كمكي ديگري در بالاي تير نصب و جوش مي شود كه در محاسبه در مقابل عكس العملهاي تكيه گاه به حساب نمي آيد و عمل آن تنها ثابت كردن تير در محل خود و تامين تكيه گاه عرضي و جلوگيري از غلتيدن آن است . سعي مي شود كه اتصال با نبشي نشيمن تا حد امكان انعطاف پذير باشد تا از آزادي دوران تير در تكيه گاه جلوگيري نشود و در حقيقت ، اتصال ساده و مفصلي باشد تا در تكيه گاه ايجاد لنگر نكند . معمولا عرض نشيمن گاه نبايد از 5/7 سانتيمتر كمتر باشد . در آيين نامه AISC عرض استاندارد را 10 سانتيمتر براي نشيمن انتخابكرده اند . براي اين منظور نبشي فوقاني را با ابعاد ظريف و فقط دو لبه انتهايي بالها آن را ( در امتداد عرض بال تير ) جوش مي دهند . لازم به ذكر است كه وقتي عكس العمل زيادتر از حد تحمل نبشي گردد ، مي توان از نبشي تقويت شده با مقطع T استفاده كرد . ضخامت صفحه نشيمن گاه در حدود ضخامت بال تير انتخاب مي شود . استفاده از صفحات تقويت كننده زير يك نشيمن به صورت مستطيلي يا مثلثي استفاده مي گردد .

اتصال چند پل در يك محل به ستون :

 مواقعي كه با توجه به پوشش سقف به نصب پل در دو جهت عمود بر هم در محل ستون مي شود ، يك پل به بالهاي ستون و پل ديگر به جان ستون متصل خواهد شد ؛ در نتيجه ، ستون از دو جهت تحت تاثير بار قرار خواهد گرفت كه بايد با توجه به بار وارد شده و دهانه پل ، همچنين تعيين نوع گيرداري پلها در محل ستون اقدامات لازم براي اتصال صحيح و مطلوب به عمل آيد . اگر برخورد پل در خارج از ستون باشد ، بايد آن ناحيه را از نظر نيروي خارج از مركز ، همچنين نحوه اتصال صحيح و اصولي به ستون به دقت بررسي و كنترول كرد.

روش نصب پلها در طبقات :

محل نصب پلها در اسكلت فلزي بسيار مهم است ، زيرا پلها تحمل كننده بار سقف از طريق تيرها هستند . با توجه به مقدار بار وارد شده و دهانه ، ارتفاع آنها مشخص مي شود و معمولا از ضخامت سقف و ارتفاع تيرها بيشتر است ؛ بنابراين ، با توجه به نقشه هاي معماري و تقسيم فضاها ، پلها بايد در جايي طراحي و نصب شوند كه به علت ارتفاع زياد ايجاد اشكال در كف نكنند و سعي شود به صورت آويز در سقف مشخص نباشد ، به اين دليل ، معمولا پلها در زير ديوارهاي جدا كننده بين فضاها مصب مي شوند كه علاوه بر بار وارد شده بايد وزن ديوارهاي جدا كننده بر روي آنها در محاسبه منظور شود.

روش اتصال پل به پل :

 اتصال دو پل كه داراي ارتفاع هستند ، به روش زبانه كردن آنها انجام مي گيرد كه اين روش از نظر اتصالات بهتر است . در صورت امكان پل با دهانه بزرگتر در داخل پل با دهانه كوچكتر زبانه مي شود . نصب ورق اتصال در جان و روي بال پل كوچكتر براي برش ضروري است  . در اين حالت ، به علت كوتاه بودن دهانه ، لنگر خمشي  كمتري ايجاد شده در نتيجه ، نمره با سطح مقطع پلها كاهش مي يابد

تير پوشش :

 نوع پوشش سقف در طبقات اسكلت فلزي با توجه به كاربرد ساختمان تعيين مي شود كه معمولا سقفهاي بتن آرمه يا طاق ضربي مورد استفاده قرار مي گيرند . معمولا تيرآهن پوشش از پروفيلهاي IPE و INP  استفاده مي شود . فاصله تيرها بين 65/0 تا 10/1 متر و طول را حداكثر تا 5 متر در نظر مي گيرند . البته خيز بايد مورد توجه باشد.

اتصال تير پوشش به پل به وسيله نبشي :

معمول در اتصال تير پوشش به پل از حالت جوش و نبشي استفاده مي شود . هر چه بتوانيم محل اتصال را تا حدودي گيردار به وجود آوريم ، لرزش در تير پوشش كمتر خواهد بود و مساله خيز به نحو مطلوبتري حل خواهد شد ؛ البته اگر طبق محاسبات نحوه اتصال نيم گيردار انجام دهيم ، در مصرف پروفيل صرفه جويي خواهد شد.

مهار كردن تيرهاي پوشش :

 تيرهاي پوشش را علاوه بر اتصال درست به تكيه گاه ، بايستي از نظر حركات جانبي و پيچش  ، كمانش قطري ، لهيدگي مورد كنترول قرار داد و آنها را مهار كرد . در اسكلت فلزي معمولا تيرهاي پوشش را با گذاردن ميلگرد ها بصورت ضربدري و جوش به بال تير آهن و اتصال به قسمتهاي پوشش تكيه گاه اسكلت را مهار كرده و بادبند افقي تشكيل مي شود. در دهانه كناري از ميلگرد هاي افقي كه مانع رانش دهانه ابتدايي و انتهايي مي شود، استفاده مي كنند.

لقمه ها و پركننده ها :

 طبق آيين نامه سازهاي جوشي ، پركننده (لقمه) با ضخامت 6 ميليمتر و يا بيشتر بايد به اندازه كافي از لبه هاي ورق وصله بيرون باشد تا به قطعه اي كه به آن نصب مي شود ف به حد كافي جوش داده شود . به طوري كه بتواند نيروي ورق وصله را كه به ورق پركننده وارد مي شود ، منتقل نمايد . لبه هاي پركننده هايي كه ضخامت آنها از 6 ميليمتر كمتر است ، بايد با لبه هاي ورق وصله هم باد باشند . در اين حالت ، اندازه جوش بايد مساوي مجموع اندازه جوش لازم براي حمل نيروي وصله به اضافه ضخامت ورق پركننده در نظر گرفته شود.

روش اجراي طويل كردن تيرها :

 ابتدا در محل مناسب دو تيرآهن  در امتداد يكديگر قرار داده مي شوند . براي جوشكاري كامل بين دو تيرآهن در هر يك از پروفيلها درز با پخ مناسب ايجاد مي شود ؛ سپس به جوشكاري با نفوذ لازم اقدام مي گردد ؛ آن گاه سطح جوش را سنگ مي زنند و بلافاصله با پليت درز را مي پوشانند و اطراف آن را جوش كامل مي دهند . اندازه وصله اتصال و طول جوش لازم بايد محاسبه شود . بهترين محل مناسب ورق براي طويل كردن ناحيه نقطه عطف لنگر خمشي و تلاش برشي است و بايد از اتصال ورق در ناحيه برش ( نزديك تكيه گاه ) و لنگر ماكزيمم (وسط دهانه ) پرهيز كرد . در صورت اجبار ، بايد علاوه بر جان تيرآهن بالها را به نحوه مطلوب با ورق اتصال جوشكاري كرد .

چگونگي اتصال كنسولهاي غير ممتد :

در سيستم اسكلت فلزي ، پيش آمدگي ( كنسول) كه در اصطلاح بالكن ناميده مي شود ، به دو شيوه اجرا مي گردد : يكي پيش آمدگي ممتد كه پلها از ستون عبور مي كنند و كنسول لازم به دست مي آيد ؛ ديگر اينكه كنسول به صورت غير ممتد باسد ، اتصالات بايد نسبت به طول كنسول و مقدار بار وارده طراحي شود و نحوه قرار گيري آن به ستون مد نظر باشد . چون كنسول در محل تكيه گاه ممان منفي دارد و بايد آن را با گذاشتن ورق مطابق اتصالات صلب ، همچنين در صورت لزوم اضافه كردن لچكي به ورق بالا اتصال صحيح به ستون اجرا شود . كليه ابعاد و اندازه اتصالات و تقويت كننده ها بايد طبق محاسبه صورت گيرد.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

                              همه چیز در مورد تیرهای لانه زنبوری

 

تعريف تيرهاي لانه زنبوري  :

دليل نامگذاري تيرهاي لانه زنبوري ، شكل گيري اين تيرها پس از عمليات ( بريدن و دوباره جوش دادن ) و تكميل پروفيل است . اينگونه تيرها در طول خود داراي حفره هاي توخالي (در جان) هستند كه به لانه زنبور شبثه است ؛ به همين سبب به اينگونه تيرها لانه زنبوري مي گويند.

هدف از ساخت تيرهاي لانه زنبوري  :

هدف اين است كه تير بتواند ممان خمشي بيشتري را با خيز (تغيير شكل ) نسلتا كم ، همچنين وزن كمتر در مقايسه با تير نورد شده مشابه تحمل كند ؛ براي مثال ، با مراجعه به جدول تيرآهن ارتفاع پروفيل IPE-18 را كه 18 سانتيمتر ارتفاع دارد ، مي توان تا 27 سانتيمتر افزايش داد.

محاسن و معايب تير لانه زنبوري :

باتوجه به مثال گفته شده در بالا با تبديل تيرآهن معمولي به تيرآهن لانه زنبوري ، اولا : مدول مقطع و ممان انرسي مقطع تير افزايش مي يابد . ثانيا : مقاومت خمشي تير نيز افزوده مي گردد . در نتيجه ف تيري حاصل مي شود با ارتفاع بيشتر ، قويتر و هم وزن تير اصلي . ثالثا : با كم شدن وزن مصالح و سبك بودن تير ، از نظر اقتصادي مقرون به صرفه تر خواهد بود. رابعا : از فضاهاي ايجاد شده (حفره ها) در جان تير مي توان لوله هاي تاسيساتي و برق را عبور داد. در ساختن تير لانه زنبوري مه منجر به افزايش ارتفاع تير مي شود ، بايد استاندار كاملا رعايت گردد ؛ در غير اينصورت ، خطر خراب شدن تير زير بار وارد شده حتمي است.

از جمله معايب تير لانه زنبوري ، وجود حفرهاي آن است كه مي تواند تنشهاي برشي را در محل تكيه گاهها پل به شتون يا اتصال تيراهن تودلي (تير فرعي) به پل لانه زنبوري تحمل كند ؛ بنابراين ، براي رفع اين عيب ، اقدام به پر كردن بعضي حفره ها با ورق فلزي و جوش مي كنند تا اتصال بعدي پل به ستون يا تير فرعي به پل به درستي انجام شود. تير لانه زنبوري در ساختمان اسكلت فلزي مي تواند به صورت پل فقط در يك دهانه يا به صورت پل ممتد به كار رود . براي ساختن تير لانه زنبوري دو شيوه موجود است  : الف ) شيوه برش پانير ب) شيوه برش لتيسكا

روشهاي مختلف برش تير آهن :

1-  برش به روش كوپال : با استفاده از دستگاه قطع كن سنگين كه به گيوتين مخصوص مجهز است  ، تيرآهن به شكل سرد در امتداد خط منكسر قطع مي شود.

2-  برش به روش برنول : برش در اين حالت به صورت گرم انجام مي گيرد ؛ به اين صورت كه كارگر ماهر برش را با شعله بنفش رنگ قوي حاصل از گاز استيلن و اكسيژن ، به وسيله لوله برنول ، انجام مي دهد.

بريدن تيرهاي سبك به وسيله ماشينهاي برش اكسيژن شابلن دار نسبتا ساده است . در ايران تيرهاي لانه زنبوري را بيشتر با دست تهيه مي كنند.

روشهاي ساختن تير لانه زنبوري و تقويت آن :

روش تهيه تيرهاي لانه زنبوري از اين قرار است كه ابتدا در روي جان تيرآهن نورد شده با استفاده از اگو كه بصورت 5. شش ضلعي از ورق آهن سفيد يم ميليمتري (شابلن) با توجه به استاندارد ساخته شده خط مي گردد ؛ سپس تيرآهن را روي يك شاسي افقي با زدن تك خال جوش در نقاط مختلف براي جلوگيري از تاب برداشتن قرار مي دهند . آن گاه با استفاده از دستگاه برش (برنول) در امتداد خط منكسر اقدام به برش مي كنند تا پروفيل به دو قسمت بالا و پايين تقسيم شود. حال اگر قسمت بالا را به اندازه يك دندانه جابجا كنيم و دندانه هاي دو قسمت با و پايين را به دقت مقابل هم قرار دهيم و از دو طرف كارگر ماهر آنرا جوشكاري كند با استفاده از جوش قوسي نيمه اتوماتيك براي اتصال دو نيمه بريده شده ؛ يك جوش خوب ، بي عيب ؛ سريع و مقرون به صرفه خواهد بود . همان طور كه در مطالب قبلي نيز گفتم ، تير ساخته شده در محل تكيه گاهها با توجه به حفره هاي خالي آن در مقابل تنشهاي برشي ضعيف مي شود . براي جبران اين نقيصه ، با توجه به منحني نيروي برشي نيز به پر كردن حفره ها با ورقهاي تقويتي اقدام مي كنيم.لازم به ذكر است كه حداقل بايد يك حفره با ورق در تكيه گاه به وسيله جوش كامل پر شود. در پايان يادآور مي شوم كه يك نوع ديگر از پروفيلهاي لانه زنبوري را پس از بريدن قطعات بالا و پايين ورق واسطه اضافه مي كنند كه اين ورق ورق واسطه بين دندانه ها جوش مي شود . در نتيجه ، تير حاصل به مراتب قويتر از تيري است كه بدون ورق واسطه ساخته مي شود .

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

 تقويت تيرهاي لانه زنبوري به كمك رفتار مركب بتن و فولاد:

در تيرهاي لانه زنبوري علاوه بر تنشهاي خمشي اصلي در محل حلقه ها تنشهاي خمشي ثانويه حاصل از برش در مقطع ايجاد ميگردد كه گاهي اين تنش از تنشهاي خمشي اصلي در تير بزرگترند. اين تنشها از كارايي تير مي كاهند و براي مقابله با آنها بايد حلقه هاي كناري را با ورق پر كرد خصوصا هنگامي كه از اين نوع تيرها بصورت يكسره استفاده مي شود در محل تكيه گاهها كه هم نيروي برشي و هم لنگر خمشي زياد مي باشد تنشهاي خمشي بشدت افزايش ميابد و نياز به تقويت تير در اين محلها مي باشد كه از لحاظ اقتصادي قابل توجيه نمي باشد. در اين پروژه براي مقابله با اين ضعف در تيرهاي لانه زنبوري رفتار مركب بتن و فولاد تهيه شده هست . به اين ترتيب كه داخل تير فلزي در نقاطي كه تنشهاي ثانويه قابل ملاحظه مي باشند از بتن پر مي شود و كشش حلقه هاي خالي را به عمل تغيير مي دهد و اين امر سختي و مقاومت تير را افزايش مي دهد و از نظر اقتصادي مقرون به صرفه مي باشد

 



[ 87/03/14 ] [ 10:22 ] [ ...abc ]

 آموزش معماری و برخی از مسائل آن در ایران 

معماری در دنیای كهن به‌عنوان حرفه‌ای مطرح بود كه از یك سو از فنی‌ترین حوزه‌های مربوط به علوم‌ ساختمانی تا هنری‌ترین مباحث مربوط به زیبایی‌شناسی، و از سوی دیگر از طراحی در مقیاس كوچك یك عنصر تأسیساتی مانند یك آب‌انبار یا پل كوچك یا اصطبل تا طراحی یك محله و یك شهر را دربر می‌گرفت و هر چند كه در هر یك از حوزه‌های فوق‌ افرادی صاحب‌نظر و حرفه‌ای‌تر بودند و سلسله‌مراتبی نیز بین معماران گوناگون وجود داشت، اما در مجموع همه فعالیت‌های فوق در حوزة معماری قرار داشت. بیش از شش دهه است كه از آموزش معماری به شكل امروز در دانشگاه‌های ایران سپری می‌شود اما هنوز روش یا روش‌های كاملاً رضایت‌بخشی شكل نگرفته است و این نكته كمابیش در همة دانشكده‌های معماری وجود دارد. در این نوشتار به صورتی ساده و كلی تلاش می‌شود كه برخی از عواملی كه موجب عدم شكل‌گیری روش‌های، مناسب و رضایت‌بخش آموزشی شده است، مورد اشاره قرار گیرد

:
مسئله نخست: تعریف معماری
هر رشته دانشگاهی به‌صورت بنیادی باید براساس اهداف و نیازهای مشخصی شكل گیرد تا بتوان در طی آن متخصصان و افرادی را آموزش داد و تربیت كرد كه بخشی از نیازهای جامعه را برآورده سازند.
عوامل گوناگونی در شكل‌گیری هدف یا اهداف آموزشی هر رشته مؤثر است كه یكی از مهم‌ترین آن‌ها، نیازهای عینی و ملموس جامعه می‌باشد، به نحوی كه می‌توان اظهار داشت بسیاری از رشته‌های دانشگاهی در دنیای معاصر براساس نیازهای موجود یا آتی جامعه شكل می‌گیرند یا توسعه می‌یابند.
گسترش روز افزون تقسیم كار و انواع فعالیت‌های اجتماعی غالباً موجب ایجاد تخصص‌ها، رشته‌ها و گرایش‌های جدید دانشگاهی می‌شود كه در زمینة معماری نیز چنین شده است واز چند سال پیش معماری از كارشناسی ارشد پیوسته به كارشناسی و كارشناس ارشد ناپیوسته با گرایش‌های متفاوت تغییر یافته است وبه این ترتیب كسانی كه در دورة كارشناسی ارشد در حوزة معماری فارغ‌التحصیل شوند، در زمینه یك گرایش تخصصی تحصیل خواهند كرد و از این لحاظ نسبت به گذشته پیشرفت قابل ملاحظه‌ای حاصل شده است.
از حدود یك قرن پیش به تدریج حوزة وسیع و گستردة معماری ابتدا به سه حوزة معماری، عمران (راه و ساختمان) و شهرسازی (طراحی شهری و سپس برنامه‌ریزی شهری) تقسیم شد و سپس این رشته به حوزه‌های دیگری مانند طراحی منظر، مرمت بناها، طراحی فضاهای مسكونی و غیره در حال تجزیه است و می‌توان اظهار داشت كه متناسب با گسترش تقسیم كار و فعالیت‌های اجتماعی مربوط به انواع فضاهای معماری و شهری، تجزیة این رشته به رشته‌های جدید دانشگاهی و حرفه‌ای ادامه خواهد یافت.
اما هنوز یك نكته اساسی و مهم در رشته معماری باقی مانده است،‌ و آن چگونگی نگاه مراكز آموزشی به معماری یا به عبارت دیگر نگرش و تعریف هر یك از مراكز آموزشی نسبت به معماری است.
در زمینة تعریف معماری باید اشاره شود كه دیدگاه‌های بسیار متفاوت و متنوعی از گذشته تا امروز نسبت به این تخصص وجود دارد، كه می‌توان آن را حداقل به سه تعریف كلی طبقه‌بندی كرد:
در ساده‌ترین و ابتدایی‌ترین تعریف، به معماری به‌عنوان یك حرفه و فن نگریسته می‌شود كه براساس آن یك فضا به‌طور عمده باید براساس كاركرد بنا و اصول سازه و فن ساختمان و سپس شرایط محیطی، طراحی و ساخته شود. معماری براساس این تعریف بیشتر به‌عنوان یك تخصص فنی، حرفه‌ای و اجرایی مورد توجه قرار می‌گیرد. این نگرش در بسیاری از مراكز آموزشی در كشورهای آلمان و اتریش دیده می‌شود و بر پایة آن معماری و عمران بسیار نزدیك به هم دیده می‌شود.
در تعریف دوم معماری، به صورت عمده، به‌عنوان یك حرفه و رشتة فنی ـ هنری نگریسته می‌شود كه بر پایة آن در طراحی یك فضا، افزون بر جنبه‌های سازه‌ای و فنی باید به نكات و خصوصیات هنری فضا، كاملاً توجه كرد و هر فضای معماری می‌تواند به‌عنوان یك اثر هنری مورد ملاحظه قرار گیرد. اهمیت جنبه‌های هنری هر فضای معماری یا شهری در این نگرش به گونه‌ای است كه باید آن را مهم‌ترین معیار سنجش یك اثر به شمار آورد.
براساس همین دیدگاه دانشكده هنرهای زیبا یا بوزار در فرانسه شكل گرفت و دانشكدة هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تقلید از آن تكوین یافت. زیرا از این نگرش، هنر معماری وجوهی مشترك با سایر هنرهای زیبا مانند نقاشی، گرافیك، مجسمه‌سازی، موسیقی و برخی از دیگر هنرها دارد و به این دلیل این رشته در كنار سایر رشته‌های هنری قرار می‌گرفته است، در حالی كه بر پایة نگرش نخست غالباً رشته معماری در دانشكدة فنی و مهندسی و در كنار رشته‌هایی مانند راه و ساختمان، عمران و مانند آن قرار دارد.
نگرش سومی كه از دهه‌های اخیر مطرح شده است، توجه به معماری به‌عنوان هنری است كه از برخی مباحث نظری در زمینة فلسفه، روان‌شناسی، فرهنگ و تاریخ تأثیر می‌پذیرد، و هر چند كه در برخی موارد به نظر می‌رسد در زمینه نقش تئوری در طراحی افراط می‌شود، اما در مجموع دیدگاه‌های قابل توجهی در این زمینه وجود دارد كه نمی‌توان آن‌ها را نادیده انگاشت.
افزون بر موارد فوق، لازم است به نقش فناوری در شكل‌گیری تعریف جدیدی برای معماری اشاره كرد. البته آشكار است كه هنوز معماری به اندازة سایر تخصص‌ها از فناوری تأثیر كافی را نپذیرفته و به ویژه در كشورهای در حال توسعه، معماری غالباً كمابیش به شیوه‌ای قدیمی و ناكارآمد و نامناسب اجرا می‌شود و به شكلی شایسته و قابل توجه از پیشرفت‌های فناورانه در ساختمان‌سازی بهره كافی گرفته نشده است، اما می‌توان انتظار داشت كه به تدریج در آینده نزدیك از صنعت بتوان بیشتر در معماری استفاده كرد، در آن صورت تولید صنعتی (نه به مفهوم سنتی آن) و كاربرد فناوری در همة ابعاد در ساختمان‌سازی می‌تواند اثرات بارز و چشم‌گیری برجای گذارد.
در زمینة تاثیر فناوری جدید در معماری می‌توان به نقش رایانه و انواع نرم‌افزارها در طراحی معماری و سازه اشاره كرد. نقش رایانه را حداقل از دو لحاظ می‌توان مورد توجه قرار داد: نخست از جنبة تأثیر آن در طراحی كه سبب شد امكانات تصویری بسیار زیاد و قابل توجهی در طراحی پدید آید و به سادگی و در فرصتی كوتاه می‌توان اتودهای گوناگونی را آزمود و هر كدام را از زوایای گوناگون مورد ملاحظه و بررسی قرار داد و به ویژه باید توجه داشت كه سطوح و فضاهایی را كه می‌توان به كمك رایانه طراحی كرد. به سادگی با دست و به شیوة سنتی ممكن نیست طراحی نمود.
افزون بر زمینة طراحی می‌توان به نقش و كاركرد بسیار مهم رایانه در زمینه محاسبة سازه، قطعات و جزئیات اجرایی اشاره كرد كه امكان طراحی و اجرای سازه‌های پیچیده و مناسب را فراهم كرده است.
فیزیك جدید و نظریه‌های آن، نجوم و برخی از دیگر علوم در شكل‌گیری بعضی از نظریه‌های نوین در زمینة هنر و معماری نقش داشته‌اند. بنابراین براساس نگرش یا تعریف سوم، معماری و بعضی از دیگر هنرها می‌توانند تحت تأثیر برخی از علوم انسانی، طبیعی و علوم مربوط به كیهان‌شناسی و نجوم قرار گیرند. طبیعی است كه در آن گروه از مراكز آموزشی كه با چنین نگرشی به معماری توجه دارند، بخشی از دروس نظری متناسب با این دیدگاه به دانشجویان ارائه می‌شود.
مراكز آموزش معماری در كشورهای پیشرفته غالباً متناسب با اهداف آموزشی و نوع نگرشی كه به معماری دارند، ‌نوع و محتوای دروس را برنامه‌ریزی‌،‌ طراحی و اجراء می‌كنند و دانشجویان غالباً به‌صورت آگاهانه دانشكده و نوع گرایش معماری خود را انتخاب می‌كنند و در طول تحصیل با آن نگرش اموزش می‌بینند، در حالی كه در ایران با وجود آن كه مراكز با سابقه و بزرگ آموزش معماری، ظاهراً براساس یك برنامة مشخص كه از ابتدا داشته‌اند در محیط دانشگاه در كنار برخی از رشته‌های هنری یا فنی جای گرفته‌اند اما از یك سو به سبب نبود اهداف و برنامه‌های مشخص آموزشی و از سوی دیگر به سبب وجود سرفصل‌های مشترك درسی و نیز نبود نیروی انسانی كارآمد كافی و منسجم،‌ همه در عمل كمابیش به یك‌گونه عمل می‌كنند و تفاوت‌ها و تمایزها غالباً جنبة سلیقه‌ای دارد.
با وجود این، عموماً یك مشكل اساسی در همین شرایط در مراكز مزبور وجود دارد و آن گرایش‌های گوناگون و گاه بسیار متفاوت اساتید و مدرسان در یك مركز آموزشی است كه غالباً موجب ایجاد سردرگمی و آشفتگی ذهنی بسیاری از دانشجویان می‌شود.
مسئله دوم : طراحی با دست یا رایانه
یكی دیگر از نكاتی كه در مراكز آموزش معماری در ایران غالباً مطرح است و اساتید و مدرسان نسبت به آن دیدگاه‌های متفاوتی دارند،‌ موضوع انجام طراحی با دست و به‌صورت سنتی و یا با رایانه است.
می‌توان پذیرفت كه در جهان امروز و با توجه به توسعة فناوری و از جمله گسترش روز افزون امكاناتی كه رایانه در اختیار طراحان و معماران قرار می‌دهد، نمی‌توان به سادگی این امكانات را نادیده گرفت و به روش‌های سنتی و قدیمی به طراحی ادامه داد. به همین سبب بسیاری از مدرسان، كاربرد رایانه را در طراحی مجاز می‌دانند، اما مسئله‌ای كه در این حالت باقی می‌ماند این است كه ارزیابی طرح‌هایی كه با رایانه طراحی و ارائه می‌شود، چگونه باید صورت گیرد؟ به ویژه هنگامی كه این كارها در كنار طرح‌هایی قرار می‌گیرند كه با دست طراحی و ارائه شده‌اند.
از سوی دیگر عده‌ای از مدرسان هنوز برانجام طراحی و ارائه آن با دست تاكید دارند. بعضی از این گونه مدرسان بر جنبه‌های هنری فعالیت معماری تاكید دارند و از این دیدگاه معتقدند كه معماری به‌عنوان یك هنر جنبه‌ای فردی و شخصی دارد و معمار باید از توان‌مندی‌های فردی خود حداكثر بهره‌برداری را داشته باشد.
افزون بر این، عدة معدودی از مدرسان به غیر از جنبه‌های هنری و زیبایی‌شناسانه فعالیت دستی، به تلاش فردی و نیز به مهارت مستتر در كار دستی و جنبه‌های كمی و كیفی آن نیز تأكید دارند و با انجام كار با رایانه حتی انجام كارهای ساده فنی كه به مهارت‌های هنری نیز چندان نیازی ندارد، مخالف هستند.
شاید بتوان برای موضوع اخیر حداقل دو عامل را مؤثر دانست، نخست آن‌كه، یادگیری در اثر كار دستی غالباً ممكن است بهتر صورت گیرد و دوم آن كه در كارهای رایانه‌ای امكان اقتباس سطحی از دیگران بیشتر وجود دارد.
فراتر از گرایش‌ها، اندیشه‌ها و سلیقه‌های متفاوت، بلاتكلیفی دانشجویان در برابر مدرسان گوناگون است. زیرا در بعضی مراكز آموزش معماری، عده معدودی از مدرسان و اساتید بدون هماهنگی مناسب با همكاران یا خط‌مشی مركز آموزشی، روش و نگرش خود را دربارة چگونگی انجام طرح های معماری یا سایر دروس اعمال می‌كنند. در حالی كه اگر هر یك از مراكز آموزش معماری‌،‌ اهداف، برنامه‌ها و خط‌مشی مشخصی داشته باشد، دانشجویان خواهند دانست كه با چه نوع نگرش و چه برنامة آموزشی مواجه هستند.
مسئله سوم : معماری و شهرسازی
چنان‌كه پیش‌تر اشاره شد، معماری به‌عنوان رشته، حرفه و تخصصی جامع، در گذشته از یك سو رشته‌هایی مانند راه و ساختمان و عمران و از سوی دیگر شهرسازی و طراحی محیط را در بر می‌گرفت. اما نزدیك به یك قرن است كه به تدریج شهرسازی به‌عنوان تخصصی متمایز از معماری در بسیاری از مراكز آموزشی در غرب شكل گرفته است. این رشته در بسیاری از مراكز آموزشی به رشته‌های دیگری از جمله برنامه‌ریزی شهری و طراحی شهری تفكیك شده است. البته تخصص‌های دیگری مانند ترافیك نیز مربوط به مسائل شهری است و بنابر ضرورت‌های موجود پدید آمده است.
رشتة كارشناسی ارشد برنامه‌ریزی شهری غالباً از دانشجویانی با گرایش‌های بسیار متفاوت، مانند جغرافیای شهری، معماری، عمران، محیط‌زیست و مانند آن تشكیل شده است، درحالی‌كه رشتة كارشناسی ارشد طراحی شهری از دانشجویان معماری شكل گرفته است. اخیراً رشته‌ای در مقطع كارشناسی ارشد شكل گرفته كه تركیبی از هر دو گرایش است و گمان می‌رود كه دانشجویان پس از گذراندن دروس مشترك، براساس علاقه و رشتة تحصیلی پیشین خود لازم است حداقل به دو گروه تقسیم شوند.
نكته قابل توجه این است كه با وجود آن‌كه این دو گرایش یا رشته مدت‌هاست كه در دورة كارشناسی ارشد از هم متمایز شده‌اند، اما در دورة دكترا در بعضی از مراكز آموزشی دوباره درهم ادغام شده و دانشجویانی با گرایش‌ها و تحصیلات متفاوت دروس غالباً مشتركی را می‌گذرانند و مدرك نسبتاً واحدی را می‌گیرند.
این مسئله از دو جنبة قابل توجه و بررسی است. نخست، آن‌كه انتظار می‌رود در مقاطع تحصیلی بالاتر، هر رشتة تحصیلی به شكلی تخصصی‌تر و دقیق‌تر مطرح شود،‌ درحالی‌كه در این مورد پدیدة دیگری رخ داده است و طبیعی است كه در این حالت نمی‌توان انتظار داشت كه مطالب و مباحث به شكل دقیق، عالی و كاملاً تخصصی پیگیری شود.
جنبة دوم،‌ مربوط به امور طراحی،‌ اداری،‌ اجرایی یا حتی آموزشی است، زیرا در هر یك از این عرصه‌ها گاه افرادی حضور خواهند داشت كه پیشینه‌های آموزشی و دیدگاه‌های آنان با یكدیگریا با كاری كه انجام خواهند داد، متفاوت خواهد بود و این مسئله در عرصه‌ها و محیط‌های فوق می‌تواند پیامد‌های ناخوشایندی به همراه داشته باشد.
بنابراین انتظار می‌رود كه هر رشتة تحصیلی در هر مقطع نسبت به مقطع پیش از آن تخصصی‌تر و دقیق‌تر مطرح شود تا به شكلی دقیق‌تر امكان پاسخ‌گویی به نیازهای جامعه وجود داشته باشد.
مسئله چهارم : تشریفات داوری، ارزشیابی و فقدان نقد اصولی
داوری و ارزشیابی یك اثر معماری فرایندی پیچیده،‌ حساس و دشوار است. زیرا معماری همانند علوم طبیعی تنها دارای قواعد و اصول معین، مشخص و آشكاری نیست كه همه آن را قبول داشته باشند و بتوان به سادگی یك اثر را نسبت به آن سنجید و ارزشیابی كرد، بلكه به‌عنوان یك حرفه‌ علمی ـ هنری، از برخی اصول، قواعد و عوامل نیز تأثیر می‌پذیرد كه ریشه در فرهنگ، تاریخ، فلسفه و حتی اندیشه‌های فردی طراح دارد و غالباً برخی از آثار، جنبه‌ای شخصی و فردی نیز به خود می‌گیرد. البته این موضوع به این معنی نیست كه داوری و ارزشیابی آثار معماری ممكن نیست، بلكه منظور این‌ است كه برای این اقدام باید با دقت به اصول و عوامل مؤثر در پیدایش یك اثر توجه كرد، زیرا داوری صحیح، نقش بسیار مهمی در اعتلای این حرفه می‌تواند ایفا كند.
امروزه در بسیاری از مراكز آموزش معماری معمول است كه هر مدرس، آموزش دانشجویان را به تنهایی برعهده می‌گیرد ودر پایان نیز خود به تنهایی آثار دانشجویان را داوری و ارزشیابی می‌كند بدون این كه داوری در تعامل با دیگر مدرسان قرار گیرد.
در جامعة حرفه‌ای نیز غالباً وضع به همین ترتیب است، یعنی یك طراح در تعامل دو سویه با مشتری یا كارفرمای خود اقدام به طراحی می‌كند وتوافق‌ طرفین منجر به تثبیت یك طرح معماری می‌شود. در كشور ما طرح‌های بسیار اندكی به مسابقه گذاشته می‌شود. در بعضی از مسابقات هیئت داوری به صورت گروهی نسبتاً منسجم و دارای گرایشی خاص، ونه به‌صورت گروهی متشكل از افراد صاحب‌نظر و بدون گرایش گروهی، به قضاوت آثار می‌پردازند و غالباً در این حالت با توجه به گرایش‌ گروه‌ داوران می‌توان از پیش اثر انتخابی را حدس زد، به این ترتیب شاید سالانه تنها چند مسابقه معماری به صورتی مناسب و شایسته برگزار می‌شود كه با توجه به شمار ساختمان‌هایی كه در كشور ساخته می‌شود، كافی نیست.
فضای حاكم بر مراكز آموزش معماری و دفاتر مهندسان مشاور و نیز نشریه‌ها و مجله‌های معماری نیز تاكنون امكان فراهم شدن شرایط مناسب برای نقادی طرح‌های معماری را پدید نیاورده است.
طبیعی است كه در چنین شرایطی، معماری، آموزش آن، طرح‌ها و آثار تولید و ساخته شده به‌نحوی شایسته ارتقا و اعتلا نمی‌یابد و لازم است محیط و شرایطی فراهم شود كه به شكل مناسب و به دور از كنش‌های غیرحرفه‌ای و غیرآموزشی بتوان آثار و طرح‌های معماری را مورد نقد قرار داد.
مسئله پنجم : مدرك‌گرایی
معماری به‌عنوان یك حرفه، هنر و یك رشتة چند وجهی بیشتر بر كار ارزشمند تجربی و نه انجام هر كار اجرایی و نیز داشتن اندیشه، نظریه و دانش منسجم و خلاق متكی است و طبیعی است كه داشتن مدارك و سوابق آموزشی همواره لازم است اما كافی نیست. در این زمینه دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. برخی از افراد به موضوع تجربیات عملی یا به عبارت دیگر به آنچه فرد ساخته است اهمیت می‌دهند. گروهی ضمن توجه به این نكته، خاطر نشان می‌سازند كه اگر ساختن به تنهایی مهم‌ترین معیار باشد، پس بسیاری از بساز و بفروش‌ها را می‌توان معماران برجسته‌ای به شمار آورد. گروهی نیز تاكید می‌كنند كه آثار طراحی و اجرا شدة ارزشمند و گران‌بها را می‌توان به‌عنوان بخش قابل توجهی از سوابق و مهارت‌های حرفه‌ای یك معمار به شمار آورد و در نتیجه كیفیت این آثار را با مترمربع و كمیت آن‌ها نمی‌توان سنجید، بلكه باید از معیارهای كیفی در این زمینه استفاده كرد. به همین ترتیب فقط سوابق تدریس یا پیشینة كار حرفه‌ای به صورت كمی‌ نمی‌تواند برای سنجش كارآیی افراد كافی باشد،‌ هر چند كه لازم است .
به نظر می‌رسد برای سنجش افراد و ارزشیابی آنان به غیر از معیارهای كمی، باید از معیارهای كیفی نیز بهره برد، زیرا در تجربیات آموزشی و حرفه‌ای ملاحظه شده است كه معیارهای كمی برای بررسی كیفیت فعالیت افراد، به تنهایی كافی نیستند، به‌ویژه آن‌كه در این مورد ملاحظه می‌شود كه از مدرك و سابقه تدریس یا كار افراد به‌صورت یكسان و هماهنگی برای ارزشیابی آنان استفاده نمی‌شود.
یكی از مشكلات مدرك‌گرایی در مركز آموزشی این است كه برای تدریس برخی از دروس به افرادی با تبحر ویژه نیاز است كه این تبحر به‌ویژه در رشته‌ای مانند معماری تنها در اثر آموزش بیشتر حاصل نشده، بلكه مهارت‌های فردی و تجربیات شخصی در كسب آن اهمیت قابل توجهی دارد، و لزوماً افرادی با مدارك بالاتر نمی‌توانند از عهدة تدریس آن دروس برآیند، در این حالت نظام اداری و آموزشی غالباً امكان بهره‌گیری از مهارت، دانش و تجربیات این‌گونه افراد را به سادگی فراهم نمی‌آورد.
برای مثال می‌توان به برخی از معماران حرفه‌ای اشاره كرد كه گاه بیش از دو دهه سابقة فعالیت‌های ارزشمند حرفه‌ای دارند اما مدارك انان كارشناسی ارشد است، كه براساس ضوابط نمی‌توان از آنان به‌عنوان نیروهای دائمی آموزشی استفاده كرد.
مسئله ششم: نقش مدیریت آموزشی و پژوهشی
یكی از مسائل مهم در آموزش معماری كه كمابیش در مورد بسیاری از رشته‌های دانشگاهی وجود دارد، روش غیرخلاقانة آموزشی است كه طی آن غالباً دانشجویان به حفظ كردن مباحث و مطالب می‌پردازند و یا فضاهای معماری را بیشتر به صورت آزمون و خطا یا گسسته از یكدیگر و بدون اندیشه یا فلسفه‌ای منسجم و خلاقه طراحی می‌كنند.
به عبارت دیگر شاید بتوان اظهار داشت كه بسیاری از مراكز دانشگاهی بیشتر همانند یك آموزشگاه فعالیت می‌كنند و فعالیت‌های پژوهشی و خلاقانه و به نحو رضایت‌بخشی در آن‌ها جریان نمی‌یابد و با وجود آن‌كه سالانه صدها نفر در زمینه معماری از این مراكز فارغ‌التحصیل می‌شوند اما به‌نظر می‌رسد این حرفه به‌نحو مطلوب از توسعة كیفی برخوردار نمی‌شود. می‌توان اظهار داشت كه برای اعتلای معماری لازم است كه مدیریت‌های آموزشی و پژوهشی بتواند برنامه‌ریزی لازم را برای بارور كردن خلاقیت در دانشجویان صورت دهند و برای این منظور باید بر نحوة آموزش و روند آن و نیز چگونگی كاركرد و حاصل كلاس‌ها و كارگاه‌های آموزشی با دقت نظارت داشت.
فقدان ارتباط آكادمیك اساتید و مدرسان معماری با یكدیگر و عدم ارتباط و همكاری علمی و تبادل اطلاعات و تجربیات بین مراكز و دانشكده‌های گوناگون معماری از مسائل مهمی است كه مدیریت‌های آموزشی و پژوهشی برای توجه به آن لازم است برنامه‌ریزی و اقدامات مناسب را انجام دهند

 

 

 

دكتر آرمين محسن دانشگر در مشهد

دكتر آرمين محسن دانشگر فارغ التحصيل دانشكده معماري وين – اتريش و داراي مدرك دكتراي معماري و مدرس فعلي دانشكده معماري وين .و استاد مهمان در دانشكده هاي لندن – نيويورك و هنگ و كنگ.
دكتر رامين محسن دانشگر مهمان 2 روزه در شهر مشهد بود. شهري كه از فقر هميشگي سخنراني هايي اين چنيني به خاطر دوري از پايتخت نشينان رنج مي برد. در روز اول حضور ايشان مهمان سازمانهاي گردشگري و ميراث فرهنگي بودند كه با پي گيري هاي فراوان ايشان مهمان چند ساعته دانشكده معماري آزاد مشهد بودند. در بدو ورود به دانشكده ايشان طالب ديدن پروژه هايي از نوع سايبر اسپيس در بين پروژه هاي دانشجويي بودند و بازديدي كه از كارهاي آرشيو دانشكده داشتند . عمده پروژه هاي مورد بازديد دكتر دانشگرپروژه هاي طرح 6 و طرح 7 دانشكده بود. سخنراني و معرفي تعدادي از پروژه هاي دكتر دانشگر به سالن آمفي تاتر كشيده شد وماجرا ها آغاز شد.
متن زير گزارشي هر چند كوتاه ولي در حد توان كامل در مورد سخنرايي هاي دكتر دانشگر است:
موضوع از يك خط ساده شد. همه مي دانيم كه يك خط از بي نهايت نقطه تشكيل شده است . اما اين نقاط چيست .؟كسي تا به حال توانسته يك نقطه را تعريف كند؟ بعد از بررسي هاي نقاط به يك نقطه مي رسيم كه آن همان آفريدگار هستي است!! يعني منشا نقاط – خط –سطح – صفحه – فرم و ..... خداست. وي مدعي بود كه به گوشه اي از اين نور ازلي پي برده است . بعد به بيان چند نمونه كار پرداخت:

نمونه سقفهاي طراحي شده بر روي خانه هاي شهر وين : به خاطر همانندي خانه هاي ساخته شده در 150 سال پيش( اولين پرواز برادران رايت) و خانه هاي ساخته شده جديد و به خاطر احترام به معماري گذشته شهر به طراحي سقفهايي براي خانه هاي جديد پرداخته شده است كه اين همانندي را از بين ببرد. اين سقفها در خانهاي شهر وين به زودي به اتمام مي رسند.


كارخانه كوكاكولا: به خاطر پرهيز از اضافه كردن عناصر الحاقي به بنا براي شاخص كردن ساختمان كوكاكولا استفاده از آيكن كوكاكولا به دي فرم كردن آن تحت نيروها و ديتاهايي به فرمي براي ساختمان كوكاكولا مي رسيم كه نه تنها معماران بلكه افراد عادي نيز از اين ساختمان تعبير به ساختمان كوكاكولا مي كنند.


پروژه سيتي سنتر تهران: به كارفرمايي شهرداري تهران ( يا شوراي شهر) در تقاطع همت و رسالت.
ايده: قاليچه پرنده+ گرد باد ..... جذب كنندگي زياد پروژه به خاطر ايده خاص آن و جذب توريستهاي اروپايي و اعراب حاشيه خليج فارس.


سفارت ايران در وين اتريش: استفاده از گره اسلامي نه به صورت مرسوم آن. و دي فرم كردن آن تحت نيروها و ديتاهايي خاص! و استفاده از آسمان باز در طرح.



دكتر دانشگر درمورد اصول اين نوع طراحي ها و روند طراحي هاي اين چنيني هيچ توضيحي نداد و توضيح هاي تكميلي را به ديدار بعدي خود با دانشجويان دانشكده معماري مشهد موكول كرد. البته به شرط اخذ يك پروژه كلان در شهر مشهد!!
دكتر دانشگر كامپيوتر را در ابتدا يك ابزار براي معماري خود مي دانست. بعد به عنوان يك همكار و حالا كامپيوتر نقش اساسي در طراحي هاي آن دارد. به طوريكه كه اطلاعات و ديتاهاي پردازش شده روند طراحي را براي دكتر دانشگر معرفي مي كند.

دكتر دانشگر در جواب پرسشي كه چه شد با اين سبك معماري به معماري در ايران علاقه مند شديد گفت: در جلسات سخنراني در دانشكده هاي مختلف به ايراني بودن خود تاكيد مي كنم. در آمريكا خبرنگاري پرسيد آيا پروژه اي در ايران داريد؟؟ اين پرسش مبدا حركت دكتر دانشگر در مورد كار و فعاليت در عرصه معماري ايران مي شود كه با ارتباط با سفارت ايران در وين و سفر به تهران و ... ادامه مي يابد.

دكتر دانشگر در جواب پرسشهاي متعدد و زياد دانشجويان درباره اصول اين نوع معماري و شباهت آن با معماري ارگانيك ضعف و عدم تسلط كافي به زبان فارسي را بهانه اي براي جواب ندادن به سوالها يافت!! و جوابها را به ديدار چند ماه آينده موكول كرد.

در مجموع معلوم نشد اين نوع معماري چه سرانجامي را دنبال ميكند؟ نقش كامپيوتر در اين بين چيست و نقش معمار كدام است؟ اما سوالهايي اساسي در ذهن دانشجويان باقي ماند كه اصول اين نوع طراحي چيست ؟ چرا دكتر دانشگر از دادن جوابهاي صريح به دانشجويان در باره اين اصول طفره رفت ؟ شايد نداشتن پشتوانه مالي براي اين نوع سخنراني ها دليل باشه براي عدم ارائه كامل مطالب كه به نظر نمي رسد چنين باشد. پس بايد به اتنظار ملاقات بعدي نشست ؟ آيا چنين ملاقاتي در 2 ماه بعد صورت مي گيرد ؟ خلاصه حرف و حديث در مورد اين سخنراني بسيار زياد است.

 



[ 87/03/14 ] [ 10:18 ] [ ...abc ]

اهرام ثلاثه مصر و اعتقاد مصريان  قديم:

 

هزاران سال از عمر اولين هرم بزرگ فراعنه كه به دستور جوزر (Djoser) , دومين پادشاه از سلسه سوم فراعنه ساخته شده مي گذرد.                              
بناي اين اهرام كه به عنوان يكي از عظيم ترين عجايب هفت گانه جهان به شمار مي آيند تا امروز نيز يكي از شاهكار هاي تكنيك مهندسي, طراحي و معماري محسوب مي شوند.                  
اين اهرام از200 سال پيش مورد كاوش هاي فراواني قرار گرفته و در طول اين سال ها بسياري از گنجينه هاي آن به سرقت رفته است. در مورد ساخت بنايي چنين عظيم كه ساخت آن500 سال به طول انجاميدسوالات بسياري بي جواب مانده است .
اما آنچه از كل اين سوالات مشهود است اين كه همگي در پي يافتن پاسخ اين سئوال هستند كه: اين مصر بود كه اهرام را ساخت يا اهرام مصر را                      
از سال2300 تا2700 قبل از ميلاد(400سال)،80 هرم در مصر ساخته شد. اولين هرم بزرگ را دومين پادشاه از سلسه سوم فراعنه بنام جوزر (Djoser) بر پا كرد و اين سنت تا سلسه هجدهم ادامه يافت. بعد از آن تا بيست و پنجمين فرعون ديگر هرمي ساخته نشد.
مصري ها زندگي كوتاه اين جهان را فاني و مرگ را آغاز يك حيات نوين و جاويدان در دنياي ديگر مي شناختند. به همين دليل منازل خود را با مصالحي مانند خشت و گل و مقابر را از مصالح با دوامي مانند سنگ مي ساختند. بر اساس اعتقاد و تفكر آنان هر انسان علاوه بر جسم داراي يك روح بنام «بع»، ويك پيكر شبه گونه بنام «كا» است. «بع» پس از مرگ در زمين مانده و هر شب به جسد باز مي گردد ولي «كا» مي تواند مابين اين دوجهان در حركت باشد. به اعتقاد اينان، شرط جاودانه بودن زندگاني آن بوده كه بع و كا هر دو بتوانند جسد خود را شناخته و به آن بازگردند. به همين علت براي از بين نرفتن اجساد مردگان آنان را موميايي كرده و كليه اشيا و متعلقات آنان را در كنار شان قرار مي دادند. هم چنين براي محافظت از جسد، مقابر را محكم و غير قابل نفود مي ساختند تا «كا» بتواند در آنجا سكونت كند و از بلاهاي طبيعي و سرقت اموال در امان باشد. درهاي كاذب در كنار مقابر به منظور ورود و خروج «بع» و «كا» ساخته شده بود تا آنها بتوانند تردد كنند                       .
هر چقدر مقام مردگان بالاتر بود، مقبره بزرگتري براي او ساخته مي شد.
مصريان قديم اعتقاد داشتند كه فراعنه پس از مرگ به خدايي مي رسند و بنابراين مقابرشان مي بايست بسيار عظيم و غيرقابل نفوذ ساخته مي شد. چهار مثلث جانبي هرم در اهرام مصر به گونه اي طراحي شده اند كه پرتوهاي خورشيد بر جسد فرعون تابيده شود و رابطه جاوداني او را با خداي آفتاب كه «رع» نام دارد، حفظ كند. در كنار اين اهرام مقابر كوچك تر مكعب شكلي بنام «مصطبه» (Mastababa) به تعداد زيادي ساخته شده است. فراعنه مراسم خاكسپاري خود را به شكل يك سنت ملي درآورده بودند به طوري كه مذهب، هنر و تفكر مصريان آن زمان به شدت به سمت پرستش آنان سوق يافته بود                                                   .                     

 

 

 

 

 

اولين هرم : 


در حدود2هزار و630 سال قبل از ميلاد فرعون «جوزر» تصميم گرفت تا اولين هرم غول پيكر را به عنوان مقبره خود بنا كند. معمار و مغز متفكر طراحي اين مقبره غول پيكر، راهب و مجسمه ساز معروفي بنام ايم هوتپ (Imhotep) بود. مكان اين مقبره در10 مايلي شهر فينكس در محله ساكارا و61 متر بالاتر از شن هاي روان صحرا در كنار رود نيل تعيين و كار نقشه برداري، احداث كانال هاي آب و حمل سنگ هاي آهكي و گرانيت در فاصله900 كيلومتري از معادن آغاز شد. در آن زمان اكثر جمعيت كشور كه به 2/1 ميليون نفر مي رسيد جهت ساخت اين مقبره بسيج شد. پس از تاييد و تعيين مختصات جغرافيايي اين مكان و انجام مراسم مذهبي- سنتي قرباني كردن، كار خاك برداري آغاز شد. اين اولين و عظيم ترين ساختماني بود كه بشر توانسته بود آن را بنا كند. هرم به صورت شش پله اي ساخته شد. مصريان اعتقاد داشتند روح فرعون به وسيله اين پله ها به آسمان رفته و به خدا مي پيوندد. يك راه اصلي براي وارد شدن به آن و13 در ورودي مجازي براي بازگشت بع و كا به آن ساخته شد. در اين زمان زبان نوشتاري خاصي براي ثبت موضوعات، سوابق، موارد اداري، نقشه ها، شماره گذاري و مشخصات مكان نصب سنگ ها و نظاير آن ابداع شد كه براي نوشتن تاريخ و موضوعات اجتماعي معمول به كار نمي رفت                                                                      .


چگونگي ساخت اهرام:

                                                   

بنا، مساح، سنگتراش، نجار، ملات ساز و سر كارگر از جمله افرادي بودند كه در ساخت اين بنا شركت داشتند. سنگ هاي بريده شده پس از شماره گذاري توسط سورتمه هايي كه بر روي الوارهاي موازي، شبيه تراورس هاي زير راه آهن حركت مي كردند به سمت مكان ساختن هرم حمل مي شدند. آنان براي روانكاري سورتمه ها بر روي تراورس ها از آب، خاك نرم و روغن استفاده مي كردند.
در اكتشافات جديد بر روي اين آثار، حدود600 مقبره ديگر از كارگران نزديك هرم خئوپس كشف شد. مطالعه بر روي اسكلت اين افراد، ضايعات بسياري در ستون فقرات آنها بريدگي انگشتان دست و پا و نقص عضوهاي شديدتري را كه به واسطه حمل سنگ هاي سنگين در آنها پديد آورده بود نشان مي داد. بيشتر ابزارهاي اندازه گيري آن زمان مسي يا سنگي و داراي دسته چوبي بودند. ابزارهاي اندازه گيري نيز شامل تراز، شاقول و امثال آن مي شد. براي بالا بردن سنگ ها بر روي هرم از خاكريزهايي با شيب مناسب استفاده مي شد. پس از پايان كار و نصب آخرين سنگ بر بام هرم، مراسم مذهبي و قرباني كردن حيوانات انجام و خاكريزهاي بالاي هرم تا9 متر برداشته مي شد. با استقرار داربست، كار اتمام و مسطح كردن و صيقل دادن سطح خارجي هرم به وسيله سنگ تراشان انجام شد. اين عمليات تا پايين سطح هرم ادامه پيدا مي كرد                          .
هرم توسط يك راهروي سربسته به رودخانه نيل متصل بود. اين راهرو با چندين قسمت مختلف شامل معبد ساحلي، راهروي سربسته، محل دفن كشتي هاي حامل جسد فرعون، معبد مردگان، اهرام جانبي و پرستشگاه براي آوردن فرعون به مقبره اصلي در نظر گرفته شده بود.

 

 

 

خاكسپاري فرعون:

                                                                                          .            
زماني كه فرعون درسال2هزار و439 قبل از ميلاد مُرد، كارگران هنوز مشغول فرش كردن كف معبد با سنگ هاي مرمرين سفيد بودند. جسد فرعون سوار بر زورق شاهي شد. ملكه و پسرفرعون سوار بر زروق ديگري در اين مراسم حضور داشتند. پس از ورود به اسكله معبد ساحلي اجزاي كشتي از همديگر جدا و در حفره ششم هرم دفن شد.                  
قبل از دفن جسد فرعون، آن را به محلي در نزديكي رودخانه نيل برده و مايعي به مغز وي تزريق كردند. سپس به وسيله چنگك از سوراخ هاي بيني آن را خارج و بعد كبد، شش ها، معده و روده هايش را از شكافي در قسمت چپ بدنش در آورده و هر عضو را جداگانه موميايي و در كوزه هاي مخصوصي قرار دادند. بدين ترتيب فقط قلب در داخل بدن ماند. پس از كاربرد                       
روغن ها و مواد متعدد ديگر و خشك نمودن جسد، آن را با رشته هاي پارچه اي پيچيدند، كه در حين اين كار و پس از هر بار پيچيدن طلسم مقدسي از طلا و جواهرات را ميان آن مي گذاشتند. بعد از آن كل جسد را آغشته به صمغ كردند. اين عمليات بر روي سه تخت سنگي يك تكه به مدت45 روز انجام شد. پس از انجام عمليات موميايي، مراسم مذهبي انجام و جسد را با تابوت به آرامگاه اصلي برده و در تابوت سنگي خود قرار دادند و آن را با در سنگي اش پوشانيدند. كوزه هاي حامل اعضاي بدن فرعون را در جعبه هاي چوبي قرار داده و آن را پايين تابوت سنگي گذاشتند. هم چنين در دو انبار وسايل شخصي، خوراك، پوشاك، زينت آلات، اسلحه و حتي وسايل سرگرم كننده نيز براي فرعون انباشتند. پس از اجراي مراسم مذهبي، كاهنان محل را ترك و با بستن درب هاي ورودي راه پشت سر مسدود و غير قابل ورود شد. جسد فرعون در ميان بيش از دو ميليون قطعه سنگ مدفون شد .


اهرام ثلاثه:

                        
در ادامه سلسه پادشاهي فراعنه، اهرام ديگري ساخته شد. يكي از عجايب هفت گانه جهان اهرام ثلاثه «گيزا» بنام هاي خئوپس (Khufu) ، خفر (Khafr) و منكاري (Menkaure) واقع در چند كيلومتري جنوب شهر قاهره است. اهرام ثلاثه مصر شاهكار تكنيك مهندسي، طراحي و معماري هستند. برش و اندازه گيري سنگ ها در حد اعجاب انگيزي دقيق بوده، به طوري كه كوچكترين خطايي باعث بر هم خوردگي اشكال هندسي و حتي فرو ريختن بنا مي شد. اين بناها بزرگترين بناهاي ساخت بشر تاكنون هستند.
عظيم ترين هرم بنام خئوپس در ابعادي به ضلع230 و ارتفاع146/59 متر ساخته شده است. در ساخت اين هرم، حدود2 ميليون و300 هزار سنگ به كار رفته كه وزن هر كدام از آنها به طور متوسط2/5 تن بوده است. در جمع در حدود5/8 ميليون تن سنگ در اين بنا استفاده شده است.
هرودوت مورخ يوناني، زمان احداث مسير جاده و آبراه براي شروع اين بنا را10 سال، زمان ساخت هرم را20 سال و تعداد كاركنان آن را100 هزار نفر تخمين زده است. راه ورودي آن از شمال به ارتفاع18 متر بالاتر از سطح زمين و راهروي آن با يك شيب تا20 متر زير كف هرم ادامه دارد. از آنجا با يك راهروي ديگر به اطاق ملكه ارتباط دارد. ولي ملكه پس از مرگ در آنجا مدفون نشد. راهروي ديگري به ارتفاع 5/8 و طول 5/46 متر به محل مقبره فرعون كه به ابعاد 21/5 و 43/10 و ارتفاع 82/5 متر است ختم مي شود. مقبره فرعون در ارتفاع 28/42 متري از كف هرم قرار دارد. كليه راه هاي ورودي به آن پس از دفن فرعون توسط سنگ هاي عظيم بسته و هيچ گونه امكان ورود به آن وجود نداشته است.
دومين هرم بنام «خفري» به ابعاد 25/215 و ارتفاع 5/143 مترساخته شده است و سومين هرم از اهرام ثلاثه به ارتفاع 5/66 متر در حدود نصف دو هرم ديگر ساخته شده است.
در نزديكي رودخانه نيل مجسمه ابوالهول براي نگهباني از مقبره ساخته شد كه نيمي شير و نيمه ديگر خود فرعون بوده است. اين مجسمه در زمان مرگ فرعون نيمه تمام ماند و مانند بقيه آثار تمام نشده كه با آمدن يك فرعون ديگر ناتمام مي ماند ساخت آن ديگر به اتمام نرسيد.

 

 

 ويژگي هاي اهرام مصر باستان:

هرم غول پيكر مصر از قديمي ترين عجايب هفتگانه است البته اين تنها بنايي است كه در ميان عجايب هفتگانه تا به امروز باقي مانده است.

زماني كه اين هرم ساخته شد بلندترين ساختمان جهان در آن زمان محسوب مي شدواين رتبه را تا ٤٠٠٠ سال حفظ كرد.

پادشاهان مصر باستان را فراعنه مي ناميدند.يكي از اين پادشاهان خفو بود. در حدود ٢٥٨٠سال قبل از ميلاد مسيح اين هرم بزرگ را براي محل دفن ياهمان آرامگاه فرعون ساخته اند.

خفو همان فرمانروايي است كه يوناني ها اوراخئوپس مي ناميدند.

وپس از مدتي پسر ونوه ي خفو نيز براي خود هرم هايي را ساختند البته در اطراف ودر مجاورت اين سه هرم چند هرم كوچك نيز بنا شده اند كه اين هرم ها مطعلق به درباريان وملكه ها بوده است.

مصريان باستان اعتقاد داشته اند كه انسان پس از مرگ دوباره زنده مي شود وبه همين خاطر در اطراف جسد موميايي شده ي مردگان خود موادغذايي ووسايل دفايي و... رابه همراه آن ها دفن مي كردن واهرام مصر نيز براي حفاظت ازجسد خفو و فراعنه ي ديگر ساخته شده است.
اهرام مصر از سه هرم بزرگ تشكيل شده است كه دركنار آنها هرم هاي كوچكي نيز وجود دارند.وقتي ما اهرام مصر را از نزديك مي بينيم هرم وسطي از همه بزرگتر به نظر مي رسد ولي اين اشتباه است زيرا كه هرم وسط چون روي زمين مرتفع تري بنا شده است بزرگ تر به نظر مي رسد.ولي در اصل هرم خفو كه سمت چپ هرم وسط قراردارد از همه بزرگتر است

.هرم ها درگورستاني قديمي در جيزه واقع شده اند. گروهي از باستان شناسان عقيده دارند كه ٠٠٠/١٠٠ كارگر به مدت بيست وسه سال كاركردند ودر اين هرم بيش از دومليون نيم سنگ به كار رفته كه وزن آن ها از٥/ ٢تن تا چهل تن وزن دارد را بنا كرده اند. يكي از طريقه هايي كه احتمال دارد مصريان باستان سنگ هاي غول پيكر را حمل مي كردند شيوه ي غلطاندن و بلند كردن است

يكي از دانشمندان اتريشي به نام آقاي پروفسر دكتر اسكارريدل براي اين معما راه حلي پيشنهاد كرده است او مي گويد كه مصريان براي حمل اين سنگ ها دور هم جمع مي شدند و با نيروي خود و به وسي له ي اهرم هايي اين سنگ ها را مي غلتاندندودر اين باره نظر هاي بسياري وجود دارد بعضي از باستان شناسان عقيده دارند كه اين سنگ ها را با استفاده از سطوح شيبدار ماسه اي به بالاي هرم ها مي بردند.

 

وعده اي از باستان شناسان عقيده دارند كه مصريان از داروهاي نيروزاي قوي استفاده مي كردند وبه وسيله ي آنها اين سنگ ها را به بالا مي بردند.

اهرام مصر از هر نظر چه از نظر معماري وموقعيت جغرافيايي در محل مناسبي قرار دارد.

-هرم به گونه اي ساخته شده است كه به چهار جهت اصلي مشرف است.

-خط مداري كه از روي جيزه مي گذرد دقيقا خشكي ها وآب هاي روي كره ي زمين را دقيقا نصف مي كندوهرم در چنين نقطه اي از نصف النهار ساخته شده است.

-فاصله ي ميان مركز زمين تا هرم كاملا برابر است.

اندازه ي سطحي چهارجانبي حرم دقيقا برابراست با ارتفاع هرم.

نوك هرم بزرگ دقيقا شمال واطرافش نيز طول استوا را تمثيل مي نمايند.

تمامي اين محاسبات بيان گر آن است كه اهرام مصر با اندازگيري هاي دقيق رياضي ونجومي همراه است كه نشان مي دهد درآن زمان مصريان از نظر معماري بسيار پيشرفته بوده اند .

 

 اهرام مصر و چگونگي ساخت آن:

اهرام مصر : عهد دودمان سوم مصر معمار نابغه اي به نام ايم حوتپ Imhotep براي فرعون مصر، زوسر «جوزر» (حدود ٢٦٤٩ - ٢٦٦٣ ق م) مجتمع عظيمي در سقاره، و گورستان گروهي نزديک تختگاه مصر؛ ممفيس مي سازد. افزون بر اين، هرمي پله پله از سنگ بنا ساخت م مرقد و تأسيسات جانبي ديگري در اطراف هرم بدان افزود. هرم عظيم زوسر که به منظور حفاظت از جسد فرعون مصر بنا گرديد؛ کهن ترين اثر معماري باقي مانده از مصر باستان است. اين معماري خود الگويي گشت تا آيندگان به تقليد و تبعيت از آن، دست به کار ساختماني عظيمي بزنند که يکي از عجايب هفتگانه جهان شناخته شود. معماري پادشاهي کهن، اهداف و انگيزه هاي آن دست مايه اي گرديد تا مورخان و باستان شناسان بر اين دوره پانصدساله و شرايط و اوضاع اجتماعي آن را بر مبناي بناهايي که به هر صورت از سنگ آهک و گرانيت در مقياس بزرگ براي ساختن ساختمان ها در مقبره ها به کار مي رفت، شناسايي کنند. جالب اينکه در اين دوره ، معابدي شبيه آنچه در دودمان يکم و دوم پادشاهي متداول بود، به ندرت ساخته مي شد . به طوريکه اشاره شد، در پايان دودمان سوم پادشاهي، ساختن اهرام آغاز و به تدريج گسترش پيدا کرد. اما کمال حشمت اين معماري تنها مديون دودمان چهارم پادشاهي است که در آن عهد احداث چنين آرامگاه هاي پادشاهي با عظمت و پرشکوه، رونقي فراوان يافت. ساخت اهرام مهمترين و اصلي ترين سازندگي اين دوره را تشکيل مي دهد؛ اين معماري بديع خود موجد تحولي شگرف گرديد و تمدن و فرهنگ فراعنه به يک شکوفايي بي نظير دست يافت؛ به گونه اي که مشعل هدايتي براي صنعتگران مصري براي يک دوره سه هزار ساله بعدي شد. اهرام مصر نمايانگر اوج دستاوردهای فنی، معماری، طراحی و تزیینات است که تنها در سایه یک سازمانبندی منظم، استادکارانی بی نظیر و هنرمندانی با انگیزه های قوی، و مهم تر از همه امنیت کافی و ثروتی کلان امکان پذیر بود. دوره دودمان چهارم پادشاهی اندکی افزون بر یک سده دوام آورد (٢٤٩٨-٢٦١٣پ م) و شش پادشاه از این دودمان بر مصر فرمانروایی کردند. هرم غول پيكر مصر از قديمي ترين عجايب هفتگانه است البته اين تنها بنايي است كه در ميان عجايب هفتگانه تا به امروز باقي مانده است. زماني كه اين هرم ساخته شد بلندترين ساختمان جهان در آن زمان محسوب مي شدواين رتبه را تا ٤٠٠٠ سال حفظ كرد. پادشاهان مصر باستان را فراعنه مي ناميدند.يكي از اين پادشاهان خفو بود. در حدود ٢٥٨٠سال قبل از ميلاد مسيح اين هرم بزرگ را براي محل دفن ياهمان آرامگاه فرعون ساخته اند. خفو همان فرمانروايي است كه يوناني ها اوراخئوپس مي ناميدند. وپس از مدتي پسر ونوه ي خفو نيز براي خود هرم هايي را ساختند البته در اطراف ودر مجاورت اين سه هرم چند هرم كوچك نيز بنا شده اند كه اين هرم ها مطعلق به درباريان وملكه ها بوده است. مصريان باستان اعتقاد داشته اند كه انسان پس از مرگ دوباره زنده مي شود وبه همين خاطر در اطراف جسد موميايي شده ي مردگان خود موادغذايي ووسايل دفايي و... رابه همراه آن ها دفن مي كردن واهرام مصر نيز براي حفاظت ازجسد خفو و فراعنه ي ديگر ساخته شده است. اهرام مصر از سه هرم بزرگ تشكيل شده است كه دركنار آنها هرم هاي كوچكي نيز وجود دارند.وقتي ما اهرام مصر را از نزديك مي بينيم هرم وسطي از همه بزرگتر به نظر مي رسد ولي اين اشتباه است زيرا كه هرم وسط چون روي زمين مرتفع تري بنا شده است بزرگ تر به نظر مي رسد.ولي در اصل هرم خفو كه سمت چپ هرم وسط قراردارد از همه بزرگتر است . هرم ها درگورستاني قديمي در جيزه واقع شده اند. گروهي از باستان شناسان عقيده دارند كه ٠٠٠/١٠٠ كارگر به مدت بيست وسه سال كاركردند ودر اين هرم بيش از دومليون نيم سنگ به كار رفته كه وزن آن ها از٥/ ٢تن تا چهل تن وزن دارد را بنا كرده اند. يكي از طريقه هايي كه احتمال دارد مصريان باستان سنگ هاي غول پيكر را حمل مي كردند شيوه ي غلطاندن و بلند كردن است يكي از دانشمندان اتريشي به نام آقاي پروفسر دكتر اسكارريدل براي اين معما راه حلي پيشنهاد كرده است او مي گويد كه مصريان براي حمل اين سنگ ها دور هم جمع مي شدند و با نيروي خود و به وسي له ي اهرم هايي اين سنگ ها را مي غلتاندندودر اين باره نظر هاي بسياري وجود دارد بعضي از باستان شناسان عقيده دارند كه اين سنگ ها را با استفاده از سطوح شيبدار ماسه اي به بالاي هرم ها مي بردند. وعده اي از باستان شناسان عقيده دارند كه مصريان از داروهاي نيروزاي قوي استفاده مي كردند وبه وسيله ي آنها اين سنگ ها را به بالا مي بردند. اهرام مصر از هر نظر چه از نظر معماري وموقعيت جغرافيايي در محل مناسبي قرار دارد. -هرم به گونه اي ساخته شده است كه به چهار جهت اصلي مشرف است. -خط مداري كه از روي جيزه مي گذرد دقيقا خشكي ها وآب هاي روي كره ي زمين را دقيقا نصف مي كندوهرم در چنين نقطه اي از نصف النهار ساخته شده است. -فاصله ي ميان مركز زمين تا هرم كاملا برابر است. -اندازه ي سطحي چهارجانبي حرم دقيقا برابراست با ارتفاع هرم. -نوك هرم بزرگ دقيقا شمال واطرافش نيز طول استوا را تمثيل مي نمايند. تمامي اين محاسبات بيان گر آن است كه اهرام مصر با اندازگيري هاي دقيق رياضي ونجومي همراه است كه نشان مي دهد درآن زمان مصريان از نظر معماري بسيار پيشرفته بوده اند . سنگ هايي كه دراين هرم به كار رفته است از خود كشور مصر گرفته نشده اند وطبق نظر بعضي از كارشناسان وباستان شناسان سنگ ها به مدت ده سال توسط كارگران حمل مي شده است وبعد از ده سال تازه به محل بناي اهرام مصر آورده شدند هنوز هيچ كس نمي داند كه اين سنگ ها مطعلق به چه كشوري است و يا مهندس يا معمار اهرام مصر چه كسي بوده است واز چه شيوه اي استفاده شده است. نكته اي كه بايد دراينجا به آن اشاره كرد اين است كه كارگران اهرام مصربر اثاث ياداشت هاي هردوت گويا درعرض بيست سال متمادي حدود صد هزار كارگر در ساخت اهرام مشغول بودند. جالب اينكه هر كارگر روزانه به اندازه ي يكصد گرم پياز مصرف مي كرده اند با اين حساب مشخص مي گردد كه هر روز براي تامين غذاي يكصدهزار كارگر معادل ده هزار كيلو پياز نياز بوده است. اين رقم در ده روز به يكصد هزار كيلو مي رسد. (يكصدتن )ومسلما در ماه نيز به سيصد تن مي رسد . بااين محاسبه مشخص است كه درعرض شش ماه كار متوالي حدود هزاروهشتصدتن پياز مصرف شده است. باتوجه به آن كه درآن زمان پياز ها را با چه زحمات وسختي اي از اقصي نقاط جهان وارد مصر مي كردند البته ما بايد نياز خود مردم مصر رانيز به اين ميزان بيفزاييم. اساس ارزيابي متر مكعب به اندازه ي فاصله ي ميان خورشيد وآلفا قنطوريس بوده واگر ميزان گازهاي حاصل از مصرف پياز را كه مردمان آن زمان دفع مي كردند حساب كنيم به اندازه ي ميزان پارگي به اندازه ي از بين رفتن لايه ي ازن اطراف كره ي زمين است. مجسمه ي ابولهل : يكي از آثار بسيار زيبايي كه در روبه روي هرم بزرگ قرار دارد مجسمه ي ابولهل است اين مجسمه از لحاظ معماري بسيار زيبا مي باشد و طبق مدارك به دست آمده اين مجسمه وظيفه ي محافظت از اهرام مصر وقبر خفو را دارد. فرعون به خاك سپرده مي شود : مصريان قديم مي پنداشتند كه وقتي كسي مي ميرد بايد از بدن او نگهداري كرد تا روحش بتواند به زندگي پس از مرگ ادامه دهد. ازهمين رو اندام هاي داخلي بدن مردگان مانند قلب وكليه و كبدو... را از بدن خارج مي كردند وآن را با روشي مخصوص به نمك آغشته مي كردند. سپس بدن را با پارچه هاي كتاني نوار پيچ مي كردند بدين ترتيب بدن مرده موميايي مي شد. عاقبت شده به همراه لباس و غذا و وسايل دفايي مورد نياز او به خاك سپرده مي شود.يال هرم خفو ٢٣٠متراست ومساحت قاعده ي آن بزرگتر از مساحت نه زمين فوتبال است. بعد از كشف جسد خفو در زير هرم او يك كشتي پيدا شد كه براي رد شدن خفو از رود نيل قرارداده شده بود. بعد از خفو نيز فراعنه اي روي كار آمدند مانند: منقرع (نوه ي خفو).خفرع (پسرخفو)كفرع (پسرخفو).

 

 

مرقد ملكه حشتپ سوت ، دير البحري ، حدود 1500 ق.م

باشکوه ترين مرقد يا معبد مردگان سلطنتي از اين ميان مرقد ملکه حتشب سوت بود که پيش از سرنگوني حکومتش به دست تحوطمسِ 3 ساخته شده بود. حتشپ سوت شاهدختي بود که چون هيچ جانشين ذکور قانوني براي سلطنت وجود نداشت، به خود مي باليد از اينکه توانسته بود «دو سرزمين مصر را به کار با کمرهاي خميده براي خودش» وا دارد. اين معبد که در حدود سال 1500 پيش از ميلاد در مجاورت خطوط معبد منتحوتپ از پادشاهي کهن ساخته شد ولي هرم آن را در حياط جلويي نداشت، از سطح کف دره تا سه طبقه ستوندار با خرپشته هاي اتصالي از پايين به بالا قد برافراشته است. نکته قابل توجه، تناسب بصري معبد با محيط طبيعي خود است. سنگها دراز عمودي و افقي ستون بنديها و توالي رنگ سياه و سفيد يا روشن و تاريک، با تقارن انسان – ساخته اش، الگوي صخره اي پرتگاههاي بالا را تکرار مي کنند. تک تک ستونها، که يا چهار گوش ساده اند يا به صورت يک شانزده ضلعي يخ دار تراشيده شده اند، تناسب و فضايي هنري با يکديگر پديد مي آورند. تقريباً نزديک به دويست پيکره نقش برجسته همه جانبي در ارتباط با معماري اين معبد ساخته شده بوده اند. نقشهاي نيم برجسته با رنگهاي درخشان و خيره کننده اي که سراسر ديوارها را پوشانده بودند و بقايايشان را امروزه هم مي توان مشاهده کرد، به همين علت ساخته شده بودند. اين نقشهاي برجسته، نمايشي از تولد، تاجگذاري و کارهاي بزرگ حتشپ سوت بودند. در روزگار او، مهتابيهاي معبد، مانند امروز قطعه زمينهايي خشک نبودند بلکه باغهايي پر از درخت کندر و گياهان ناياب بودند که ملکه به دنبال لشکرکشي به «سرزمين دور افتاده پونت» در ساحل درياي سرخ با خود آورده بود؛ و شرح اين واقعه به طرز نماياني در تزيينات پيکري معبد به چشم مي خورد.

 

معبد رامسسII،ابو سمبل، حدود 1257ق.م.  ( مصر باستان)

معبد تخته سنگي غول آساي رامسس 2، آخرين فرعون بزرگ و جنگاور مصر، که کمي پيش از خروج قوم يهود از مصر به پيشوايي موسي از مصر زندگي مي کرده است، در ابو سمبل بر ساحل چپ رود نيل ساخته شده است. رامسس که از پيکارهاي بسيارش براي زنده کردن امپراتوري مصر بر خود مي باليد، با قراردادن چهار تنديس شبيه سازي شده غول آساي خودش در نماي معبد ، به ستايش از عظمت خويش پرداخت و در آن اغراق کرد. در سال 1968، کل بناي معبد براي آنکه زير آب درياچه سد جديد الاحداث آسوان نرود، به نقطه اي ديگر انتقال داده شد. در دوره هاي بعد، افتخارات شاهان و عظمت امپراتوران را نيز با ساختن بناهاي عظيم و پرشکوه گرامي مي داشته اند، گويا گرايش به ساختمانها و پيکره هاي غول آسا از مختصات هنر بيش را ندارند؛ زيرا هرگونه ظريفکاري فداي بزرگتر کردن اندازه ها شده است. بزرگي مقياسها در داخل معبد نيز به اجرا درآمده است پيکره هاي غول آساي پادشاه که به قالب ستون تراشيده شده اند، در دو سوي دالان باريک معبد رو به يکديگر ايستاده اند و جسامت اغراق آميزشان  ظاهراً با فضاي معماري آن تناسب دارد. ستونها نگه داشته شده اند – يعني از دل صخره هاي موجود تراشيده شده اند – و هيچ نقشي در تحمل فشار سقف ندارند و از اين لحاظ مشابه ستونهاي مقابر بني حسن هستند. پيکره ستوني يا استفاده از پيکره مرد و زن به جاي ستون – کارياتيد – بعدها در معماري يونان پديد آمد و حضور آن در ابوسمبل را مي توان نخستين شکل کاربرد آن دانست.گذشته از معبدهاي مردگان، بناهاي عظيم ديگري بودند که براي ستايش از يک يا چند خدا ساخته مي شدند و غالباً شاهان يکي پس از ديگري بخشهاي تازه اي براي آنها مي افزوده اند و ابعادي غول آسا به آنها مي دادند، مانند آنچه در معابد کرنک و الاقصر ديده مي شود تمام اين معبدها نقشه هاي اجرايي مشابهي داشتند. نقشه هر معبد سردر دار نمونه بر امتداد محور واحد خياباني که از وسط يک حياط و تالار ستوندار مي گذرد و به مرقدي کم نور مي رسد، از دو سر قرينه سازي شده است. نشان بارز مسير آراسته به پيکره ها، نماي سردر ساده و عظيم آن با ديوارهاي شيبدار است. نمونه درشت نمايي شده سردر از معبد هوروس در ادفو گرفته شده است. اين معبد در دوره حاکميت بطالسه ساخته شد و سند برجسته اي از ماندگاري سنتهاي هنري مصريان است. سطح پهناور سردر مزبور به وسيله دروازه اي به دو بخش مي شود. در دو سوي اين دروازه شکافهاي باريک و بلندي براي نگه داشتن ميله پرچم تعبيه شده است. چندين نقش نيم برجسته نيز بر روي بال سردر ديده مي شود. پهلوها و بالاي سر در با تعدادي کارهاي قالبزني تکميل مي شود. در داخل، حياطي وجود دارد که سه طرفش ستون بندي شده، پس از آن تالاري است بين حياط و مرقد يا قدس الاقداس که محور طولانيش به محور کل مجموعه ساختماني معبد عمود است.  

 

 

 آناليز يادگارهاي مصر باستان با تصوير نگاري مادون قرمز :

 آناليز يادگارهاي مصر باستان با تصوير نگاري مادون قرمز : کشف رمز از موميائي فراعنه مطالعه بازمانده هاي باستاني با مدرن ترين تکنولوژي موجود يکي از اهداف پروژه موميايي موزه منچستر است. مقاله زير نشان مي دهد که چگونه تصوير نگاري مادون قرمز، ابزاري ارزشمند براي اين منظور فراهم کرده و براي مطالعه ترکيبات شيميايي اجساد موميايي، در 3000 سال قبل، مورد استفاده واقع شده است. تا قرن بيستم، بيشتر يافته هاي ما در مورد مصر باستان و تمدن آن ها بر اساس نظريات و گزارشات نويسندگان قديمي، از اهرام و نقوش حک شده بر ديوارها و نيز بر اساس تئوري هايي بود که توسط باستانشناسان ارائه شده بود. به تدريج، آناليزهاي علمي بر روي بافت ها و تصاوير ديوارها، کمک زيادي به پايه دانش ما در اين زمينه کرد و تکنيک هاي مورد استفاده براي آزمايش آنها گسترش يافت. اين مقاله استفاده از متدهاي جديد تصويرنگاري مادون قرمز براي تعيين ترکيبات شيميايي در مقياس ميکروسکوپي را بيان مي کند. امروزه محققان با استفاده از روش هاي گازکروماتوگرافي اسپکترومتري جرمي GC/MS و LC/MS گزارشات نويسندگان قديم در مورد مراحل موميايي کردن اجساد توسط مصريان باستان را بررسي و تاييد مي کنند. اين متدهاي جديد در پروژه عظيم موميايي موزه منچستر، تحت نظر مسئول مصرشناس پروفسور روزالي ديويد اجرا شده اند. اين پروژه، که در سال 1972 شروع شد، با هدف استفاده از جديدترين تکنولوژي موجود در تحقيقات اجساد موميايي 3000 ساله امپراتوري مصر آغاز به کار کرد. اين آثار در موزه کلکسيون مصر در منچستر نگهداري مي شوند. تکنيک هاي مورد استفاده در 30 سال گذشته از قبيل اسکنينگ مغناطيسي، DNAprofiling و آناليز X-Ray و اخيرا آناليز کروماتوگرافي و اسپکتروسکوپي، که در اينجا شرح داده مي شوند، راه هايي را پيش رو گذاشته اند که براي دانستن زندگي اين دوره مصري ها کمک زيادي کرده است. براي دادن نظر به اين ميل پيام دهيد

 

 

 نام خدايان مصر باستان :

اين هم اکثر خدايان مصر باستان ، از ميان خدايان مصريان تنها آمون – را را مي توان به خدايه يگانه نزئيک ديد اما عمر اين پرستش اين خئا کوتاه بود و تنها به زمان 50سال در زمان سينوهه پزشک فرعون پرستيده ميشد.

 

آموت :خورنده قلب گناه كاران درگذشته ، به شكل كروكود يل، شيروكرگدن نمايش داذه مي شد .

 

آمون- را :وابسته به ؛ را ؛ خداي خورشيد ، پادشاه خدايان در دوره پاد شاهي جد يد .

 

آنوبيس :خداي شغال مانند ، خداي مردگان، حامي موميايي كنندگان

 

آپيس: خداي باروري ، به شكل گاو نر نشان داده مي شد.

 

آتن: خداي قرص خورشيد . در طي دوران سلطنت پادشاه ؛اخناتون ؛ به عنوان خداي متعال پرستيده ميشد

باستت :الهه گربه ، حامي زنان باردار

 

بس: خداي كوتوله ، حامي خانه و دور كننده ارواح شرور

 

داموتف :خدايي با سر شغال حامي معده متوفيان

 

گب:خداي زمين و باروري آن ، پدر (ازيريس) ، (ازيس) ، (نفتيس) و (سث) . غالبا يك غاز ماده روي سر  آن نقش مي شد .

 

هاپي :با سر ميمون. حامي زبان در گذشتگان.

 

ايم-ستي: حامي كبد درگذشتگان ، به شكل مردي موميايي شده تصوير مي شد .          

 

ايزيس : الهه بزرگ آفرينش و زنده كننده مردگان ، همسر ايزيس و مادر هوروس .

 

خپري : خداي سوسك سرگين غلتان ، نماد زايش دوباره . عقيده بر اين بود كه هر روز خورشيد را به سمت آسمان هل مي دهد

 

خنوم  :خداي قوچ سر، كسي كه زندگي را بر روي صفحه چرخ كوزه گري خود به وجود آورد.

 

خونسو : خداي ماه و شفا بخشي ، پسر آمون و موت .

 

ماآت  :دختر ؛ را؛ مظهر حقيقت و دادرسي . غالبا با يك پر عمودي بالاي سرش نشان داده مي شود .

 

مين :خداي باروري گياهان و جانوران .

 

موت: الهه اي كه اسم او به معناي مادر است . همسر آمون و مادر خونسو .

 

نيث: الهه جنگ و آفرينش .غالبا دو نيزه متفاطع  بر روي يك سپر ، نشان اوست .

 

نخبت : الهه كركس حامي ونماد مصر عليي .

 

نفتيس : خواهر ايزيس و ازيريس ، مادر آنوبيس ،حامي مردگان .

 

نوت :الهه آسمان . گاهي به شكل پوشيده از ستارگان كه به شكل كمان مانند بر روي همسرش (گب) خم شده نشان داده مي شود  .

 

ازيريس : پادشاه جهان زيرين و خداي زايش دوباره، اولين قاضي مردگان  .

 

پتح  :خداي هستي بخش ، حامي هنرمندان و پيشه وران .

 

كبح سنوف: شاهين سر ، حامي روده مردگان

 

را :خداي خورشيد . پدر خدايان به وجود آورنده همه زندگي بر روي زمين و بهشت .

سخمت: اله عقرب حامي زنان در هنگام وضع حمل .

 

سراپيس : خداي دوران يوناني ، تركيبي از (ازيريس) و (آپيس) .

 

سث :خداي رعد و برق ، قاتل ازيريس و رقيب هورس.

 

شو :خداي هوا ، معمولا در حالتي كه آسمان را نگه داشته نشان داده مي شد .

 

سبك :خداي كروكود يل ، پسر نيث .

 

تفنوت:  خداي نم و رطوبت؛ همسر (شو) معمولا به صورت زني با سر شير نشان داده مي شد .

 

ثوث  :خداي علم و نويسند گي به صورت لك لك مصري، مردي با سر لك لك مصري و يا ميمون نشان داده مي شد .

 

واجت:  الهه كبري ، حامي و نماد مصر سفلي .  

 

هوروس : خداي آسمان در هيات شاهين ، نشان ايزدي پادشاه

 نفرين اهرام مصر باستان:

 

کاهنان دربار فراعنه در تمدن مصر باستان مرموزترين شخصيت هاي تاريخ به شمار مي روند تا جايي که نحوه زندگي برخي از آنان کتابهايي مستقل به چاپ رسيده است . هوش و زيرکي اين کاهنان در سايه تمدن مصر تنها به دايره نفوذ انکار پذير آنان ساختار حکومت فراعنه ختم نمي شود ؛ آنان با تسلط به برخي علوم مانند فيزيک ،شيمي و با استفاده از نوع معماري و مواد مهلک و سمي مقبره فراعنه به مکانهاي بسيار مرگبار تبديل مي کردند تا جايي که هر فرد راه يافته به گنجينه هاي مدفون در مقابر اگر حتي از تله هاي گوناگون ، فرو ريختن سقف و ... عبور کنند گرفتار گازهالي سمي مي شود که در فضاي بسته انتظار هر راهزني را مي کشد

 

«لرد کارنارون» و«هوارکارتر»باستان شناسان معروف انگليسي بودند که سرنوشت عجيسبشان موجب شد در سراسر جهان مشهور شوند. اين دو باستان شناس ديوار مقبره توتن تامون را به منظور اکتشافات باستاني تخريب کردند . نارون اولين نفر وارد مقبره شد و در حالي که نور از داخل فوران مي کرد کارتر پرسيد ، چه مي بيبني ؟

 

نارون چيزهاي شگفت انگيز مقبره که پر از طلا بود که معروفترين آن ماسک مومياييوي است و... در حدود چهل روز بعد از اين ماجرا هوار کارتر از قاهره تلگرافي دريافت کرد که به او خبر داده شد لرد کار نارون به طور جدي بيمار است و تب شديدي دارد هنگامي که کارتر به ملاقات لرد کارنارون رفت وي دوازده روز بود که با تب هاي بسيار شديد دست و پنجه نرم مي کرد و در همان شب مرد .

 

چند روز بعد ، باستان شناس امريکايي – آرتور ميس – که به کارتر کمک کرده بود رفت تا ديوار اتاق فرعون را خراب کند احساس تشنگي کرد و پيش از آنکه پزشکان بتوانند اظهار نظر بکنند وي هم مرد

 

فرداي آن روز ميلياردر معروف امريکايي جرج جي گل ولر- که او هم در تخريب ديوار مقبره فرعون شرکت داشت از مرگ دوست خود لرد کار نارون بشدت غمگين شده بود تب شديدي کرد و به تشخيص پزشکان بر اثر نارسایی قلبی مرد .*. هنگامی که ماسک طلایی توتن تانون را به موزه قاهره بردند همه از نفرین آن واهمه داشتند – درتاریخ 3 نوامبر 1962 (12آبان 1341) یکی از پرفسورهای پزشکی و زیست شناسی دانشگاه قاهره – بعد از مطالعه تمامی نظریه ها و طرح نظریه رادیو اکتیویته و همچنین طور مسمومیت محیط مقبره فرعون به علت بسته بودن کامل آمادگی خود را برای اعلام نظریه علمی در باب این باصطلاح «نفرین» اعلام کرد . پروفسور عزالدین طاها این اسرار آمیز را شکسته بود روزنامه نگاران سراسر جهان به سالن همایش هجوم آوردند پروفسور اعلام کرد : چندین سال است که من تعداد فراوانی از باستان شناسان و کار کنان گنجینه ها را معاینه می کنم .

 

 در تمامی موارد مشاهده کردم که در بدن مریض های من ویروس وجود دارد که مجب تورم مجار تنفس و تب های شدیدی می شود با تحقیق در مورد این بیماری در مرکز میکروب شناسی قاهره برخی ویروس های خطرناک را تشخیص دادم که موجب ناخوشی گوناگون است بین آنها ویروس آپسوژینوس نپژر7 نیز این ویروس می تواند در درون مومیایی ها و مقابر و اهرام حدود حداقل سه تا چهار هزار سال زنده بماند .

 

وی گفت : این فکر نفرین را رد می کند و من علت مرگ را ویروس می دانم نفرین الان هم بعضی که نیروی فوق طبیعی در اهرام اعتقاد دارند که من آن را رد می کنم

 

این نظریه تا حدودبسیاری ترس را از بین برد چون همه چیز علمی بود . چند روز بعد پرفسور طاها در یکی از جاده ها ی قاهره به همراه دونفر از همکاران علمی اش تصادف کرد ودر دم جان سپرد و جالب آنکه در تشریح پسر پرفسور طاها نشان داد که وی نیز قربانی نارسایی قلبی شده است .

 

من خودم نظر نمی دم ولی من هم نفرین را رد می کنم چرا که خود پرفسور طاها نیز همان ویروس را دارا بوده که به علت تحقیق روی مرده ها به آن مبتلا می باشد به نظر می آید که اهرام در طی سالیان تمامی رموزش آشکارشود.

 

 

 آخناتون و دوره عمارنه (فرعون زمان سينوهه):

اين نوسانهاي کوچک در فرمولهاي ديرينه سال، آغازگر تحولي کوتاه مدت ولي خشونت آميز در هنر مصر گرديد که يگانه گسست در زنجيره پيوسته سنت طولاني آن به شمار مي رود. در سده چهاردهم پيش از ميلاد، امپراتور آمنوفيس 4 ( آمنوحتپ 4) که بعدها به آخناتون (يا ايخناتون) معروف گرديد، دين آتون خداي همگاني و يگانه خداي آفتاب را رسماً پذيرفت. او بدين ترتيب پرستش آمون را که در نزد طيوه ايها مقدس بود و کاهنان پرقدرت معابدي چون کرنک و الاقصر و مردم مصر بدان ايمان داشتند، برانداخت و با آن به ستيز برخاست. او نام آمون را از همه کتيبه ها، حتي از نام خودش و نام پدرش آمنوفيس 3 حذف کرد. معابد بزرگ را تخليه کرد، کاهنان و مردم عادي را برانگيخت و پايتختش را از طيوه به نقطه اي که امروزه تل العمارنه ناميده مي شود انتقال داد و در آنجا شهر و زيارتگاههاي مخصوصي براي دين آتون برپا داشت.اين اقدام آمنوفيس 4 که ديگر آخناتون ناميده مي شد – با آنکه ممکن است بوي روان پريشي يا تعصب گرايي ناشي از گرايش ناگهاني به دين جديد بدهد، پيامد رويدادهايي در شکل گيري و گسترش دامنه اقتدار سلسله بزرگ هجدهم بود. مصر...

 

 

مصر سرزمين رازها:

 

سرزمين مصر ازمرداب دلتاي شمالي آن گرفته تامرزهاي باير جنوبي،سرزميني است كه به قول يكي از باستان شناسان معاصر "امكان ندارد بيل خود را در خاك فرو كنيدو چيزي نيابيد".

 اين كشور باچنين گنجينه عظيمي قرنها است افراد كنجكاو را به خود جلب كرده است.در بين اين افراد، كساني بوده اندكه به قصد كسب ثروت،به حفاري پرداخته وديگراني كه خود را باستان شناس مي ناميدند اما بر اساس معيارهاي امروزي ،جز مشتي افراد مبتدي نبودند.بدترين اينان ،آن دسته افرادي بودند كه به خاطر طمع خويش بيش از آنكه به حال باستان شناسي مفيد باشند مضر واقع شدند.آنان براي تخليه سريع يك گور يا معبد،قرائن با ارزشي را نابود كردندكه چه بسا در حل معما هايي كه هنوز هم در مورد اين اشياء وجود دارد كمك مي نمود.در بهترين حالت،محققان جز استادان برجسته،عاشقان تاريخ،و خادمين انسانيت نبودند.آنان درهايي را گشودند كه ميان زمان حال و مصر باستان قرار داشت و به نيابت از سوي همه فريفتگان روزگار باستان،از ميان  آيينه سحرآميزي عبور كرده وقدم در سرزمين شگفت انگيز فراعنه گذاشتند.

 

 

    با توجه به خشكي حاكم بر اين سرزمين،نه فقط اشياء داخل گورها پس از سالها تا حدود زيادي دست نخورده باقي مانده بودندبلكه همراه با آنها اشياء زيادي يافت شد كه اطلاعات زيادي را در مورد تمدن هزاران سال پيش آشكار ساخت.

   مصر نه فقط يكي از اولين تمدنهاي باستان است بلكه از طولاني ترين قدمت نيز برخوردار مي باشد.علت اين امر عمدتأ  به موقعيت جغرافيايي مصر مربوط مي شود.سرزميني پرت كه در ميان دو صحرا واقع شده و آن را قادر مي ساخت تا بدون تأثير و نفوذ خارجي،در اطراف دره نيل به شكوفايي دست يابد.اين سرزمين سبز وحاصلخيز كه فقط از 3 تا 20 كيلو متر پهنا برخوردار بود،از آبشار نيل در آسوان آغاز شده و پس از پشت سر گذاشتن 1000 كيلو متر،در شمال به دلتاي نيل خاتمه پيدا مي كردكه در اين نقطه رود نيل از طريق آبراههاي متعدد به درياي مديترانه مي ريخت.طغيان هر ساله اين رود،گلولاي قهوه اي تيره رنگي را پيشكش زمينهاي كشاورزان مي كردكه سبب نظم و ترتيب زندگي  گشت. نام باستاني سرزمين مصر "كمت" به معناي سرزمين سياه و به نعمتي كه آب ارزاني مي دارد اشاره دارد...

 

 

علائم نوشتاري در مصر باستان:

 Hieroglyphs  حروف تصويري در مصر باستان بعنوان کلمات خداوند تصور مي شد و اغلب توسط روحانيون مورد استفاده قرار مي گرفت. اين حروف اغلب براي تزئين ديوار معابد بکار برده مي شد ومردم براي استفاده عادي و روزانه - مانند بازرگاني - معمولا" از حروف ديگري استفاده مي کردند. اين نوع نوشتار تا حدود قرن چهارم ميلادي در مصر کاربرد داشته است  Hieroglyphs .به نوعي نمايشگر هنر در مصر باستان نيز بود، چرا که آنها بسادگي با ديدن و بدون تفکر راجع به اينکه اين کلمه ممکن است چه معنايي بدهد از اين علائم برداشتهاي لازم را مي کردند هرچند به تدريج علائم مورد استفاده در نوشتارها بيتشر متوجه صدا شد تا معني. در هر صورت اين نوع از علائم را مي توان به دو دسته تقسيم کرد.
دسته اول آنهايي هستند که معنا دارند همانند علامتي که براي خورشيد مي کشيدند که مي توانست به معني خود خورشيد باشد يا به معني ديگري مانند روز از آن استفاده شود. دسته دوم از اين علام آنهايي هستند که فقط بيان کنند صدا مي باشند. بعنوان مثال کشيدن شکل دهان (Mouth) بعنوان صدا يا حرفي که اين کلمه در مصر باستان با آن شروع مي شده است (R). نکته جالب توجه آن است که مصريان باستان متوجه تفاوت ميان حروف باصدا و بي صدا شده بودند اما جاي تاسف آن است که آنها از علائم مشابه حروف بي صدا براي حروف باصدا استفاده نميکردند. لذا تقريبا" ما هرگز نمي توانيم نحوه تلفظ لغات توسط آنها را بدرستي پيدا کنيم Hieroglyphs .ها بصورت افقي يا عمودي نوشته مي شد و ممکن بود که از چپ به راست و يا حتي راست به چپ خوانده شوند. روش تشخيص جهت ساده بود چراکه هموراه يا علامت انسان و يا حيوان در ابتداي جملات قرار داشتاما در مورد اعداد بايد گفت که در 3500 سال پيش از ميلاد در مصر از سيستم اعداد بصورت ده دهي استفاده مي شد و بنظر مي آيد که آنها تا يک ميليون را بخوبي مي شناختند. توانايي بالاي آنها در شمارش مقادير زياد بيشتر بخاطر آن باشد که مي خواستند تعداد افراد ارتش، يا زنداني ها، يا دامها و ... خود را بتوانند شمارش کنند . آنها از يک تا نه را با تعدادي خط نمايش ميدادند و سپس مقادير 10، 100، 1000 و غيره را با علائم ديگر. بعنوان مثال گياه لوتوس (نيلوفر آبي) نمايشگر 1000 بود و يا يک انگشت بيانگر 10 هزار و ...

 

 

 



[ 87/03/14 ] [ 10:17 ] [ ...abc ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

همیشه منتظر نظر و پشنهادات شما هستیم
h_abc2007@yahoo.com
امکانات وب
بک لينک